امام‌ خميني‌ و گسترة‌ آزادي‌ زن‌

 مهدي‌ مهريزي‌

 اشاره‌ :

  مسأله‌ «آزادي‌ زنان‌» بسان‌ بسياري‌ از مفاهيم‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ جديد چند پهلو و لغزنده‌ است‌ ،چرا كه‌ مي‌توان‌ آن‌ را بر بستر فرهنگ‌ و انديشه‌هاي‌ گوناگون‌ ارائه‌ و نتايج‌ متفاوت‌ از آن‌ بر گرفت‌. به‌ تعبير ديگر، آزادي‌ زنان‌ مانند اصل‌ آزادي‌ از منظرهاي‌ گوناگون‌ بدان‌ نگريسته‌ مي‌شود و صف‌ بنديهاي‌ ويژه‌اي‌ را ايجاد مي‌كند .

 ممكن‌ است‌ آزادي‌ زن‌ در معناي‌ اباحي‌گري‌ و ابتذال‌ به‌ كار گرفته‌ شود. چنانكه‌ ممكن‌ است‌ آن‌ را به‌ معني‌ رهايي‌ از قيد و بند سنتهاي‌ قومي‌ و مردسالارانه‌ به‌ كار گرفت‌، يعني‌ زن‌ انساني‌ مستقل‌ است‌ كه‌ مي‌تواند خود انتخاب‌گر باشد .

 در اين‌ نوشتار ،آزادي‌ زن‌ به‌ معناي‌ دوم‌ از ديدگاه‌ امام‌ خميني‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرد         در لابه‌ لاي‌ گفته‌ها و نوشته‌هاي‌ امام‌ در دوران‌ مبارزه‌ و دو دهه‌ اول‌ انقلاب‌ به‌ مواردي‌ بسيار برمي‌خوريم‌ كه‌ در بحث‌ آزادي‌ زنان‌ رهگشا و بستر تحقيق‌ و پژوهش‌ مي‌تواند قرار گيرد. برخي‌ از اين‌ گفته‌ها و نوشته‌ها به‌ آزادي‌ زن‌ به‌ صورت‌ كلي‌ اختصاص‌ دارد و برخي‌ ديگر به‌ بيان‌ مصاديق‌ و عرصه‌هاي‌ آزادي‌ مي‌پردازد .

 1ـ در خصوص‌ زنان‌ ،اسلام‌ هيچ‌ گاه‌ مخالف‌ آزادي‌ آنها نبوده‌ است‌ ؛ به‌ عكس‌ امام‌ با مفهوم‌ زن‌ شي‌ء شده‌ و به‌ عنوان‌ شي‌ء مخالفت‌ كرده‌ است‌ و شرافت‌ و حيثيت‌ وي‌ را به‌ وي‌ باز داده‌ است‌، زن‌ مساوي‌ مرد است‌ ،زن‌ مانند مرد آزاد است‌ كه‌ سرنوشت‌ و فعاليتهاي‌ خود را انتخاب‌ كند، اما رژيم‌ شاه‌ كه‌ با غرق‌ كردن‌ آنها در امور خلاف‌ اخلاق‌ مي‌كوشد تا مانع‌ آن‌ شود كه‌ زنان‌ آزاد باشند و اسلام‌ شديداً معترض‌ به‌ اين‌ امر است‌ .اين‌ رژيم‌ آزادي‌ زن‌ را البته‌ نظير آزادي‌ مرد از ميان‌ برده‌ و پايمال‌ ساخته‌ است‌، زنان‌ مانند مردان‌ زندانهاي‌ ايران‌ را پر كرده‌اند و در اينجاست‌ كه‌ آزادي‌ آنها در معرض‌ تهديد و خطر قرار گرفته‌ است‌. ما مي‌خواهيم‌ كه‌ زنان‌ را از فسادي‌ كه‌ آنها را تهديد مي‌كند آزاد سازيم‌ .

 2ـ تبليغات‌ سوء شاه‌ و كساني‌ كه‌ با پول‌ شاه‌ خريده‌ شده‌اند ،چنان‌ موضوع‌ آزادي‌ زن‌ را براي‌ مردم‌ مشتبه‌ كرده‌اند كه‌ خيال‌ مي‌كنند اسلام‌ آمده‌ است‌ كه‌ فقط‌ زن‌ را خانه‌ نشين‌ كند. چرا با درس‌ خواندن‌ زن‌ مخالف‌ باشيم‌؟ چرا با كار كردن‌ او مخالف‌ باشيم‌؟ چرا زن‌ نتواند كارهاي‌ دولتي‌ انجام‌ دهد ؟چرابا مسافرت‌ كردن‌ زن‌ مخالفت‌ كنيم‌ ،زن‌ چون‌ مرد در تمام‌ اينها آزاد است‌ ؛ زن‌ هرگز با مرد فرقي‌ ندارد .

 3ـ زنان‌ در جامعه‌ اسلامي‌ آزادند و از رفتن‌ آنان‌ به‌ دانشگاه‌ و ادارات‌ و مجلسين‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ جلوگيري‌ نمي‌شود، از چيزي‌ كه‌ جلوگيري‌ مي‌شود ،فساد اخلاقي‌ است‌ كه‌ زن‌ و مرد نسبت‌ به‌ آن‌ مساوي‌ هستند و براي‌ هر دو حرام‌ است‌.

 4ـ در نظام‌ اسلامي‌، زن‌ همان‌ حقوقي‌ را دارد كه‌ مرد دارد، حق‌ تحصيل‌ ،حق‌ كار، حق‌ مالكيت‌ ،حق‌ رأي‌دادن‌،حق‌ رأي‌ گرفتن‌ ،در تمام‌ جهاتي‌ كه‌ مرد حق‌ دارد ،زن‌ هم‌ حق‌ دارد ؛ ليكن‌ هم‌ در مرد مواردي‌ است‌ كه‌ چيزهايي‌ به‌ دليل‌ پيدايش‌ مفاسد بر او حرام‌ است‌ و هم‌ در زن‌ مواردي‌ هست‌ كه‌ به‌ دليل‌ آنكه‌ مفسده‌ مي‌آفريند حرام‌ است‌ .

 5ـ زن‌ بايد در مقدرات‌ اساسي‌ مملكت‌ دخالت‌ كند. شما همان‌گونه‌ كه‌ در نهضتها نقش‌ اساسي‌ داشته‌ايد و سهيم‌ بوده‌ايد، هم‌ اكنون‌ هم‌ باز بايد در پيروزي‌ سهيم‌ باشيد و فراموش‌ نكنيد كه‌ هر موقع‌ اقتضا كند، نهضت‌ كنيد و قيام‌ كنيد .

 6ـ زنان‌ در انتخاب‌ فعاليت‌ و سرنوشت‌ و همچنين‌ پوشش‌ خود با رعايت‌ موازيني‌ آزادند و تجربه‌ كنوني‌ فعاليتهاي‌ ضد رژيم‌، نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ زنان‌ بيش‌ از پيش‌ آزادي‌ خود را در پوششي‌ كه‌ اسلام‌ مي‌گويد، يافته‌اند.

 7ـ در اسلام‌ زن‌ بايد حجاب‌ داشته‌ باشد ولي‌ لازم‌ نيست‌ كه‌ چادر باشد ؛ بلكه‌ زن‌ مي‌تواند هر لباسي‌ را كه‌ حجابش‌ را به‌ وجود آورد اختيار كند .

 8ـ زنان‌ در جامعه‌ اسلامي‌ آزادند و از رفتن‌ آنان‌ به‌ دانشگاه‌ و ادارات‌ و مجلسين‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ جلوگيري‌ نمي‌شود، از چيزي‌ كه‌ جلوگيري‌ مي‌شود، فساد اخلاقي‌ است‌ كه‌ زن‌ و مرد نسبت‌ به‌ آن‌ مساوي‌ هستند و براي‌ هر دو حرام‌ است‌ .

 9ـ زن‌ و مرد همه‌ آزادند در اينكه‌ دانشگاه‌ بروند، آزادند در اينكه‌ ـ عرض‌ مي‌كنم‌ ـ رأي‌ بدهند، رأي‌ بگيرند.

 10ـ اسلام‌ با آزادي‌ زن‌ نه‌ تنها موافق‌ است‌، بلكه‌ خود پايه‌ گذار آزادي‌ زن‌ در تمام‌ ابعاد وجودي‌ زن‌ است‌.

 11ـ امام‌ (ره‌) در پاسخ‌ به‌ سؤال‌ خبرنگار آلماني‌ فرمودند :

 اين‌ حرفهايي‌ كه‌ راجع‌ به‌ زنان‌ و يا مسايل‌ ديگر شنيده‌ايد، اينها همه‌ تبليغات‌ شاه‌ و اشخاص‌ مغرض‌ است‌، زنها آزاد هستند و در تحصيل‌ هم‌ آزاد هستند، در كارهاي‌ ديگر هم‌ آزادند ،همان‌ طور كه‌ مردها آزادند .

 12ـ امام‌ همچنين‌ در جمع‌ گروهي‌ از خواهران‌ معلم‌ و محصلين‌ مشهد فرمودند :

 اين‌ آزادي‌ كه‌ الان‌ براي‌ ملت‌ ما هست‌، براي‌ زن‌، براي‌ مرد، براي‌ نويسنده‌ها، براي‌ چيزها، اين‌ آزادي‌، آزادي‌ است‌ در كليه‌ اموري‌ كه‌ اين‌ امور به‌ نفع‌ خود شما هست‌. شما آزاديد برويد بيرون‌ مطالب‌ خودتان‌ را بگوييد، انتقاد از دولت‌ بكنيد ،انتقاد از هر كس‌ كه‌ پايش‌ را كج‌ گذاشت‌ بكنيد، هيچ‌ كسي‌ نيست‌ كه‌ به‌ شما بگويد چرا ؟

 برويد در جهاد سازندگي‌، با ملت‌ خودتان‌ برويد و همراهي‌ كنيد. آزاديد، مي‌رويد مي‌كنيد، تمام‌ چيزهايي‌ كه‌ در رشد انسان‌ در رشد خواهرها و برادرها و اين‌ كودكهاي‌ عزيز دخالت‌ دارد اينها همه‌ آزاد هستند .

 در اين‌ دوازده‌ بندي‌ كه‌ از سخنان‌ امام‌ نقل‌ شد و نمونه‌هايش‌ بسيار است‌ علاوه‌ بر تأكيد بر اصل‌ آزادي‌ زنان‌، از محورها و مصاديق‌ آزادي‌ به‌ اين‌ شرح‌ ياد شده‌ است‌ :

 يك‌. آزادي‌ تحصيل‌

 دو. آزادي‌ شركت‌ در امور سياسي‌

 سه‌. آزادي‌ اشتغال‌ و فعاليتهاي‌ اقتصادي‌

 چهار. آزادي‌ سفر

 پنج‌. آزادي‌ در نوع‌ پوشش‌ با حفظ‌ حدود حجاب‌

 طرح‌ مسأله‌ آزادي‌ زنان‌ از يك‌ انسان‌شناسي‌ ويژه‌ برمي‌خيزد .در اين‌ انسان‌شناسي‌ زن‌ و مرد از هويت‌ انساني‌ مستقل‌ برخوردارند و هيچ‌ يك‌ نسبت‌ به‌ ديگري‌ اصل‌ نيست‌. اين‌ معنا از متون‌ مسلم‌ ديني‌ به‌ ويژه‌ قرآن‌ كريم‌ استخراج‌ مي‌شود .در اينجا به‌ شرح‌ مباني‌ ديني‌ پنج‌ محور ياد شده‌ مي‌پردازيم‌ ،ضمن‌ آنكه‌ به‌ جهت‌ طولاني‌ شدن‌ مقاله‌، محورهاي‌ چهارم‌ و پنجم‌ يعني‌ آزادي‌ سفر و آزادي‌ در نوع‌ پوشش‌ را به‌ فرصتي‌ ديگر وا مي‌گذاريم‌ .

 يك‌. آزادي‌ تحصيل‌

 يكي‌ از ارزشمندترين‌ ويژگيهاي‌ انساني‌، توان‌ و استعداد او براي‌ كسب‌ آگاهي‌ و معرفت‌ است‌. آگاهي‌ از خويشتن‌ ،از جهاني‌ كه‌ در آن‌ زندگي‌ مي‌كند ،از اسرار و رموز نهفته‌ در هستي‌ و... اين‌ آگاهي‌ را انسان‌ از طريق‌ حواس‌، تعقل‌ و كشف‌ و شهود مي‌تواند كسب‌ كند و به‌ ميزان‌ آن‌ براي‌ خويشتن‌ كمال‌ وجودي‌ به‌ دست‌ آورد .

 در شريعت‌ اسلامي‌ اين‌ كمال‌ از صنفي‌ دريغ‌ نشده‌ ،بلكه‌ انسان‌ با تمامي‌ اصنافش‌ به‌ دانش‌طلبي‌ دعوت‌ شده‌ است‌ .

 خداوند آنجا كه‌ دانشيان‌ را مي‌ستايد و جاهلان‌ را نكوهش‌ مي‌كند ،به‌ صورت‌ عام‌ سخن‌ گفته‌ است‌ :

 يَرفَع‌ الله‌ الذينَ آمَنوا و الذينَ اُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ .

 خدا رتبة‌ كساني‌ از شما را كه‌ گرويده‌ و كساني‌ كه‌ دانشمندند بر حسب‌ درجات‌ بلند گرداند .

 قُل‌ هَل‌ يَستَوي‌ الذينَ يَعْلَمُونَ و الذينَ لا' يَعْلَمُونَ .   بگو :آيا كساني‌ كه‌ مي‌دانند و كساني‌ كه‌ نمي‌دانند يكسانند؟!

 همچنين‌ خداوند يكي‌ از اهداف‌ پيامبران‌ را تعليم‌ انسانها دانسته‌ بدون‌ آنكه‌ آن‌ را مختص‌ صنفي‌ سازد :

 كما ارسلنا فيكم‌ رسولاً منكم‌ يتلو عليكم‌ آياتنا و يزكيكم‌ و يعلمكم‌ الكتاب‌  و الحكمة‌ و يعلمكم‌ ما لم‌ تكونوا تعلمون‌.

 همان‌ گونه‌ كه‌ در ميان‌ شما پيامبراني‌ از شما فرستاديم‌ ،آيات‌ ما را بر شما تلاوت‌ مي‌كنند، شما را تزكيه‌ كرده‌ و كتاب‌ و حكمت‌ مي‌آموزند و به‌ شما مي‌آموزند آنچه‌ نمي‌توانستيد ياد بگيريد .

 به‌ جز اين‌ در كلام‌ پيشوايان‌ و سيرة‌ زندگي‌ آنان‌ ،تشويق‌ و ترغيب‌ به‌ دانش‌طلبي‌ بسيار ديده‌ مي‌شود .

 اگر از تعبيرهايي‌ عام‌ چون‌ ؛

 طَلَبُ العِلمِ فَريضَة‌ علَي‌' كُل‌ مُسْلِمِ .

 دانش‌ اندوزي‌ بر هر مسلماني‌ واجب‌ است‌.

 از اينها كه‌ بگذريم‌ شواهد بسيار بر رواج‌ علم‌ و دانش‌ در ميان‌ زنان‌ در عصر رسول‌ خدا مي‌بينيم‌ .

 دو. آزادي‌ شركت‌ در امورسياسي‌

 مشاركت‌ سياسي‌ زنان‌ از متون‌ ديني‌ و تاريخ‌ صدر اسلام‌ به‌ وضوح‌ و روشني‌ قابل‌ تأييد و اثبات‌ است‌ .قرآن‌ كريم‌ بارزترين‌ نمودهاي‌ فعل‌ سياسي‌ را براي‌ زنان‌ اثبات‌ مي‌كند. در اينجا به‌ ذكر چند شاهد و گواه‌ بسنده‌ مي‌شود .

 1ـ بيعت‌

 قرآن‌ كريم‌ بيعت‌ با حكومت‌ را كه‌ بارزترين‌ فعل‌ سياسي‌ در جامعه‌ مي‌باشد براي‌ زنان‌ مي‌پذيرد: يا ايها النبي‌ اذا جاءك‌ المومنات‌ يبايعنك‌ علي‌ ان‌ لا يشركن‌ بالله‌ شيئاً و لا يسرقن‌ و لايزنين‌ و لا يقتلن‌ اولادهن‌ و لاياتين‌ ببهتان‌ يفترينه‌ بين‌ ايديهن‌ و ارجلهن‌ و لا يعصينك‌ في‌ معروف‌ فبايعهن‌ و استغفرلهن‌ الله‌ ان‌ الله‌ غفور رحيم‌ .

 اي‌ پيامبر! چون‌ زنان‌ با ايمان‌ نزد تو آيند كه‌ (با اين‌ شرط‌) با تو بيعت‌ كنند كه‌ چيزي‌ را با خدا شريك‌ نسازند، و دزدي‌ نكنند، و زنا نكنند، و فرزندان‌ خود را نكشند، و بچه‌هاي‌ حرامزاده‌ پيش‌ دست‌ و پاي‌ خود رابا بهتان‌ (و حيله‌) به‌ شوهر نبندند، و در (كار) نيك‌ از تو نافرماني‌ نكنند، با آنان‌ بيعت‌ كن‌ و از خدا براي‌ آنان‌ آمرزش‌ بخواه‌، زيرا خداوند آمرزندة‌ مهربان‌ است‌ .

 در بيعت‌ «عقبة‌ ثانيه‌» كه‌ گروهي‌ از مردمان‌ مدينه‌ پس‌ از انجام‌ اعمال‌ حج‌ با رسول‌ الله‌ بيعت‌ كردند دو زن‌ به‌ نام‌ ام‌ عماره‌ و اسماء حضور دارند.   به‌ جز اينها زنان‌ ديگري‌ نيز در مكه‌ با پيامبر بيعت‌ كردند .

 ابن‌ سعد در كتاب‌ طبقات‌، صفحاتي‌ را به‌ چگونگي‌ بيعت‌ زنان‌ با پيامبر و محتواي‌ بيعتها اختصاص‌ داده‌ است‌ .   در فصلي‌ ديگر از اين‌ كتاب‌ نام‌ هفتاد زن‌ را بر مي‌شمرد كه‌ در بيعتها شركت‌ داشتند.  در اين‌ بيعتها چنانكه‌ از آية‌ قرآن‌ نيز استفاده‌ مي‌شود زنان‌ بر دو امر بيعت‌ كردند؛ يكي‌ دينداري‌ و پذيرفتن‌ اسلام‌ و ديگري‌ پيشوايي‌ پيامبر به‌ عنوان‌ رئيس‌ حكومت‌ .

 محمد علي‌ قطب‌ كتابي‌ را به‌ بيعت‌ زنان‌ با پيامبر اختصاص‌ داده‌ است‌ .

 2ـ هجرت‌

 هجرت‌ يكي‌ ديگر از حركتهاي‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ است‌ كه‌ در صدر اسلام‌ دو بار اتفاق‌ افتاد. زنان‌ مسلمان‌ در هر دو مهاجرت‌ شركت‌ داشتند، اين‌ مهاجرتها داراي‌ ابعاد سياسي‌ بسيار بود. از يك‌ سو طرد و نفي‌ نظام‌ حاكم‌ بر جامعه‌ را نشان‌ مي‌داد و از سوي‌ ديگر ابلاغ‌ پيام‌ آيين‌ جديد را به‌ همراه‌ داشت‌ و از طرف‌ سوم‌ تدبير سياسي‌ بود براي‌ ماندگاري‌ و پايداري‌ مكتب‌ نوظهور، بدين‌ معنا كه‌ اگر مشركان‌ ،مسلمانان‌ را در مكه‌ نابود ساختند، پيروان‌ آيين‌ نو در مكاني‌ ديگر به‌ حمايت‌ و حراست‌ آن‌ پرداختند .

 قرآن‌ كريم‌ در آيات‌ متعددي‌ از مهاجرت‌ زنان‌ مسلمانان‌ سخن‌ گفته‌ است‌ ،مانند :

 ان‌ الذين‌ توفاهم‌ الملائكة‌ ظالمي‌ انفسهم‌ قالوا فيم‌ كنتم‌ قالوا: كنا مستضعفين‌ في‌ الارض‌. قالوا: الم‌ تكن‌ ارض‌ الله‌ واسعة‌ فتهاجروا فيها فاولئك‌ ماواهم‌ جهنم‌ و ساءت‌ مصيراً. الا المستضعفين‌ من‌ الرجال‌ و النساء و الولدان‌ لا يستطيعون‌ حيلةً و لا يهتدون‌ سبيلاً .

 كساني‌ كه‌ بر خويشتن‌ ستمكار بوده‌اند،(وقتي‌) فرشتگان‌ جانشان‌ را مي‌گيرند ،مي‌گويند:«در چه‌ (حال‌) بوديد؟ پاسخ‌ مي‌دهند: ما در زمين‌ از مستضعفان‌ بوديم‌، مي‌گويند:«مگر زمين‌ خدا وسيع‌ نبود تا در آن‌ مهاجرت‌ كنيد؟» پس‌ آنان‌ پايگاهشان‌ دوزخ‌ است‌،(دوزخ‌) بد سرانجامي‌ است‌ .مگر آن‌ مردان‌ و زنان‌ و كودكان‌ فرودستي‌ كه‌ چاره‌جويي‌ نتوانند و راهي‌ نيابند .  چنان‌ كه‌ روشن‌ است‌ تمام‌ كساني‌ كه‌ از هجرت‌ سر باز زنند در دوزخ‌ جاي‌ مي‌گيرند، مگر مردان‌ و زنان‌ ناتوان‌ و كودكان‌. پس‌ بايد همة‌ مسلمانان‌ چه‌ مرد و چه‌ زن‌ هجرت‌ كنند تا دين‌ خدا محفوظ‌ بماند .

 در آيه‌اي‌ ديگر آزمودن‌ زنان‌ مهاجر را تبيين‌ كرده‌ است‌:  يا ايها الذين‌ آمنوا اذا جاءكم‌ المومنات‌ مهاجرات‌ فامتحنوهن‌ الله‌ اعلم‌ بايمانهن‌ فان‌ علتموهن‌ مومنات‌ فلا ترجعوهن‌ الي‌ الكفار لاهن‌ حل‌ لهم‌ و لا هم‌ يحلون‌ لهن‌ .

 اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد، چون‌ زنان‌ با ايمان‌ مهاجر نزد شما آيند ،آنان‌ را بيازماييد .خدا به‌ ايمان‌ آنان‌ داناتر است‌ پس‌ اگر آنان‌ را با ايمان‌ تشخيص‌ داديد، ديگر ايشان‌ را به‌ سوي‌ كافران‌ باز نگردانيد :نه‌ آن‌ زنان‌ برايشان‌ حلالند و نه‌ آن‌ (مردان‌) بر اين‌ زنان‌ حلال‌ .

 در پيمان‌ صلح‌ حديبيه‌ مقرر بود كه‌ مسلمانان‌ اگر به‌ مدينه‌ آمدند ،برگردانده‌ شوند. اما خداوند اين‌ آيه‌ را فرو فرستاد و زنان‌ را از آن‌ پيمان‌ مستثني‌ كرد. ابن‌ عباس‌ گفته‌ است‌ ،آزمون‌ زنان‌ مهاجر اين‌ چنين‌ بود كه‌ اعتراف‌ مي‌كردند:«از جهت‌ كينة‌ شوهر، يا تمايل‌ به‌ سرزمين‌ جديد و دستيابي‌ به‌ دنيا هجرت‌ نكردم‌ بلكه‌ به‌ جهت‌ علاقه‌ به‌ خدا و پيامبر هجرت‌ نمودم‌ .»

 دميمه‌ دختر بشر ، سبيعه‌ دختر حارث‌، بروغ‌ دختر عقبه‌، عبده‌ دختر عبدالعزيز از زناني‌ بودند كه‌ مهاجرت‌ كردند و آزموده‌ شدند .

 3ـ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر يا نظارت‌ عمومي‌

 فرمان‌ به‌ خوبيها و بازداشتن‌ از بديها و نظارت‌ و كنترل‌ كارگزاران‌ سياسي‌ يكي‌ از تكاليف‌ اجتماعي‌ اسلام‌ است‌ كه‌ هر مرد و زن‌ بالغ‌ بدان‌ موظف‌ است‌. در قرآن‌ كريم‌ يازده‌ آيه‌ پيرامون‌ اين‌ فريضه‌ و قانون‌ نازل‌ شده‌ است‌.

 در يكي‌ از اين‌ آيات‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر به‌ عنوان‌ يك‌ نوع‌ ولايت‌ اجتماعي‌ كه‌ مؤمنان‌ بر يكديگر دارند معرفي‌ شده‌ است‌. در همين‌ آيه‌ تصريح‌ شده‌ كه‌ اين‌ وظيفة‌ مشترك‌ زنان‌ و مردان‌ است‌   .

4ـ حكومت‌ ملكه‌ سبا( بلقيس‌ )

 داستان‌ ملكه‌ سبا و پادشاهي‌ او در قرآن‌ كريم‌ به‌ خوبي‌ ياد شده‌ و مورد نقد و ذم‌ قرار نگرفته‌ است‌. از سوي‌ ديگر آيات‌ قرآني‌ وي‌ را فردي‌ اهل‌ رأي‌ و نظر و نيز شور و مشورت‌ و حق‌ طلب‌ معرفي‌ مي‌كند. چرا كه‌ وقتي‌ نامة‌ سليمان‌ به‌ او رسيد با درايت‌ به‌ حل‌ مشكلات‌ پرداخت‌ و به‌ سليمان‌ گرويد : انّي‌ وجدتُ امراةً تَملِكُهُم‌ و اوتيت‌ من‌ كل‌ شيئيٍ و لها عرش‌ عظيمٍ. 

 من‌ (آنجا) زني‌ را يافتم‌ كه‌ بر آنها سلطنت‌ مي‌كرد و از هر چيزي‌ به‌ او داده‌ شده‌ بود و تختي‌ بزرگ‌ داشت‌ .

 قالت‌ يا ايها الملا اني‌ القي‌ الي‌ كتاب‌ كريمٍ .  ملكه‌ سبا گفت‌: «اي‌ سران‌ (كشور) نامه‌اي‌ ارجمند براي‌ من‌ آمده‌ است‌.»

 قالَتْ يا اَيها الملا افتُوني‌ في‌ امري‌ ما كنت‌ قاطعة‌ امرا حتي‌ تشهدون‌ .     گفت‌: «اي‌ سران‌ (كشور) در كارم‌ به‌ من‌ نظر دهيد كه‌ بي‌ حضور شما (تا بحال‌) كاري‌ را فيصله‌ نداده‌ام‌.»

 قالت‌ ربي‌ اني‌ ظلمت‌ نفسي‌ و اسلمت‌ مع‌ سليمان‌ لله‌ رب‌ العاليمن‌ . ملكه‌ گفت‌:«پروردگارا، من‌ به‌ خود ستم‌ كردم‌ و (اينك‌) با سليمان‌ در برابر خدا، پروردگار جهانيان‌ ،تسليم‌ شدم‌.»

 بسياري‌ از صاحب‌ نظران‌ به‌ اين‌ قصه‌ تسمك‌ جسته‌ و تصدي‌ زن‌ را در بالاترين‌ مناصب‌ سياسي‌ روا دانسته‌اند .

 5ـ جهاد

 مشاركت‌ زنان‌ در جهاد در تاريخ‌ صدر اسلام‌ و پس‌ از آن‌ بر كسي‌ پوشيده‌ نيست‌. زنان‌ در جبه‌هاي‌ نبرد به‌ ياري‌ رزمندگان‌ مي‌شتافتند. غذا مي‌پختند ، مريضان‌ را مداوا مي‌كردند و...

   عن‌ انس‌ لما كان‌ يوم‌ احد كانت‌ عائشة‌ و ام‌ سلمة‌ تنقزان‌ القرب‌ و تفرغانه‌ في‌ افواه‌ القوم‌ .

 عايشه‌ و ام‌ سلمه‌ در زمان‌ جنگ‌ احد ،مشكهاي‌ آب‌ را به‌ سرعت‌ جا به‌ جا مي‌كردند و به‌ تشنگان‌ مي‌رساندند .

   عن‌ ام‌ عطية‌ :غزوت‌ مع‌ رسول‌ الله‌ (ص‌) سبع‌ غزوات‌ اخلفهم‌ في‌ رحالهم‌ و اطبخ‌  لهم‌ الطعام‌ .  ام‌ عطيه‌ گويد در هفت‌ جنگ‌ همراه‌ رسول‌ خدا بودم‌ و در خيمه‌ گاه‌ مي‌ماندم‌ و غذا طبخ‌ مي‌كردم‌ .

 3ـ عن‌ حفصة‌ بنت‌ سيرين‌ عن‌ امراة‌ من‌ الانصار ،ان‌ زوج‌ اختها غزا مع‌ النبي‌ (ص‌) اثنتي‌ عشرة‌ غزوة‌ فكانت‌ اختها معه‌ في‌ ست‌ غزوات‌ قالت‌ :فكنا نقوم‌ علي‌ المرضي‌ .

 حفصه‌ دختر سيرين‌ از زني‌ از انصار نقل‌ مي‌كند كه‌ شوهر خواهرش‌ ،دوازده‌ مرتبه‌ در جنگهاي‌ پيامبر شركت‌ كرد و خواهرش‌ در شش‌ جنگ‌ همراه‌ او شركت‌         جست‌ .او مي‌گفت‌ ما از مجروحين‌ مراقبت‌ مي‌كرديم‌ .

 سه‌. آزادي‌ اشتغال‌ و فعاليتهاي‌ اقتصادي‌

 اشتغال‌ و فعاليت‌ اقتصادي‌ زنان‌ نيز از منظر دين‌ امري‌ روا و جايز است‌. البته‌ اهميت‌ اول‌ از خانواده‌ است‌ ولي‌ هيچ‌ گاه‌ وظايف‌ خانواده‌ با تماميت‌ و كليت‌ اشتغال‌ و فعاليت‌ اقتصادي‌ تزاحم‌ ندارد.

 در اينجا برخي‌ شواهد ديني‌ را بر اين‌ آزادي‌ بر مي‌شمريم‌ .

 1ـ قرآن‌ كريم‌ كسب‌ و تلاش‌ اقتصادي‌ زنان‌ و مردان‌ را تأييد كرده‌ و مالكيت‌ آنان‌ را بر آن‌ مترتب‌ ساخته‌ است‌ .

 للرجال‌ نصيب‌ مما اكتسبوا و للنساء نصيب‌ مما اكتسبن‌ .  براي‌ مردان‌ از آنچه‌ (به‌ اختيار) كسب‌ كرده‌اند بهره‌اي‌ است‌، و براي‌ زنان‌ (نيز) از آنچه‌ (به‌ اختيار) كسب‌ كرده‌اند بهره‌اي‌ است‌.

 در اين‌ آيه‌ هم‌ كسب‌ و هم‌ مالكيت‌ زن‌ و مرد تقرير شده‌ است‌. تفكيك‌ زن‌ و مرد براي‌ زدودن‌ ذهنيت‌ غلط‌ انحصار مالكيت‌ و كسب‌ و تلاش‌ اقتصادي‌ به‌ مردان‌ است‌ .

 2ـ قرآن‌ كريم‌ از دختران‌ شعيب‌ درحال‌ انجام‌ فعاليت‌ اقتصادي‌ ـ اجتماعي‌ ياد مي‌كند و حياي‌ آنان‌ را در حين‌ عمل‌ باز مي‌گويد. ارتباط‌ زنان‌ و مردان‌ به‌ وضوح‌ در اين‌ آيات‌ مشاهده‌ مي‌گردد .

 3ـ اشتغال‌ زنان‌ در عصر پيامبر به‌ شكلي‌ گسترده‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد. در تمامي‌ شغلهاي‌ رايج‌ آن‌ زمان‌ زنان‌ حضور داشتند .زينب‌ عطاره‌، شغلش‌ فروش‌ لوازم‌ آرايش‌ به‌ زنان‌ بود .  همين‌ شغل‌ را مليكه‌ دختر اقرع‌ ثقفيه‌   و اسماء دختر مخربة‌    نيز داشتند .زينب‌ دختر جحش‌ به‌ صنايع‌ دستي‌ مشغول‌ بود .

 پير زني‌ در عهد خليفه‌ دوم‌ شير فروشي‌ مي‌كرد .زناني‌ بسيار به‌ امر شباني‌ و چوپاني‌ مشغول‌ بودند، چون‌ سلامة‌، ام‌ هاني‌ و...    خانمي‌ به‌ نام‌ زينب‌ پزشك‌ قبيله‌ بني‌ اود بود و مريضان‌ را مداوا مي‌كرد.    و زناني‌ چون‌ قيله‌ مادر بني‌ نمار به‌ تجارت‌ اشتغال‌ داشت‌ .