قطعات و اشعار پراكنده

 

جام چشم

مايه ناز

نوش باد

نازْ پرورد

آب زندگانى

باده

اگر بگذارد ...

بلاى هجران

گلبرگ تر

براى احمد

ناله هزار

استخاره

پيام بلبل

كوثر

درياى وصال

خراب چشم

تكرار مكرّرات

بشارت باد

عبادت

على(ع)

دخترم

با عشق رُخت، خليل را نارى نيست

روى تو، كعبه دلِ عشّاقِ زنده است

بسترم بر در ميخانه فكن تا ساقى

كاش، از حلقه زلفت گرهى وا مى‏شد

شاعر اگر سعدى شيرازى است

در غم دورى رويش، همه در تاب و تبند

حاصل عمر صرف شد در طلب وصال تو

پيوسته‏تر از ابروى تو، يافت نگردد

بلبل از دوري گل ، ناله و افغان بكند

از باد بهار بوى دلدار آمد

قتيل دلبر

بُت عشوه‏گر 

جور