قطعات
و اشعار پراكنده
با عشق رُخت، خليل را نارى نيست
روى تو، كعبه دلِ عشّاقِ زنده است
بسترم بر در ميخانه فكن تا ساقى
كاش، از حلقه زلفت گرهى وا مىشد
در غم دورى رويش، همه در تاب و تبند
حاصل عمر صرف شد در طلب وصال تو
پيوستهتر از ابروى تو، يافت
نگردد
بلبل از دوري گل ، ناله و افغان
بكند