|
عصر
امام خميني (ره) و رويكرد ديني ومعنوي انسان
معاصر رويكرد
ديني ومعنوي انسان عصر امام خميني )مير
احمد رضا حاجتي ) 1-
ازديدگاه
غريبان بااوج
گرفتن رويكرد ديني ومعنوي انسان معاصر،
تلاش روزافزون وحساسيت چشم گيري از سوي
صاحبنظران غربي
در جهت شناخت وتحليل اين پديدة جهاني به
وجود آمده است.كارشناسان غربي درفرصت
هاي گوناگون به بيان نظرات وارائه
تحليلهاي خود دراين زمينه ميپردازند. «بيل
مايزر» روزنامهنگار ومحقق آمريكايي طي ده
برنامه متوالي كه از شبكة تلويزيوني PBC
پخش
شد باارائه نتايج تحقيقات خود در اين زمنيه
اظهار داشت : «مردم
در سارسر جهان از ماديگرايي
وماترياليسم خسته شدهاند و به سرعت
سوي معنويت باز ميگردند واين بازگشت چندي
است كه آغاز شدهاست.» وي
افزود :«دين وپيروي و محض از اصول آن بار
ديگر مورد توجه قرار گرفته است. » متفكراني
چون جورج ويگل – انديشمند غربي - «غير مادي {مذهبي}
شدن جهان را از واقعيتهاي
برجستة زندگي اواخر قرن بيستم »ميدانند.
» دكتر
«پنتي كايين»ا زمحققان و اساتيد دانشگاه
فنلاند نيز معتقد است : «{در
جهان امروز} تمايل براي پذيرش دين به وجود
آمده و اين تمايل رو به افزايش است. » «پيتر
شولاتر» نويسنده مفسر سياسي مشهور كشور
آلمان، طي،سخنراني
در سمينار اسلام واختلافات فرهنگ جهاني
اظهار ميدارد
: «اكنون
نهضت بازگشت به دين ومدينه فاضله آغاز شده
است » «جرج
متالينوس»استاد سياسي كليسا و دانشكدة
الهيات اتن (يونان) هم تصريح ميكند: «...در
اين عصر، مذهب و
بازگشت به ديانت رونق گرفته است »چنانكه،
پروفسورخوزه ماريا انديشمند اسپانيايي
هم ميگويد : «الآن
در دنيا رويكرد به مذهب چشم گير است. » «گوستاو
ينبور» خبرنگار روزنامة آمريكايي نيويورك
تايمز نيز طي گزارشي از اجتماع گسترده
اي كه در آن سخنرانان آمريكايي بر لزوم
بازگشت به دين تأكيد نمودند،
اعلام نمود: «نه
تنها در آمريكا كه همة نقاط جهان توجه مردم
به مذهب وخدا رو به افزايش چشم گير است. » بن
بست نظرية افول مذهب بسياري
از تحليلگران غربي جريان رويكرد ديني
رابسيار قويتراز حد متصور دانسته و با
بيان اين مطلب كه : «در
شرايط حاضر هيچ قدرت اجتماعي
قويتر ازدين (درجهان)وجود ندارد. » و
با تأكيد براين كه :«مردم دنيا به طور روز
افزون چه در شرق و چه درغرب به طرف خداوند،
مذهب ومعنويت سوق پيدا ميكنند.» اعتقاد
خود را اين گونه ابراز ميدارند كه : «جريان
بازگشت ملتها به دين باوري همانند يك سيل
خروشان به راه افتاده است واين تصور كه
سكولاريسم همة جهان رادر بر ميگيرد به
پايان رسيده است. » وتصريح
مينمايند: «همه
به اشتباه دراين انديشه بودند كه دنياگرايي
درحال به تحليل بردن مذهب است وهيچ چيز نميتواند
مانع آن شود. » قرن
بيست و يكم :قرن بسط نفوذ فوق العادة مذهب بسياري
از صاحبنظران غربي بااعتقاد به تجديد
حيات ديني بشر معاصر وشتاب فزايندة آن
اكنون از افقهاي روشن پيش روي اين
پديدة در قرن بيست و يكم سخن ميگويند،
آنان «قرن بيست و يكم را
قرن بسط نفوذ فوق العادة مذهب درابعاد
مختلف زندگي بشر «ميدانند. «رابرت
ماكواند»نويسندة آمريكايي باتوصيف قرن
بيست و يكم (ميلادي)به قرن كنجكاوي ومعنوي
بشر با ارائه امار وارقام و شواهد موجود پيشبيني
مينمايد كه «سدة جديد،دورةجديد هيجانات
مذهبي خواهد بود، وانتظارات
مردم در اين زمينه به شدت افزايش خواهد يافت.
» هفته
نامة فرانسوي آبزرواتور در تأييد همين
واقعيت ضمن طرح پيشبيني آندره مالرو،
نويسندة بزرگ فرانسوي و وزير فرهنگ
اسبق فرانسه، از
قول وي مينويسد: «قرن
21 ميلادي يا اصلا وجود نخواهد داشت و ياقرن
مذهب خواهد بود. »اين هفته نامه افزود :
«پيشبيني مالرو به حقيقت پيوسته
ودرهمه جا بازگشت به مذهب به چشم ميخورد. » 2-
رويكرد
ديني ومعنوي شهروندان جوامع غربي جريان
بازگشت دوبارةانسان عصر امام خميني (ره) به
سوي ارزشهاي معنوي واعتقادهاي
ديني به سرعت درحال رشد وگسترش در عرصة
جهاني ميباشد.
اما آنچه دراين ميان كنجكاوي هر
محققي را بر ميانگيزد
ظهور ونفوذ گستردة جريان مذكور دركانون
غفلتزدگي و ماديگرايي افراطي
در جهان معاصر يعني جوامع غربي ميباشد. بر
اساس نتيجة يك تحقيقات آماري كه توسط مؤسسة
«برند فيو چرزگروپ» تهيه شده است: توجه
وگرايش به مسائل وموضوعات مذهبي درميان
شهروندان كشورهاي غربي خصوصا قشر
نوگرا و مدرن پسند، روندي
رو به افزايش دارد. » كارشناسان
غربي با تاييد اين مطلب كه «الآن در غرب
كليساها پر جمعيتتر از سابق هستند» اظهار
ميدارند :« اين روزها در امريكا وانگليس و
فرانسه واسپانيا بازگشت ديني آن قدر قوي
است كه هم چيز را تحت شعاع خود قرار داده است.
» پديدة
خداجويي انسان غربي موجب تحولات عظيميدر
مركز ثقل تمدن غرب يعني ايالات متحدة
آمريكا گشته است. كارشناسان
معتقدند :«به سبب خداجويي درميان مردم
آمريكا بر ميزان توجه آنان به مسائل مذهبي
چه به صورت فردي وچه از لحاظ اجتماعي افزوده
شده است و اين امر بدون شك مهمترين
ومنحصرترين رويداد دهة هفتاد و هشتاد در
آمريكاست، واگر
بگوييم اين جريان ميرود تا همة جامعة
آمريكا و رفتار مردم وفرهنگ كشور را در سالهاي
آيندة اين قرن تحت تأثير قرار دهد حرف باطلي
نگفته ايم. » «رابرت
ووتنا »استاد جامعه شناسي دانشگاه بريستون،
و «دانلاتين»گزارشگر مذهبي هم در
كتابهاي جديد الانتشارشان باعنوان «بعد از
بهشت »و«به دنبال خريدايمان »بر اساس
مصاحبههاي پي در پي و دادههاي
تحقيقاتي متفقا معتقدند: «هم
اكنون هجوم مردم امريكا به زندگيهاي
مذهبي به صورت بي
سابقه اي
درحال افزايش است. » اين
دو كارشناس دردو تحقيق جداگانه در شرق وغرب
ايالات متحدة آمريكا به اين نتيجه رسيدهاند
كه : «اعتقاد
به خداوندو رفتن به عبادتگاهها در ميان
مردم بيش از هردورة ديگر مرسوم گرديده است.
» يكي
ديگر از صاحبنظران غربي در اين باره مينويسد: «مذهب
در اشكال گوناگون خود را در جامعة امريكا
متجلي ساخته وهم اكنون در حال شكل دادن به
فرهنگ مردم آمريكا ميباشد. » رويكرد
ديني ومعنوي غرب در آيينة اطلاعات گسترش
دامنة جريان معنويت خواهي و خداجويي به
كشورهاي غربي يكي از شگفتآورترين
تحولات چند قرن اخير را پديد آورده است كه
به لحاظ اهميت موضوع به طرح برخي از
گزارشهاي موجود در اين زمينه ميپردازيم: «امروزه
بخش مهمي از جنوب آمريكا
از جنوب شرقي تاغرب را كمربند مذهبي (Religius Beit) ميگوبند،زيرا در اين
منطقه فعاليت ديني دردو دهة اخير،
رو به رشد بوده است،
اين مطلب را تعدا دشركت كنندگان
دركليسا وپاسخ دهندگان به پرسشنامهها
ونظر سنجي ها تأييد ميكند،
اكنون بيش از 80 % مردم آمريكا خود را
افراد ديني معرفي ميكنند،
90% مردم آمريكا اظهار ميدارند :خدا وجود
دارد. » دراين
نظر سنجيها 60-65% مردم انگلستان و 70 % مردم
ايتاليا به چنين نظري قائل بودهاند.» بر
اساس گزارش مؤسسة نظر سنجي «پيو» (درواشنگتن
):« مردم آمريكا روز به روز بيشتر به مذهب
روي ميآوردند واعتقاد مردم آمريكا به
خداوند ومعجزات الهي در دهة جاري به مراتب
بيش از بيش از دهة گذشته ميباشد.» ادارة
امار كانادا در يك گزارش رسمياعلام نمود:«تعداد
افراد مذهبي دركانادا رو به افزايش است.» هم
چنين مركز آمار اجتماعي بين المللي (بر اساس
نظر خواهي از 19 هزار نفر در بيش از 21 كشور
جهان ) اعلام نمود: «تعداد
جوانان كشورهاي شرق اروپا كه معتقد
به زندگي پس از مرگ هستند رو به افزايش ميباشد.» روزنامة
آمريكايي يو اس تودي باارائة گزارشي به
بيان نمونه اي محسوس ازافزايش علايق مذهبي
مردم آمريكا پرداخته مينويسد :« «اكنون 29%
آمريكايي ها معتقدند از آزادي بسيار كميبراي
آموزش ديني خود برخوردارند و اين در حالي
است كه اين رقم نسبت به نظر خواهي سال گذشته
درباره همين موضوع 3%و نسبت به ,سال
1997، 8% افزايش يافته است. تقريبا
48% از مردم آمريكا هم معتقدندمسئولان بايد
اجازه نيايش در مدارس را به دانش آموزان
بدهند و 64% شهروندان آمريكايي نيز به
ممنوعيت دعا در مراكز ورزشي اعتراض دارند و
با آن مخالفند. » اين
روزنامه ميافزايد : «
تعداد بي شماري از مردم آمريكا از تصميم
دادگاه اين كشور در رابطه با ممنوعيت دانش
آموزان از خواندن دعا در مراكز ورزشي،
به شدت شكايت داشته و آن را محكوم كرده
اند. » پيامدهاي
افزايش علايق ديني و معنوي غربي ها تحولات
اجتماعي ناشي از جنبش معنويت گرايي در مغرب
زمين اكنون به خوبي محسوس است.هم اكنون به
وضوح ميتوان روند رو به رشد تجمعات گسترده
و عظيم مردميدر كشورهاي غربي را كه
با پا فشاري بر مطالبات ديني و معنوي از
دولت هاي خود و اعلام وفاداري نسبت
به عقايد مذهبي تشكيل ميگردد،
مشاهده كرد. «
در مرداد 1376 به مناسبت سالگرد روز جهاني
جوانان كاتوليگ، گرد همايي عظيميبا
حضور پاپ پل ژان دوم برگزار گرديد كه در آن
بيش از يك ميليون نفر به نيايش پرداختند،
در اين مراسم جوانان كاتوليك 140كشور
جهان حضور داشتند.»« هم چنين شركت كنندگان
ميليوني در اجتماع زنان سياه پوست آمريكايي
در فيلادلفيا اعلام نمودند اكنون زمان
تقويت پيوند روحاني و معنوي در خانواده و
جامعه سياه پوستان فرا رسيده است.» چنانكه
« صدها هزار نفر از مردم از ايالات متحده كه
در اجتماع ميليوني مقدس،
به دعوت سازمان ميثاق گردهم آمدند به
دعا نشسته و خواستار بازگشت معنويت به
جامعه خود شدند.» «در
مراسم ديگري كه در شهر لسآنجلس برپا گرديد،
43 هزار نفر از جوانان آمريكايي با عنوان
طرفداران مسيح گردهم آمدند، و هدف از اين
همايش را آشنايي با ارزشهاي معنوي و
تجديدنظر در مورد ايمان شخصي ذكر كردند.» «پانزده
هزار زن آمريكايي نيز با اجتماعي در سالن
اجتماعات شهر اوهايو، ضمن فراخواندن مردم
آمريكا به يكتاپرستي، يگانه راه حل خروج از
بن بست فعلي جامعه خود را گرايش به ارزشهاي
معنوي و مذهب اعلام كردند» البته
به اين نكته اشاره شود كه تجمعات روزافزوني
كه در كشورهاي غربي، به ويژه ايالات متحده،
به همراه اصرار بر خواستههاي فرامادي و
مذهبي شكل ميگيرد تنها بخشي از آثار مشهود
تغييرات عميق ذائقه معنوي بشر غربي است. با
مروري بر اخبار و گزارشهاي موجود درباره
تحولات جاري در جوامع غربي به خوبي مي توان
با وسعت و گستردگي آثار رويكرد ديني و معنوي
جوامع غربي آشنا گرديد كه در اين جا تنها به
ذكر بخشي كوچكي از اين آثار ميپردازيم. براساس
اخبار موجود: «كارشناسان
مؤسسه هاي تحقيقاتي در غرب به طراحان
بازاريابي مؤسسات بازرگاني و ... اكيداَ
توصيه مينمايند كه در برنامهريزيهاي
خود به افزايش جهاني گرايش افراد به مذهب
توجه داشته و آن را مدنظر بگيرند.» با
افزايش گرايش شهروندان غربي به ويژه در
آمريكا به دين و مذهب «هماكنون ايستگاههاي
راديويي در آمريكا كه برنامههاي مذهبي
پخش مي كنند ميليونها شنونده را به خود
جذب نمودهاند.» و «براساس گزارش شبكه خبري
رويتر 4/1 كاربران بزرگسال اينترنت در
آمريكا (كه حدود 28 ميليون نفر هستند) به
دنبال اطلاعات مذهبي و يا معنوي در اين شبكهاند
كه اين رقم روزانه بالغ بر سه ميليون نفر ميشود.» هماكنون
كتابهاي مذهبي در صدر ليست پرفروشترين
كتابها در غرب قرار گرفتهاند.» براساس
گزارش مؤسسه تحقيقات گالوپ (Galiup):
در آمريكا حدود 2000 عنوان كتاب در بازار
وجوددارد كه به موضوعاتي پيرامون عبادت
پرداختهاند، اين تعداد سه برابر تعداد
عناويني است كه در موضوعات جنبي چاپ شده است.» اقبال
عمومي جوامع غربي به مسائل ديني و ... فضايي
را به وجود آورده كه: «...
امروزه (حتي)
براي فيزيكدانان، كيهانشناسان، منجمانغربي
سودآور شده كه در عنوان كتابهايشان
اسم خدا را بگنجانند، گرچه در داخل كتاب
كاري به خداي سنتي نداشته باشند، لذا
عناويني نظير The
Mihd of God و God and the New Physics
و غيره رايج شده است!» شبكة
تلويزيوني سي.ان.ان نيز با ارائه آماري در
اين زمينه اعلام كرد: «طي
سال 1995 انتشار كتابهاي عمومي از رشد نزديك
به 6% برخوردار بودهاند، در حالي كه
انتشار كتابهاي مذهبي نرخ رشدي برابر 20%
در همين مدت داشتهاند.» افزايش
تمايلات معنوي و مذهبي مردم در كشورهاي
غربي تحولات مهمي را نيز در صحنه سياسي و
خصوصاً رقابت هاي انتخاباتي پديده آورده
است. طي
سالهاي اخير، بهرهگيري از تبليغات
مذهبي در برخي از كشورهاي غربي از سوي
كانديداهاي نمايندگي مجلس و نخستوزيري و
رياستجموري، به جهت جلب رضايت و آراي
مردم، رشد چشمگيري داشته است، چنانكه: «نامزدهاي
نخستوزيري در انگلستان از دو حزب كارگر و
محافظهكار هر كدام به نحوي كمسابقه به
توصيف اعتقادات مذهبي خود پرداختند.» «در
انتخابات پيشين رياست جمهوري آمريكا
كلينتون (از حزب دموكرات) و باب دال (از حزب
جمهوريخواه) نيز به طرح شعارهاي مذهبي
پرداختند.» «در
جريان انتخابات اخير رياست جمهوري آمريكا
نيز جورجبوش و مككين، دو نامزد حزب
جمهوريخواه در برنامههاي تبليغي خود از
تأثيراتي كه توصيههاي حضرت عيسي(ع) بر
شخصيت آنان داشته
است و از عقايد دروني خود درباره دين سخن به
ميان آوردهاند و «الگور» و «بيل برادلي»
دو نامزد حزب دموكرات با بيان اينكه «براي
اصلاح جامعه بايد ارزشهاي مذهبي را تقويت
كرد» بر مذهبي بودن خود و خانوادههايشان
تأكيد نمودهاند.» اصالت جريان دينگرايي
و معنويتخواهي جوامع غربي
قبل
از مرور برخي از گزارشهاي تفصيلي مربوط
جريان رو به رشد گرايشهاي ديني و معنوي در
كشورهاي غربي، تذكر يك نكته ضروري به نظر ميرسد
و آنها اينكه: گرچه
در بدو نظر ممكن است برخي تحليلگران با
اين توجيه كه «غرب حقيقتي جز اراده معطوف به
قدرت و تصرف تكنيكي به قوه عقل و تفكر
حسابگر نميشناسد و اگر از تفكر معنوي سخن
ميگويد صرفاً براي تقويت نفس خويش است»
جنبش دينخواهي و معنويتجويي جوامع غربي
را جرياني در راستاي تنوعطلبي و لذتجويي
و خودنسياني انسان غربي تحليل نموده و در
مجموع آن را بيش از ارضاي سطحي نيازهاي عميق
و اصيل انساني تلقي ننمايند. اما واقعيتهاي
موجود و تعمق در باطن تحولات ديني و معنوي
جوامع مدرن، بيشك ما را بر اين باور ميدارد
كه: شوق
و شور معنوي انسان غربي در عصر امامخميني (ره)
برآمده از شعور معنوي و بخشي از آثار «عطش
معنوي و گرايش ملتها به ارزشهاي وحي» ميباشد
كه امام آن را از جمله ويژگيهاي عصر جديد
ذكر نمودند. گرايشهاي
چشمگير معنوي و مذهبي جوامع پيشرفته
صنعتي نه در خود نسياني بشر، كه در خودآگاهي
و تجديد عهد فطري انسان با خداوند ريشه
دارد، و بشارت طلوع خورشيدي است كه از مغرب
ارزشهاي حياتي و معنوي در غرب سر برخواهد
آورد. آري،
ما بر اين باوريم كه: «گرايشهاي
جسته و گريختهاي كه امروزه در جوامع مدرن
به سمت مذهب در شرف ظهور و شكلگيري است
طليعهاي اميدوار كننده از نوعي بيداري و
خودآگاهي ملتهاي آنان است، (چنانكه) بيشك
اجتماع عظيم سياهپوستان مسلمان ايالات
متحده آمريكا در سال 1995 در واشنگتن و
برخواستن طنين پرصلابت «الله اكبر» در
مقابل كاخ سفيد، مقر رياست جمهوري آمريكا
نشانة ميموني از يك «خيزش معنوي و اخلاقي در
كانون يك جامعه مدرن است.» |