|
امام
از نگاه يك خبرنگار غربي (آمريكايي) برگرفته
از كتاب عصر امام خمبني (
مير احمد رضا حاجتي ) «روبين
وود زورث» درتشريح جريان ملاقات خود باامام
(ره) در جماران مينويسد :.... «زماني
كه امام خميني از در وارد ميشد احساس ميكردم
كه از لا به لاي آن گرد بادي از نيروي معنوي
وزيدن گرفت، گويا
در وراي آن عباي قهوه اي،
عمامة مشكي و ريش سفيد روح زندگي جريان
داشت ؛ به طوري كه همة بينندگان را محو
تماشاي خود كرد، در آن هنگام حس كردم كه با حضور او
همة ما كوچك شده ايم و گويا در سالن كسي جز
او باقي نمانده است. آري
!او بارقه اي ازنور بود كه در قلب و روح همة
حضار رسوخ كرده بود،
اوتمام معيارهايي را كه گمان
ميكردم ميتوانند مرا درتعريف وارزيابي
شخصيت و مقامش ياري كنند در هم شكست،
او با حضور خود آن قدر درما تأثير گذارد
كه احساس كردم تمام روح و جسم را فرا گرفته
است ! ...زماني
كه بر روي صندلي خود نشست،
احساس كردم كه نيرويي از وجودش ساطع ميشود،
نيرويي بسان يك گردباد كه اگر با دقت
نگاه ميكردي در ميافتي كه نوعي «آرامش
مطلق»دردرون آن نهفته است، چرا كه {امام} خميني (ره) بسيار جدي
واستوار ومسلط بود. در
عين حال او را آن چنان ساكت و آرام
مييافتي كه گويي نيروي ثابت واستوار
در درون او جريان دارد والبته اين نيرو همان
چيزي است. كه
رژيم سابق ايران را به يك باره برچيد حال
آيا چنين شخصيتي ميتواند يك فرد عادي باشد
؟...من تاكنون هيچ يك از مردان بزرگ را برتر
از اين مرد و يا نظير او نديدهام. ..كمترين
چيزي كه ميتوانيم بگويم
اين است كه گويا او يكي ازانبياي گذشته است
و يا اين كه او موساي اسلام است وآمده تا
فرعون كافر را از سرزمين خود براند.» حماسةامام
خميني (ره) چهارده
قرن پس از هجرت تاريخ ساز حضرت خاتم الانبيا
(ع) از مكة معظمه به مدينة منوره،
با پيروزي انقلاب عظيم اسلاميدر
ايران «بزرگ ترين تحول جهاني در قرن بيستم (ميلادي)به
وقوع پيوست »
وكنگرههاي ظلمتكدة انزوا ومهجوريت
دين وايمان و يكتا پرستي درجهان معاصر به
لرزه در آمد ونسيميجان افروغ و آسماني از
جانب عرش الهي بر جانهاي خستة
بندگان طالب حق به وزيدن گرفت و آنان را
حيات و طراوتي دوباره بخشيد. چهارده
قرن پس از بعثت پيامبر گرامياسلام (ص) مردي
از پرورش يافتگان مكتب او از مشرق زمين
برخاست كه در بندگي و حق گويي و حق جويي،
خروش واستقامت بر آدم،
نوح،ابراهيم، موسي، عيسي، علي نبينا و
آله و عليهم السلام – اقتدار نموده وبسان
جدش علي بن علي طالب (ع) با ارداة آهنين و
پيام هاي پر مغز و كلام نافذ خويش
پردة تباهيها وتاريكيها را دريد
و جبهة باطل را يكسره به ميدان مبارزه طلبيد
و براي هميشه «نام او ياد او روح گرم،
پرخروش او،اراده وعزم آهنين او،
استقامت و شجاعت او روشن بيني وايمان
جوشان او زبان زد خاص و عام است. » آري،
او خميني كبير است كه سوداي انجام تكليف
در سرو عشق الهي در دل داشت،
او روح خداست كه به راستي «روح زندگي
وناموس اجتماع و مرزبان معنوي و باروري
انديشههاي»متعالي و «حسنها
است كه خداوند به قرن ما و روزگار ما عنايت
فرمود و مصداق بارز و روشن «ان الله في كل
خلف عدولاا ينفون عنه تحريف المبطلين» ميباشد.
» اوست
كه با قيام خود،ميليونها
انسان گم گشته در برهوت والحاد وجاهليت
عصر مدرن را به رجعتي دوباره به معنويت و
يكتا پرستي فراخواند وكام عطش ناك بسياري
آنان را از كوثر تعاليم محمدي(ع) سيراب نمود.
حضرت امام خميني (ره) عبد صالح خداست كه
براي به انجام رساندن رسالت تاريخي خودرا
با رهبري و هدايت انقلاب عظيم امت خداجوي
ايران اسلامي، زمينه ساز انقلاب جهاني
آخرين حجت حق بر روي كرة خاكي گرديد و
جهانيان را به ظهور حتميحضرتش –عجل الله
تعالي فرجه الشريف – بشارت داد. امام
خميني كه بود و چه كرد؟
در
تحليل شخصيت امام خميني با نگاهي عميق به
روح ملكوتي وافكار بلند و ويژگيهاي
منحصر به فرد روحي ومعنوي ايشان و آثار و
بركات فراوان حيات طيبة ايشان بايد گفت : «صداي
امام خميني براي مردم ايران حكم صداي خدا را
داشت »،درنظر ميليونها انسان موحد :«او
دست خدا بر روي زمين »و« هدية آسماني و
ملكوتي براي خاكيان بود.» سلوك
معنوي وافكار متعالي وتقيد بي چون و چراي
ايشان به دستورهاي شرع انور وتعاليم
اهل بيت عصمت و طهارت (ع) هر مسلمان منصفي را
بر اين باور استوار ميساخت كه :«گويي
شخصيتي از شخصيتهاي آزمون بزرگ صدر
اسلام (فتنته الكبري) با معجزاي به
دنيا بازگشته تا پس از پيروزي امويان و به
خون غلتيدن شهيدان اهل بين (ع) سپاه علي (ع)
را رهبري كند.» گر
چه«امام خميني تجلي منحصر به فرد مبارزه
طلبي اسلام در قبال استيلاي سياسي واقتصادي
و فرهنگي غرب بود» اما «پيام امام (ره)
درميان مسلمانان نه فقط شيعيان (بلكه) درهمة
منطقه و جهان طنين افكند.» شخصيت
الهي و پيامهاي معنوي حضرت امام (ره)
بسياري از پيروان ساير اديان و مذاهي را به
شدت تحت تأثير خود قرار داد تا آن جا كه در
نظر برخي از تحليل گران و متفركان مسيحي «اومسيح
معاصر بود ودقيقا اشعة صلابت و سازش
ناپذيري عيسي بن مريم – علي نبينا و آله و
عليه السلام – بود ». وبرخي ديگر از مسيحيان
سخن از «تأثير پذيري شديد از مقام وعظمت
وتحمل و بردباري شكوهمند امام خميني (ره)
ودرك احساس عطيه وموهبت الهي دراولين ديدار
با ايشان »به ميان آوردهاند.
ايشان
دراوج ناباروري تحليل گران بين المللي «باعقايد
مذهبي كه غرب آنهارا كهنه و قرون وسطايي
ميدانست جهان را تكان داد »و «شرق و غرب را
لرزانيد و ميراثي بر جاي گذاشت كه هنوز زنده
و فعال است ».وي «توانست اثر بزرگي درتاريخ
جهان بر جاي بگذارد » و بيترديد «جهانيان
هم چنان تحت تأثير انقلاب معنوي او قرار
دارند» رهبر
كبير انقلاب اسلاميكه از صبر واستقامت
محمدي (ع)، زهد
وعدالت علوي و تدبير حسني (ع) وتوكل و شجاعت
حسيني (ع) درسها فرا گرفته و توشهها به
همراه داشت با تأييدات و عنايات خاصة حضرت
ولي عصر – ارواحنه فداه- : «درنزديك
شدن انسان به خدا فصل جديدي را گشود و با
حمايت مردم انقلاب اسلاميرا كه نقطة عطف
مهميدرتاريخ قرن بيستم است،
به سرانجام پيروزمندانهاي رساند.» تأثير
گذاري امام (ره) وانقلاب اسلاميبر حيات
معنوي انسان معاصر آن چنان عميق و گسترده
ارزيابي ميگردد كه ميتوان گفت :«انقلاب
امام خميني حتي سير تطوري انسانرا تغيير
داد» حضرت
امام (ره) بسان آيينة شفافي بود كه به بهترين
وجه ممكن انوار خورشيد تابان پيامير گرامياسلام
(ع) و اوصياي طاهرين ايشان (ع) را بر بشريت
تشنة معنويت قرن بيستم منعكس نمود. «او
هم چون گلوله اي بود كه از صدر اسلام شليك
شده و بر قلب قرن بيستم نشسته بود ».«ايشان از
گذشته آمده بود و درحال زندگي ميكرد ولي
بيانگر ونماينگر آينده بود » و به بيان
ديگر «او فراتر از زمان ميانديشيد ودر بعد
مكان نميگنجيد » درواقع بايد گفت : امام
خميني(ره) مبشر عصر جديدي در ادوار زندگي
بشريتاند كه «به نظر ميرسد دراين مرحله
براي روحية آشفتة بشريت بيش از هر چيز به
معنويت مورد نياز خواهد بود. » به
بركت حضرت امام خميني(ره) و انقلاب آسماني
وپيامهاي قدسي او بار ديگر شكوفههاي
خداجويي ودينگرايي وتوحيد و خدا پرستي در
سراسر جهان طنين انداز گرديد :«مثلهم في
التوريه و مثلهم في الانجيل كزرع اخرج شطاه
فازره فاستغلظ فاستوي علي سوقه يعجب الزراع
ليغيظ بهم الكفار » اعتراف
بيگانگان به عظمت امام خميني (ره) شخصيت
امام، علاوه بر
برانگيختن تحسين جهانيان،
دشمنان امام و انقلاب را هم،
بر آن داشت تا از ويژگيهاي خيره
كنندة او سخن به ميان آوردن. «الفظل ما شهدت
به الاعداء» تا آنجا كه برخي از كارگزاران
شيطان بزرگ نيز با تسليم در برابر عظمت امام
(ره)دراعتراف به آن اظهار داشتند :«ترديدي
نميباشد كه ايشان يكي ازمردان بزرگ تاريخ
دراين قرن بود كمتر كسي را امروز ميتوان
يافت كه از جاذبه ونفوذي همانند آن چه كه نه
تنها در ايران بلكه درجهان داشت برخوردار
باشد وتوجه قدرتهاي بزرگ را تا اين
حد به خود معطوف دارد. » آيت
الله خميني غرب را با بحران جدي برنامهريزي
مواجه كرد، تصميمات
او آن چنان رعد آسا بود كه مجال هر نوع تفكر
و برنامه ريزي را از سياست مداران و نظريه
پردازان سياسي ميگرفت. هيچ
كس نميتوانست تصميمات او را از پيش حدس
بزند، او با
معيارهاي ديگري غير از معيارهاي
شناخته شده دردنيا سخن ميگفت وعمل ميكرد،
گويي از جاي ديگر الهام ميگرفت،
دشمني آيت الله خميني با غرب بر گرفته
ازتعاليم الهي او بود اودر دشمني خود نيز
خلوص نيت داشت. » تايمز
لندن كه به سخن گوي دويست سالة دولت
استعماري انگليس معروف بوده است در توصيف
امام ميبنويسد: «
امام خميني مردي بود كه تودهها را با كلام
خود مسحور كرد، وي
به زبان مردم عادي سخن ميگفت و به
طرفداراي فقير ومحروم خود اعتماد به نفس ميبخشيد،
اين احساس آنها را قادر ساخت تاهر كسي
را كه سر راهشان بايستد از بين ببرند وي به
مردم نشان داد كه حتي ميتوان در برابر
قدرتهايي مثل آمريكا ايستاد و
نهراسيد.» روزنامة
هرالد تريبون هم دربارة امام لب به اعتراف
گشوده نوشت : «آيت
الله خميني (ره)انقلابي خستگيناپذير بود
كه تا آخرين لحظه حيات به آرزوي خود براي پيريزي
يك جامعة اسلاميو حكومت اسلاميدر ايران
وفادار ماند. آيت الله خميني (ره) در آن چه
براي سرزمين باستانياش ميخواست لحظهاي
درنگ نكرد، وي خود را مأمور ميدانست كه ميبايد
ايران را از آن چه فساد وانحطاط غرب ميديد
پاك كند وخلوص اسلاميرا به ملت باز گرداند.» |