|
شما
امر كنيد، ما اطاعت مي كنيم. حضرت
امام (ره ) با اين كه مقام علمي شان، چشم گير
فضلاء و علما بود و آثارشان هم در حوزه هاي
علميه موجود بود، ولي براي رضاي خدا و مطلع
ساختن مرحوم آيت الله العظمي حكيم به
اندازه اي تواضع مي كردند كه به ايشان مي
فرمودند: «من يكي از پيروان شما هستم. من يكي
از افرادي هستم كه اوامر شما را اطاعت مي
كنم، شما امر كنيد، ما اطاعت مي كنيم. شما
دستور بدهيد ما عمل مي كنيم. چطور شما گمان
مي كنيد كه مطيع نداريد و حال آن كه يكي از
آنها من هستم.» بعد
از فوت مرحوم آيت الله حكيم (رضوا ن الله
عليه)، يكي از نمايندگان آن مرحوم در يكي از
شهرهاي ايران، نامه اي براي حضرت امام كه در
نجف بودند نوشت و اجازه خواست كه بعد از
آقاي حكيم، وكيل حضرت امام باشد. حضرت امام
هم يك اجازه معمولي براي ايشان نوشتند و
فرستادند. اما اين آقاي به اين مقدار اجازه
قانع نبود و مي خواست وكيل حضرت امام در آن
شهر و آن استان باشد. مرحوم حاج آقا مصطفي هم
براي وساطت خدمت حضرت امام عرض كرده بود كه
ايشان صلاحيت اين كار را دارد و وكيل آقاي
حكيم هم بوده است. حضرت امام در جواب حاج آقا
مصطفي فرمودند:«اين مقدار كه ما نوشتيم
كافي است.» بعدا گويا آن آقا نامه تهديد
آميزي به حضرت امام در نجف نوشتند ( و ما اين
را از جواب حضرت امام فهميديم ) كه اگر اين
وكالت نامه را به من ندهيد، به مردم مي گويم
كه از تقليد شما برگردند!. حضرت امام در جواب
نوشته بودند: «اگر يك چنين خدمتي به من
بكنيد، من از شما تا روز قيامت ممنون مي شوم
كه بار من را سبك كرده ايد اگر مردم از تقليد
من برگردند، بار مسئوليت من سبك مي شود.» |