عصر امام خمينى، قدس‏سره 1

مير احمدرضا حاجتى

قسمت اول

و نريد ان نمن على الذين‏استضعفوا فى الارض و نجعلهم‏الائم و نجعلهم الوارثين. (1)

رهبر معظم انقلاب اندك زمانى‏بعد از رحلت و عروج روح ملكوتى‏حضرت امام، قدس‏سره، با اشاره به‏اين مطلب مهم و اساسى كه «امام‏كبير ما عصر جديدى را آغاز كردند»،تاكيد فرمودند:

بزرگترين وظيفه ما اين است كه‏مشخصات عصرى را كه امام،رضوان‏الله‏تعالى‏عليه، آغاز كردند وملت را در فضاى آن قرار دادند و به‏جهان اعلام فرمودند بدانيم و اين‏مشخصه‏ها را حفظ كنيم... (2)

آنچه بوضوح مشهود است وبيقين محسوس، اين است كه با وقوع‏انقلاب اسلامى در ايران و استمرارآن، جهان در حال انتقال به عصرى‏جديد و دوره‏اى نو است. دوره‏اى كه‏ويژگيهاى خاص و منحصر به فردش‏آن را از دگر ادوار مختلف و پرتلاطم‏حيات بشرى جدا مى‏سازد. مقام‏معظم رهبرى، حضرت آى‏الله‏خامنه‏اى در تعريف و توصيف اين‏واقعيت مى‏فرمايند:

امروز يك عصر و يك دوران جديدبه وجود آمده است، دوران جديد رابايد دوران امام خمينى ناميد: با آغازدوران جديد نه تنها در ايران ياكشورهاى اسلامى مردم به باورهاى‏الهى بازگشته‏اند بلكه در سطح جهان،عقيده‏اى مذهبى و گرايشى معنوى درميان جوامعى كه دهها سال تحت‏سلطه حكومتهاى ضد مذهب زندگى‏كرده بودند رشد نموده است. (3)

ايشان در جاى ديگر، در اين باره‏مى‏فرمايند:

امروز در دنيا گرايش به دين‏شروع شده است. (4)

و تاكيد مى‏فرمايند:

قرن حاضر قرن گرايش عمومى‏بشريت، به معنويت و دين است. (5)

خلف صالح خمينى، قدس‏سره،دگر بار تاكيد مى‏نمايند كه:

ما امروز نشانه‏هاى رشد معنويت‏و افول ماديت را در دنيا مى‏بينيم. (6)

در اين عصر كه مقام معظم‏رهبرى بحق آن را عصر امام خمينى،قدس‏سره، ناميدند امواج گسترده‏توجه به ارزشهاى معنوى و رويكردوسيع بشر جهت‏بازيابى هويت دينى‏و پشت پا زدن به باورهاى‏خداستيزانه در ميان همه ملل و فرق‏دنياى امروز، خصوصا كانون فعلى‏ترويج الحاد و دين‏ستيزى يعنى‏جهان غرب، چشمان جهانيان رامتحيرانه به خود خيره نموده است.

به تعبير سيد شهيدان اهل قلم:

اكنون بار ديگر انسان از زمين وقفس خودش روى گردانده است و به‏عالم معنى و آسمان توجه يافته...

انسان يك بار ديگر تولد يافته و عصرديگرى آغاز شده است. (7)

وى با نگاهى بصيرانه وضعيت‏جهان معاصر را اينچنين تشريح‏مى‏كند:

جهان امروز در دوران انتقال از يك‏عصر به عصرى ديگر قرار دارد. و تااين انتقال به انجام رسد ديگر روى‏ثبات را به خود نخواهد ديد.

شهيد آوينى با اشاره به مبدا اين‏تحول عظيم مى‏نويسد:

اين دوران با پيروزى انقلاب‏اسلامى در ايران آغاز شده است و به‏اين لحاظ دهه شصت را بايد اولين‏دهه از اين تجديد عهد محسوب‏داشت. (8)

يكى ديگر از انديشمندان معاصرنيز در اين رابطه چنين اظهار مى‏دارد:

اگر بنا باشد تاريخى را براى‏احياى هويت دينى (در جهان معاصر)در نظر بگيريم آن تاريخ 1977 ميلادى‏يعنى مقارن با پيروزى انقلاب اسلامى‏ايران كه خيزش عظيمى را براى‏تفكرات دينى در تمام اديان به وجودآورد، مى‏باشد.

وى در ادامه مى‏افزايد:

آخرين آمارها در مورد احياى تفكردينى كه در سال 1990 صورت‏پذيرفته نشان مى‏دهد كه تقريبا 70%مردم اروپا احساس ديندارى مى‏كنند.

در تمام اديان از هندوئيسم گرفته تابوديسم و... و انواع فرقه‏هاى‏مسيحيت همه از يك نوع بازگشت‏به‏تفكر دينى خبر مى‏دهند.

وى تاكيد مى‏كند:

انقلاب اسلامى موجب احياى تفكردينى در جهان گشت. (9)

يكى از محققان در تبيين مبدانهضت جهانى دينگرايى در عصرجديد مى‏گويد:

اسلام دينى جهانى است و انقلاب‏اسلامى امروز سراسر عالم را تكان‏داده است وقتى به دنيا نگاه مى‏كنيم‏مى‏بينيم تمام جهان اسلام به حركت‏درآمده است و همه جا صحبت ازتجديد حيات اسلام و لزوم هدايت ورهبرى اسلامى است.

ايشان مى‏افزايد:

در كشورهاى ديگر جهان، احترام‏به اسلام و كوشش براى شناخت آن وبه دنبال اين شناخت اعتقاد به اسلام‏روز به روز رشد يافته و حتى اديان‏ديگر هم كم كم معانى تازه گرفته‏اند وسيرى نو را آغاز كرده‏اند. (10)

به هر جهت، توجه و رويكرد بشركنونى به حوزه معارف دينى، مذهبى‏جهت‏بازخوانى عوامل اساسى ومفاهيم كاربردى شكل‏دهنده حيات‏معنوى و مادى، واقعيتى غير قابل‏انكار بوده كه مورد اعتراف بسيارى‏از افراد مطلع و محقق و صاحب‏نظرقرار گرفته است.

و در حقيقت:

بشر كنونى همه اميدش به دين ومعنويت است. بشر سرش به ديوارخورده، باز گشته، تا خود را بيابد،غرب هم همه اميدش الان به دين است.

پوپر و امثال او يعنى پوزيتيويستهاكه پشت‏به دين كرده‏اند پنبه غفلت درگوششان است. به وضع معاصر غرب‏نظرى بيندازيد! در تفكر غالب‏متفكران معاصر چه اهل دين و چه غيراهل دين توضيحاتى راجع به دين ومعنويت دارند. (11)

امام خمينى و احياى فكر دينى

«آرتگا گاست‏» متفكر اسپانيايى‏با اشاره به تحولات عمده‏اى - كه‏ساختار زندگى انسان كنونى بويژه‏انسان غربى را در معرض خطرات‏عمده‏اى قرار داده است - مى‏نويسد:

گفته‏اند و شايد هم نه بى‏دليل كه‏همه اصول نوآورانه عصر جديداكنون خود در وضعيتى بحرانى قرارگرفته‏اند. در تاييد اين نظر دلايلى چندوجود دارد كه نشان مى‏دهد انسان‏اروپايى (غربى) مشغول جمع كردن‏خيمه و خرگاه خويش از سرزمين‏نوينى است كه طى سيصد سال‏گذشته در آن رحل اقامت افكنده بود،اين انسان آهنگ عزيمت‏به قلمروتاريخى و شيوه زيستى ديگرى‏دارد. (12)

در نگاه بسيارى از انديشمندان‏واقع‏نگر و تحليلگران منصف تحولات‏بين‏المللى، ملى و تاريخى و... مورداشاره نگارنده سطور فوق، چيزى‏نيست، مگر حيات طيبه‏اى كه بابهره‏گيرى از ابعاد مثبت تمدن بشرى‏در چارچوب ارزشهاى معنوى واخلاقى و باورهاى دينى و الهى معنى‏يافته و تشخص پيدا مى‏كند، باورهاى‏دينى و مفاهيم مذهبى كه دين مبين‏اسلام مصداق متعالى آن و تنهانسخه شفابخش دردهاى ديرين بشراست.

و آنچه در اين مقال بر آن اصرارورزيده و پاى مى‏فشاريم اين مهم‏است كه تقدير الهى و محاسبات غيبى‏بار مسؤوليت تاريخى زمينه‏سازى‏حيات مجدد معنوى بشريت را برعهده يگانه دوران حضرت امام‏خمينى، قدس‏سره، نهاد و ايشان بودكه طرحى نو درانداخته و رجعت‏دوباره ساكنان سياره زمين را به‏خداجويى و دين‏باورى رهبرى نمودو آن را تعالى بخشيد.

حضرت امام، قدس‏سره، صفحه‏جديدى از حيات پر فراز و نشيب‏انسانى را رقم زده و عصر جديدى راآغاز نمودند كه مقام معظم رهبرى‏بحق آن را عصر امام خمينى،قدس‏سره، ناميدند، عصرى كه درنگاه صاحبنظران صاحب بصر،سرآغاز حكومت جهانى اسلام به‏رهبرى حضرت ولى عصرحج‏بن‏الحسن العسكرى،عليه‏السلام، است.

فصل‏الخطاب در اين زمينه كلام‏نورانى حضرت امام، قدس‏سره،مى‏باشد، آنجا كه فرمودند:

انقلاب مردم ايران نقطه شروع‏انقلاب بزرگ جهان اسلام به‏پرچمدارى حضرت حجت، ارواحنافداه، است. (13)

بسيارى از صاحب‏نظران‏معاصر با تاييد نظريه شروع دوره‏انتقالى بشر معاصر و رويكرد او به‏قلمرو تاريخى ديگر و شيوه زيستى‏جديد در تشريح ماهيت و بررسى‏ويژگيهاى منحصر به فرد اين دوره‏صراحت‏بيشترى را در كلام خوداستخدام نموده‏اند.

پروفسور «ياوس اوسوس‏» تازه‏مسلمان آلمانى و قائم‏مقام دانشكده‏فنى دانشگاه برمن آلمان و از رهبران‏برجسته مسلمانان آلمانى زبان دراروپا در اين ارتباط چنين اظهارمى‏دارد:

بيدارگر]قدس‏سره[امام خمينى‏همه موحدان در عصر ماست، احياى‏دين و معنويت در روزگارى كه‏سيطره ماديت و ابزار مادى وانديشه‏هاى ضد معنوى جامعه بشرى‏را در چنبره خود گرفته بود مديون‏و ياران]قدس‏سره[امام خمينى‏انقلاب اسلامى است. من كلام امام‏و جانشين برحق ]قدس‏سره[خمينى‏ايشان - امام خامنه‏اى، روحى فداه، رابه نفخه صور براى «زنده‏دلان‏خاموش‏» روى زمين تعبير مى‏كنم.

وى با اشاره به اينكه هر كس درضمير آگاه خود صداى اسرافيلى‏امام خمينى را نشنيد يقينا در خواب‏غفلت مانده است، اضافه مى‏كند:

من با توجه به حقايق آشكارى كه‏در متن واقعى جوامع و حكومتهاى‏غربى مى‏بينم و با توجه به الهاماتى‏كه از اشارات و رهنمودهاى پيامبرگونه امام خامنه‏اى مى‏گيرم يقين دارم‏كه قرن چهاردهم هجرى قرن امام‏خمينى و امام خامنه‏اى است و اين‏بزرگواران حكومت‏بر روى زمين را به‏دست صاحب‏الزمان، عليه‏السلام،مژده مى‏دهند تا بعد از اين، همه‏اعصار و قرون به نام اهل‏بيت پيامبر،صلى‏الله‏عليه‏وآله، باشد.

احمد هوبى، انديشمند وروزنامه‏نگار تازه مسلمان سوئيسى،نيز در تشريح تاثيرات عظيم انقلاب‏اسلامى در جمع كارشناسان‏سازمان پژوهشى و برنامه‏ريزى‏آموزشى در تهران گفت:

امروز در اروپا احساس مى‏شودسقوط ديوار برلين با انقلاب و قيامى‏كه شما آغاز كرديد مرتبط است. و اين‏قيام اساسى امروز در اروپا محسوس‏است. در اروپا، حدود 12 تا 15 ميليون‏مسلمان زندگى مى‏كنند كه 100 هزارنفر آنها در سوئيس هستند.

وى در ادامه افزود:

نه تنها]قدس‏سره[امام خمينى‏مسلمانان را بيدار كردند بلكه بر جهان‏غير اسلام نيز از خود تاثير بر جاى‏نهادند.

ايشان اضافه كردند:

بدانيد آن مرد سالخورده كه رهبرشما بود هرگز نمرده است‏بلكه‏همواره زنده است و فعال، چرا كه همه‏اين تحولات به دست ايشان ايجاد شده‏است. (14)

حمد لنسل، رئيس مركز فرهنگى‏تجديد حيات اسلام در اتريش، طى‏مقاله‏اى تحت عنوان تاثير نهضت‏امام خمينى بر اروپا مى‏نويسد:

بى‏ترديد انقلاب اسلامى امام‏خمينى نه تنها تصوير تازه‏اى ازاسلام در اروپا ارايه كرد بلكه حتى‏زندگى مذهبى غير مسلمانان را هم‏دگرگون ساخت‏به عبارت ديگر امروزحتى در اروپا نيز مذهبى بودن ارزش‏و معنى تازه‏اى يافته است. اين عبارت‏را رئيس جمهور سابق اطريش در يك‏سخنرانى بيان كرد كه انقلاب اسلامى‏به تمامى افراد مذهبى اعتبار و اتكاى‏به نفس تازه‏اى ارزانى داشت. (15)

طلال عتريسى، استاد دانشگاه‏لبنان هم با تاكيد بر پيوند اساسى‏تحولات جارى در زمينه رويكردمعنوى بشر با خصيت‏حضرت‏امام تصريح مى‏نمايد:

رهبرى امام خمينى و پيروزى‏انقلاب اسلامى اساس حركت و تحول‏جهان كنونى مى‏باشد. (16)

چنانكه يكى ديگر از انديشمندان‏مسلمان در اين زمنيه مى‏گويد:

امام خمينى آغازگر عصر تازه‏اى‏در تاريخ اسلام و زندگى مسلمانان‏است، از ويژگيهاى اين عصر هم‏مى‏توان غور و تعمق مسلمانان نسبت‏به اسلام را برشمرد و هم جهانى شدن‏حيات سياسى اسلام را. (17)

مدير مركز پژوهشى اسلامى درفرانسه با اشاره به عظمت روحى وفكرى حضرت امام و ويژگيهاى‏منحصر به فرد ايشان مى‏گويد:

امام خمينى 14 قرن را در اعمالش‏خلاصه كرد... ما خيلى خوشبخت‏هستيم كه در اين عصر (امام خمينى)زندگى مى‏كنيم،

گويى در عصر پيامبر اكرم‏زندگى مى‏كنيم.]صلى‏الله‏عليه‏وآله[وى تصريح مى‏كند:

مردم جهان همه مشتاقند از تعاليم‏امام خمينى پيروى كنند; در اكثركشورها جنبشى آغاز شده، حتى درجوامع غربى ما مى‏بينيم كه مسايل‏تحت‏بازنگرى قرار گرفته است...

اكنون خيلى‏ها مى‏دانند كه اسلام‏پاسخگوى مشكلات بشرى است.

ايشان اضافه مى‏نمايد:

جهان در حال تحول است وارزشهاى جهانى در حال تغيير، غرب‏دچار فروپاشى تدريجى شده است واسلام جلوه خود را در سراسر جهان‏نشان داده است.

دكتر عادل عبدالمهدى با بيان اين‏نكته بسيار مهم كه «ميليونها نفر درغرب در انتظار نجات‏بخش و مسيح‏هستند» مى‏گويد:

اگر اسلام بدرستى معرفى شودمى‏تواند براى آنها نجات‏بخش باشدتعاليم اسلام راهى براى رهايى ازسرنوشت محتوم تمدن غرب يعنى‏نابودى است. (28)

پرفسور اسماعيل كيلبس،فيلسوف برجسته فرهنگ اسپانيولى‏زبانها، هم با اشاره به حيات مجدددين در صحنه زندگى بشر در وصف‏اين واقعيت عظيم چنين مى‏گويد:

دين زنده شده است، كليساها جان‏تازه گرفته‏اند، توجه به مذهب وانديشه‏هاى مذهبى در دانشگاههاديگر زشت و كم‏بها تلقى نمى‏شود.

زيباييهاى معنوى در زندگى روزمره‏مورد بازيابى قرار گرفته است. جهان‏براى نجات و زيبا كردن روابط‏اجتماعى‏اش به قدرت دينى وجاذبه‏هاى معنوى گرايش شديد پيداكرده است.

وى تاكيد مى‏كند:

و اين همه ناشى از دعوت نوينى‏با]قدس‏سره[بود كه امام خمينى‏انقلاب دينى‏اش در عرصه افكار وذهنيت جامعه جهانى آغاز كرد. (19)

دين‏گرايى در عصر جديد

ويژگيهاى نهضت گسترده‏دين‏گرايى انسان عصر جديد را اززبان نگاه برخى از شخصيتها ومطبوعات جهان غرب مورد بررسى‏مضاعف قرار مى‏دهيم:

فوريد كالمر، جامعه‏شناس وسردبير روزنامه ايتاليايى «آل‏استمپا» و استاد دانشكده مسايل‏بين‏المللى دانشگاه كلمبيا با اشاره به‏رويكرد و رجعت دوباره بشر به‏پيامهاى معنوى و الهى مى‏نويسد:

به سبب خداجويى در ميان مردم‏آمريكا بر ميزان توجه آنان به مسايل‏مذهبى چه به صورت فردى و چه ازلحاظ اجتماعى افزوده شده است. اين‏امر بدون شك مهمترين ومنحصرترين رويداد دهه هفتاد وهشتاد در آمريكاست و اگر بگوييم اين‏جريان همه جامعه آمريكا و رفتارمردم و فرهنگ كشور را در سالهاى‏آينده اين قرن تحت تاثير قرار خواهدداد حرف باطلى نگفته‏ايم. (20)

بيل سايرز، روزنامه‏نگار و محقق‏آمريكايى طى ده برنامه متوالى كه ازشبكه تلويزيونى عمومى (بدون آگهى)(ثآت) پخش شد گفت:

مردم در سراسر جهان ازمادى‏گرايى و ماترياليسم خسته‏شده‏اند و بسرعت‏به سوى معنويت‏باز مى‏گردند، اين بازگشت چندى است‏كه آغاز شده است.

وى افزود:

دين و پيروى محض از اصول آن‏بار ديگر مورد توجه قرار گرفته‏است. (21)

جورج ويگل، متفكر غربى‏مى‏گويد:

غير مادى - مذهبى شدن جهان يكى‏از واقعيتهاى برجسته در زندگى‏اواخر قرن بيستم است. (22)

و همچنين جرج متالينوس، استادعلوم سياسى كليسا و دانشكده‏الهيات آتن تصريح مى‏كند كه:

در اين عصر مذهب و بازگشت‏به‏ديانت رونق گرفته است. (23)

پروفسور جان كين دانشمندانگليسى در مصاحبه‏اى مطبوعاتى‏مى‏گويد:

اين روزها در آمريكا و انگليس،فرانسه، اسپانيا بازگشت دينى آنقدرقوى است كه همه چيز را تحت‏الشعاع‏قرار داده است. (24)

و پروفسور خوزه ماريا، رئيس‏دانشكده تاريخ باستان دانشگاه‏مادريد اظهار مى‏دارد كه:

الان در غرب كليساها پرجمعيت‏تراز سابق‏اند. الان در دنيا رويكرد به‏مذهب چشمگير است. (25)

در اينجا به نقل اين چند اظهار نظراز باب مشت نمونه خروار است‏بسنده مى‏كنيم و پديده مهم رويكرددينى و مذهبى و معنوى بشر معاصرغرب و رويكرد دوباره به دين را ازطريق منابع موثق در ميان اخبار واطلاعات و گزارشهاى متعدد وگوناگون جستجو و بررسى‏مى‏نماييم.ادامه دارد

پى‏نوشتها:

1. سوره قصص (28)، آيه 5.

2. از سخنرانى ايشان در تاريخ 28/3/1368.

3. اولين سالگرد ارتحال امام، قدس‏سره،مرقد امام، 16/3/69.

4. در جمع تشكلهاى اسلامى دانشگاههاسراسر كشور، 18/10/74.

5. در ديدار با اعضاى ستاد پيگيرى قطعنامه‏598، روزنامه ابرار 1/10/70.

6. روزنامه اخبار، 26/5/76.

7. مجله سوره، دوره دوم، ش‏10.

8. مجله دانشجو، ويژه‏نامه شهيد آوينى،ص‏66، تابستان 77.

9. پروفسور محمدحسين هدى، انديشمندمسلمان مقيم اطريش، در مصاحبه باروزنامه كيهان، 25 و 29/11/76.

10. شمس‏الدين رحمانى، ماهنامه نيستان،ش‏13، مهر 75، ص‏9.

11. دكتر رضا داودى، كيهان، 20/5/69.

12. انسان و بحران، ترجمه احمد تدين، علمى‏فرهنگى، 1376، ص‏3.

13. صحيفه نور، ج‏21، ص‏108، 2/1/68.

14. ماهنامه امامت، شماره تير و مرداد 78.

15. روزنامه كيهان، 28/7/69.

16. اين مقاله براى كنفرانس انديشه اسلامى‏در تهران ارسال شده بود.، كيهان،21/11/69.

17. كتاب امام خمينى در جهان معاصر، چاپ‏مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام، ص‏79.

18. فصلنامه حضرو، ش‏12، تابستان 74سيد صدرالدين انديشمند لبنانى.

19. در مصاحبه با فصلنامه حضور، ش‏27،بهار 78 دكتر عادل عبدالمهدى.

20.روزنامه‏كيهان،ستون‏فرهنگ‏وانديشه،23/5/75.

21. كتاب خدا در آمريكا، ص‏242.

22. روزنامه همشهرى، 29/7/75.

23. برخورد تمدنها هانتينگتون و منتقدانش،دفتر مطالعات سياسى و بين‏المللى، ص‏51.

24. كيهان فرهنگى، بهمن 71.

25.نشريه‏ينه‏يوژيل،چاپ‏تركيه،18مى‏1