ما
در مكتب تو درس وفا آموختيم
زينب
سيدميرزايى اماما،
آنگاه كه تو را از ملكوت آسمان به پيشوائى
ما ناسوتيان برگزيدند، و تو را چراغ هدايت
راهمان قرار دادند، آيه قيام را تلاوت
نمودى و حاكم دلهامان شدى و در جاهليت مدرن،
قيام به بتشكنى كردى و «لات» طاغوتزدگى
و «عزاى» دينستيزى و «هبل» هواپرستى
را سرنگون نمودى. و ما نيز با اقتدا به تو بر
هر آنچه غيرخدا بود «لا» گفتيم و به انقلاب
رستگار شديم. انقلاب
ما، اين بعثت نبوى، مبتنى بر عدالت علوى،
حلم حسنى، و شور و شكوه قيام حسينى است. از
اينروست كه تو آن را «جمهورى اسلامى»
نام نهادى; حكومتى آزاد براى آزادگان كه
تحفه و ارمغانى از پانزده خرداد تو است و ما
اولين شاخه گل هديه تو يعنى «الاسلام يعلو
اولا يعلى عليه» (1) را با تمام
وجودمان لمس كرديم. و ما آشكارا با تو و نه
با چاه، در نخلستان حكمت گام نهاده و پيش از
نداى دردمندانهات: «سلونى قبل ان تفقدونى»
(2) ، دستبيعت در دستان آسمانيت گذاشتيم
و دل در گرو كلامت نهاديم. اماما!
تو با جانهاى بىقرار ما چه حديثى خواندى
كه جز با چهره خونين بر لقاى دوست راضى نمىشويم،
ما را به جنتاللقاى دلباختگى آشنايمان
كردى و بر سرمستان باده ولا، حلاوت شهادت
نوشاندى و با تو تا اوج افلاك بال گشوديم و
تو، بىانتهاى وصل را نشانمان دادى تو بودى
كه دريچه ديگرى بر قلبمان گشودى و عقائدمان
را محكم و ايمانمان را استوار ساختى. اما
افسوس كه اكنون در فراغ تو رفيقان، دلهاى
ما را نيش مىزنند، بى آنكه بدانند نوش
يار آنقدر سرمستمان كرده كه زهرشان بر ما
كارگر نمىافتد. هم
اينها با نامحرمان آواى شوم مىخوانند كه:
«عصر ديندارى گذشته است!»، «دين محصول
تعصبات است!»، بىآنكه بدانند خداخواهى
جزء سرشت ما است و جزء بعثت محمد صلى الله
عليه و آله، عدالت علوى، حلم حسنى و شور و
شكوه حسينى، فرهنگ ديگرى نمىپذيريم. اين
نگونبختان بىخبرند از اينكه: قرآن
چنان حكومتى در دلهاى ما دارد كه آن را با
هيچ چيزى معامله نخواهيم كرد. اين
مردان نااهل و بىمروت، چنان مقدسات را
نشانه رفتهاند كه حتى بر مرجعيتشيعه
جرات جسارت يافتهاند همان جسارتى كه در 19
دى بر تو روا داشتند! بى آنكه بدانند:
مراجع عظام سروهاى راست قامت ايمانند و كوههاى
استوار هدايتند. حقيقت
گريزان; كلام ابليس را نشخوار كرده و مىگويند:
كسانى كه قائل به حكومت ولايت فقيهاند
دليلى قاطع بر استحكام و مشروعيت آن ندارند!»
اينان
چشمها و گوشهاى خود را بسته و از آب روىگردان
شدهاند و دل به سراب سپردهاند; از اينرو،
بىخبرند كه پشتوانه ولايت فقيه حكومت
انبياء و حكومت رسول خدا صلى الله عليه و
آله است. اماما،
در فراغت صدها بل هزاران كار از اين استبر
امت پيرو و مريد تو روا داشتند و...
اما
در سالگرد فراغتبدانند كه: اى
مقتداى سعادتمندان; اى امام خوبىها: امت
علوى ما، كه شجره طيبه ايمان را با خون
عزيزانشان آبيارى كردهاند، هرگز حاضر به
مبادله ارزشها نخواهند شد و ما بهار را با
خزان، بهشت را با دوزخ معاوضه نخواهيم كرد.
خوب مىدانيم كه: مفتون زرهاى بنىاميه
شدن، مساوى استبا تنهايى حسين، روىگردانى
از امام، روى برتافتن سعادت از ماست. اى
امام حماسههاى شورآفرين! ما در مكتب تو
درس وفادارى آموختهايم. و دل در مهر آن
پيشواى آسمانى غايب داريم و ديده بر گل روى
ميوه دل زهرا عليها السلام فكندهايم و گوش
جان بر فرمانش نهادهايم و هرگز به تكرار
سقيفه تن نخواهيم داد. پىنوشتها:
1-
اسلام آيين برتر است و هيچ آئينى برتر از آن
نيست. 2-
مرا دريابيد قبل از اينكه از دستم بدهيد،
اشاره به كلامى از حضرت على عليه السلام در
نهجالبلاغه. |