نگراني استكبار از تاثيرات فرهنگي انقلاب اسلامي بر جوامع غربي

بر گرفته از كتاب عصر امام خميني (ره )

  (مير احمد رضا حاجتي )  

انقلاب اسلامي علي رغم مواجهه با توطئه هاي پي در پي مقابل چشمان بهت زده تحليل گراني كه ركود زودرس انقلاب اسلامي را پيش بيني مي نمودند ضمن غلبه بر بحران هاي داخلي و مهار دسيسه هاي خارجي به كانون اصلي الهام بخشي آزادي خواهان خداجوي جهان تبديل گرديد. آنچه در اين ميان تحليل گران و رهبران غرب را به شدت غافل گير و نگران نموده جهش بلند حركت فرهنگي انقلاب اسلامي به سمت كانون ترويج الحاد و بي ديني در جهان معاصر است. پديده اي كه ولي امر مسلمين, حضرت آيت الله خامنه اي, با عنان   جريان سازنده فرهنگ اسلامي به سمت غرب  از آن ياد نمودند.

غرب سكولار و رهبران آن امروزه منفعلانه نظاره گر تاثيرات گسترده پيام هاي ديني و معنوي حضرت امام خميني و انقلاب اسلامي بر شهروندان جوامع غربي مي باشند. حيات مجدد كليساها, افزيش بي سابقه مبلغان مذهبي, طرح گسترده مطالبات ديني مردم از سوي سياست مداران و تحرك چشم گير رهبران مذهبي, تمايل شديد آنها به تاثيرگذاري در صحنه هاي سياسي, استقبال وسيع مردم از آثار صوتي و تصويري و مكتوب ديني و مذهبي افزايش مخالفت هاي مردمي با پرده دري هاي اخلاقي و واكنش هاي شديد آنها در قبال شكست شدن حرمت مقدسات مذهبي و... تنها بخشي از علائم تاثيرات فرهنگي انقلاب اسلامي و پيام هاي بيدار كننده ديني و معنوي حضرت امام خميني(ص) در غرب مي باشند.

الف- بنيادگرايي ديني در غرب (بازگشت به مذهب)

انقلاب اسلامي با احياي ارزش هاي ديني و آرمان هاي مذهبي در جهان و زمينه سازي حيات دوباره معتقدين و مذهبيون مسيحي و فعاليت سازمان يافته آنان در جوامع غربي غرب ليبرال را كه همواره در جهت به انزوا و حاشيه راندن دين و تعاليم آن حركت نموده است با تحولات شگرف و غيرمنتظره اي مواجه نموده است.

روزنامه دي ولت چاپ آلمان با بيان گوشه اي از تحولات جاري در اين زمينه مي نويسد:

  گروه هاي بنيادگراي مسيحي با اقبال چشم گيري در كشورهاي غربي مواجه شده اند و در هر صورت بنيادگرايي رايج در مسيحيت نيز مغاير با ارزش هاي ليبرالي فرهنگ اروپاست  اين روزنامه آلماني در توضيح بازار گرم بنيادگرايي مسيحي در ميان جوامع غربي اضافه مي كند:

  درميان مسيحيان و يا به عبارت ديگر در جوامع غربي گروه هاي بنيادگرا مذهبي يكي پس از ديگري سربرمي آورند. به اعتقاد كارشناسان مسائل مذهبي از هر سه كشيش نسل جديد يك نفر تمايلات بنيادگرانه دارد...

پرفسور پيتركلارك, استاد تاريخ و جامعه شناسي مذهب, هم با تاييد پديده بنيادگرايي مسيحي در غرب مي گويد:

  موج بنيادگرايي در مذهب كه عموماً آن را در ارتباط با خاورميانه تصور مي كنند در واقع ميان مسيحيان هم نضج گرفته است كه نمونه مشخص آن ايالات متحده مي باشد.

وي مي افزايد:

  در طول پنج تا ده سال گذشته ما با يك موج مذهب بنيادگرايي مسيحي در غرب مواجه بوده ايم به ويژه در كشور انگلستان...

مسلماً بخشي از نگراني و سردرگمي نظريه پردازان و سردمداران غرب در قبال انقلاب اسلامي ريشه در واقعيت تاثير پذيري دنياي ديانت و مسيحيت از انقلاب اسلامي دارد و به نظر مي رسد:

  غرب نگران اين مسئله است كه صف وسيع طالبين رسميت دين در اروپا و آمريكا به تدريج به سرنگوني تمدن غربي بينجامد و بي ترديد شخصيت امام(ره )در اين ارتباط تاثير عميقي بر دنياي مدرن... داشته است.

 

ب- افزايش جاذبه انقلاب اسلامي در جوامع غربي و مسيحي

تعمق در اظهارات برخي از شهروندان جوامع غربي درباره انقلاب اسلامي و... مي تواند ما را با واقعيتي كه مقام معظم رهبري از آن با عنوان   توفيق شديد نظام اسلامي در تاثيرگذاري بر جهان معاصر  ياد نمودند هرچه بيشتر و بهتر آشنا گرداند.

تجليل و تحسين صريح برخي از شهروندان جوامع غربي مسيحي از الگوي جمهوري اسلامي, اهداف متعالي و رهبري روحاني و... آن علي رغم فضاي مسموم تبليغاتي كه رسانه هاي جمعي غرب عليه انقلاب اسلامي به وجود آورده اند نمونه اي بارز و غيرقابل انكار از توسعه دامنه نفوذ تاثيرات انقلاب اسلامي بر جهان معاصر محسوب مي گردد.

اينان در اظهارات خود از جمهوري اسلامي ايران با عنوان   آخرين نقطه اميد جهان  و يا   نمونه آرماني اي كه به ارزش هاي خود بازگشته است  ياد نموده و از   برتري فرهنگي آن برغرب  سخن به ميان مي آورند و به   تحسين رهبري استثنائي امام خميني  مي پردازند و ما به جهت اهميت موضوع به نقل بخشي از اين اظهارات مي پردازيم:

ب-1- بون تمپو نماينده گروه سياسي اتحاديه ملي در پارلمان ايتاليا و عضو شوراي شهر رم ضمن انتقاد از تقليد كوركورانه ايتاليا از آمريكا با تصريح به اين مطلب كه   براي بازگشت به اصالت و هويت خود ايتاليائي بايد به ايران نگريست  اظهار داشت:

  ارزش هاي اخلاقي و اسلامي ناشي از انقلاب اسلامي ايران با وجود تبليغات سوء رسانه هاي جمعي غرب حقيقتي است كه به ارزش هاي فرهنگي و اخلاقي خود بازگشته است و براي كشوري مانند ايتاليا كه از فرهنگ و تمدن و حقوق بشر خود برخوردار است تقليد از جامعه آمريكا وخيم است بايد به ايران فكر كرد.

ب-2-جان فيليچر يكي ديگر از شهروندان غربي از ايالات متحده آمريكا مي باشد كه با نوشتن نامه اي به نماينده وقت جمهوري اسلامي در سازمان ملل به بيان احساسات خود در قبال جمهوري اسلامي ايران پرداخته است.

وي در اين نامه كه رونوشت آن را به بيل كلينتون رئيس جمهوري آمريكا ارسال نموده است با تصريح با اينكه   ما مردم آمريكا از آلودگي فرهنگي در ايالات متحده رنج مي بريم  مي نويسد:

در ميان ما آمريكايي ها تعداد بسياري هستند كه نحوه مديريت جمهوري اسلامي ايران در كنترل آزادي بي حدوحصر و مرز فردي را كه منشا فساد در ايالات متحده است مورد ستايش قرار مي دهند .   جمهوري اسلامي ايران در محافظت از جوانان خود در برابر بيماري هاي آمريكايي به طور يقين به اقدام درستي پرداخته است.

فيليچر تاكيد مي كند: روحانيون در تهران مي توانند با آگاهي از برتري فرهنگي خود بر آمريكا در زمينه ارزش هاي خانواده از آرامش كاملي برخوردار باشند.

ب-3- اي گول از اهالي ايرلند شمالي نيز با ارسال نامه آي به روزنامه جمهوري اسلامي ضمن تقدير از سياسي جمهوري اسلامي در برخورد با سلمان رشدي مرتد با تصريح به اينكه زهر سكولاريسم كه دنياي غرب را فراگرفته در عوض تامين آسايش مادي عبوديت و بندگي را تنزل داده است مي نويسد:

حكومت اسلامي ايران آخرين نقطه اميد جهان است و به همين علت هدف قرار گرفتن شما از سوي نيروهاي الحادي دور از انتظار نمي باشد.

 

ب-4- يك يوناني نيز با ارسال نامه اي به نشريه يوناني نيءانتروپي برخورد قاطع امام (ص) با توطئه انتشار كتاب آيات شيطاني را مورد تمجيد قرار داده و به جهت برخورداري ملت ايران از رهبري پرارزش امام خميني به آنها تبريك گفته و آرزوي برخورداري ملت خود از رهبري همچون امام را به صراحت طرح مي كند متن نامه   فوتيس كاتيس  به اين نشريه يوناني به شرح ذيل است:

آقاي سردبير!

همان طور كه مي دانيم آيت الله خميني رشدي را به مرگ محكوم كرده بود, زيرا كتاب آيات شيطاني وي توهين به مذهب ايران تشهيص داده شد و كشورهاي ديگري كه كشور متمدن بودند عليه اين تصميم موضع گرفتند, چرا كه آنها مليت و مذهب خود را نابود كرده و فكر مي كنند كشورهاي ديگر هم بايد از آنها تقليد كنند.

خوشبختانه آيت الله خميني يك رهبر پرارزش براي كشور و مذهبش مي باشد و به اين ترتيب زماني كه تشخيص دهند عملي لازم و بايد انجام دهد آن را انجام مي دهد. در حال حاضر در همه جاي دنيا همه دينداران برخاسته اند و سركرده صهيونيست ها يعني رشدي را مي خواهند.

اضافه مي كنم: اي كاش رهبري نيز براي كشور ما پيدا شود كه احترام و مقام عالي ملت و مذهب را حفظ كند كه هر صهيونيستي مانند اسكورجزه كارگردان آمريكايي فيلم آخرين وسوسه هاي مسيح نتواند آن را خوار كند.

در پايان مي خواهم به ملت ايران براي رهبرشان تبريك بگويم و همچنان براي عشقشان به او, زيرا آيت الله خميني از رهبران نادري است كه در سال هاي اخير در دنيا بوده اند.

 

ب-5- گزارشي از يك سفر: براي بررسي نفوذ روزافزون پيام هاي ديني و معنوي امام خميني و افزايش جاذبه انقلاب اسلامي تاثيرات عميق آن در جوامع غربي و مسيحي, گزيده اي از سخنان عالم گرانقدر حضرت آيت الله مصباح يزدي پيرامون سفرشان به اسپانيا و كشورهاي مسيحي آمريكاي لاتين و توضيحات مهم ايشان در زمينه نفوذ چشم گير و متحير كننده فكري و فرهنگي انقلاب اسلامي و رهبري قدسي آن در اين نقطه از جهان را مطرح مي نماييم.

حضرت آيت الله مصباح با اشاره به سفرخود به اسپانيا و مكزيك و آرژانتين و كلمبيا و برزيل و كوبا در آمريكاي لاتين فرمودند:

پيش از اينكه به اين كشورها پا بگذارم تصور نمي كردم چنين صحنه هايي برايمان پيش بيايد. نمي توان آن را مجسم كرد...! در اين سفر معمولاً با رجال مذهبي كليسا و دانشگاهيان و گاهي به صورت غيرمستقيم از طريق مصاحبه هاي راديو تلويزيوني يا مطبوعاتي با ديگران ارتباط داشتيم استقبال واقعاً غيرقابل باور بود!

در شهر   سن پابلو  كاردينالي كه كنار من نشسته بود... دست من را گرفته بود و فشار مي داد و يك دستش را روي قلبش گذاشته بود و مي گفت:   شما در قلب ما جاي داريد!

اسقفي كه در جمع اسقف ها در   گوادالپ  سخنراني كرد مي گفت:

  در غرب ايمان واقعي وجود ندارد مردم منطقه به ما اعتمادي ندارند. حرف ما را گوش نمي دهند مشا هستيد كه هم ايمان واقعي داريد و هم توانسته ايد ايمان را با كشور داري جمع كنيد.

استاد مصباح اضافه نمودند:   ايشان چه داعي دارد كه درجمع اسقف ها چنين صحبتي بكند جز اينكه احساس مي كنند كليسا شكست خورده است و نمي تواند براي دين مردم و جلوگيري از مفاسد اخلاقي كاري انجام دهد؟ آنها تمام اميدشان به اسلام است.

در   گوادالپ  وقتي مي خواستيم از آنها جدا شويم يكي از كشيش ها آمد و گفت: اجازه بدهيد شما را در آغوش بگيريم و در حالي كه دوربين تلويزيون هم در حال فيلم برداري بود مرا در آغوش گرفته و گفت:

  ما كاري از دستمان بر نمي آيد شما هستيد كه بايد پرچم دار مبارزه با مفاسد اخلاقي و انحراف باشيد.

من باور نمي كردم كه چنين منطقه اي در دنيا وجود داشته باشد كه اين قدر نسبت به اسلام و جمهوري اسلامي علاقه داشته باشند ولي به چشم خود ديدم ممكن است شما هم تا نبينيد باور نكنيد.

حضرت آيت الله مصباح افزودند:

در آخرين شبي كه در   بوينس آيرس  بوديم رئيس ديوان عالي استان كه قبلاً رئيس آن دانشگاه بود ولي اكنون در آنجا تدريس مي كند از من دعوت كرده بود كه در آن دانشگاه درباره حقوق خانواده از ديدگاه اسلام صحبت كنم.

تالار مملو از جمعيت شده بود, بيش از 90% شركت كنندگان هم خانم بودند. بحث چنان در آنها اثر گذاشت كه تا چند دقيقه كف مي زدند, حتي خود شخص رئيس ديوان عالي استان   بوينس آيرس  مرتب كف مي زد. بعد هم مرا در آغوش گرفت و ديپلم افتخاري را به من هديه كرد و گفت: آرزوي ما اين است كه شما يكي دو جلسه ديگر براي سخنراني به اين جا بياييد.

گاهي بعضي از دانشجويان در محيط دانشگاه وقتي ما را مي ديدند مي خنديدند اما همان ها كه مي خنديدند پس از اين جلسه مي آمدند و مي خواستند دست مرا ببوسند ولي من با زحمت خود را كنار نگه مي داشتم, دانشجويان و استادان زن و مرد ]براي ابراز ارادت[ به شدت هجوم مي آوردند...!

ايشان اضافه نمودند:

در مدت كمي كه آن جا بوديم گاهي در يك نصف روز چهار يا پنج مصاحبه و سخنراني براي من گذاشتند؛ مثلاً در كوبا كه يك كشور ماركسيستي است و ده ها سال تلاش كردند كه در آن جا دين را كنار بگذارند, استاد دانشگاه آمده بود جلو من زانو مي زد كه دست مرا ببوسد مي گفت: براي پدر و مادر من دعا كنيد و خواهش مي كنم يك قرآن به زبان اسپانيولي به من بدهيد!

ايشان مقابل معاون دانشگاه و استادان ماركسيست آن جا به قدري از اسلام و ايران تعريف كرد كه شگفت آور بود وقتي نام امام را مي برد به قدري احساساتي مي شد كه نمي توانست خود را نگه دارد.

مقامات دانشگاهي و كليسايي به امام عشق مي ورزيدند و او را مظهر اخلاص مي دانستند و در بين همه فرق اسلامي به تشيع علاقه مند شده اند.

و كشيش ها از اين تعبيرها زياد به كار مي بردند كه خدا شما را براي احياي دينش به اين جا فرستاده است... .

 

3) گرايش هاي روزافزون اسلامي در غرب

آنچه بيش از هر عامل ديگري نگراني سردمداران قدرت هاي سلطه جو را نسبت به جريان انقلاب اسلامي و رهبري مقتدرانه آن برانگيخته و حساسيت فوق العاده نظريه پردازان و تحليل گران نظام هاي استكباري را در پي داشته است اين است كه با گسترده تر شدن دايره تاثيرگذاري انقلاب عظيم اسلامي و نفوذ خيره كننده آن در جوامع غربي امروز شاهد اسلامي خواهي تعداد زيادي از غربيان در اروپا و آمريكا مي باشيم تا آن جا كه:

به تعبير مقام معظم رهبري   امروز يك روند معكوس در همه دنيا محسوس است و به ويژه گرايش به اسلام در كشورهاي مسيحي و اروپايي قابل مقايسه با دهه هاي گذشته نيست.

  همين حالا مرتب در خبرها مي خوانيم: در دنياي عرب و دنياي مادي گري گرايش به اسلام بيداد مي كند, و اسلام از اين كانون انقلاب اسلامي ايران در حال كمال فعاليت است.

رسانه هاي گروهي غرب با انعكاس بخشي از واقعيت مذكور به تحليل آن پرداخته اند:

شبكه تلويزيوني سي ان ان (آمريكا) با بيان اين مطلب كه   دين اسلام با سرعتي فراتر از اديان ديگر در حال گسترش است  اعلام نمود:

  رشد اسلام در جوامعي كه اكثريت آنان را مسيحيان تشكيل مي دهند باعث شده تا صاحب نظران آن جوامع از نوعي رنسانس اسلامي سخن به ميان  آورند.

دكتر   هيلي نيمارليا  استاد الهيات دانشگاه سارايو (بوسني) با تاييد   ظهور گرايش هاي اسلامي در ميان ملل غرب  و با بيان اينكه:

  خود غربي ها مي دانند كه اسلام يك آلترناتيوي قوي براي خلأ موجود دنياست اين را خوب مي دانند ولي نمي خواهند اعتراف كنند.

اظهار مي دارد:

  پس از ظهور انقلاب اسلامي در خود غرب با گرايش هاي روزافزون اسلامي مواجه هستيم .

اسقف اعظم كليساي سوئد (christer stendni) هم با اعتراف به موج جديد و فزاينده نفوذ اسلام در كشورهاي مسيحي و غربي (كه به تعبير ولي امر مسلمين با دهه هاي گذشته قابل مقايسه نمي باشد) مي گويد:

  از انتقادهايي كه راجع به اوضاع اجتماعي ما كه در آن ارزش هاي انساني به سهولت به دست فراموشي سپرده مي شود با اطلاع هسيتم... و ممكن است كه اسلام يكي از عوامل بيدار كننده ما بشود.

وي مي افزايد:   همان طور كه مذهب مسيحيت به وسيله مسيونرها در جهان ارائه شده امروزه اسلام در غرب حضور پيدا كرده و مردم را به خود جذب مي نمايد.

اين اسقف سوئدي تصريح مي كند:

  ما نمي توانيم با اين ارزش هاي نامشخص و غيرواضح و التقاطي و مسيحي كه تصور مي كنيم واضع و صحيح است بيش از اين ادامه دهيم و من معتقد هستم كه اسلام يك عامل بيدار كننده ما خواهد شد.

 

نگراني از گسترش اسلام در كشورهاي غربي

نفوذ سريع و گسترده اسلام در جوامع غربي نگراني شديد سردمداران نظام هاي سياسي غرب و محافل صهيونيستي و قدرت هاي استكباري را به شدت برانگيخته است. فليپ روند, نويسنده غربي, در مقاله خود تحت عنوان   نقطه نظر غربي: مسلمانان بمب انفجاري هستند  با بيان اين مطلب كه:   اسلام بسياري از مردم, به ويژه مردم اروپا را به سوي خود جذب مي كند  نوشت:   آنچه غرب را بيش از پيش نگران مي سازد اين است كه: حضور اسلام در غرب هر روز تقويت مي شود و به قول بعضي از غربي ها اسلام به بمب ساعتي تبديل مي گردد .

تحليل گر روزنامه اسپانيايي ا.ب.ث هم به گونه اي واضح تر نگراني هاي موجود از گسترش اسلام درغرب را انعكاس داده مي نويسد:

  بايد توجه داشت... اعتماد به نفسي كه ]اسلام[ به سياهان مي دهد عنصر پرارزش مي باشد علاوه بر اينكه اسلام براي سياهان يك نظام است, غرور و وحدت به همراه دارد, حتي در آمريكا منسجم ترين و منظم ترين طبقات مردم سياهاني هستند كه به دين اسلام درآمده اند.

اين تحليل گر با هشدار در زمينه تبعات رويكرد گسترده سياه پوستان غربي به اسلام مي نويسد:

  به هوش باشيم اگر بقيه سياهان نيز اسلام را به عنوان راه خود برگزينند ما غربي ها بايد خود را براي يك رويارويي بزرگ آماده كنيم چرا كه با توجه به خصوصيات سياهان بنيادگرايي سياهان بسيار فراتر از بنيادگرايي اعراب خواهد بود.

يكي ديگر از نويسندگان و صاحب نظران غربي با نوشتن مقاله اي تحت عنوان   اسلام در حال شكوفايي  ضمن انتقاد از   مباني فكري غرب كه معنويت را از او سلب نموده است  مي نويسد:

  امروزه غرب شگفت زده و نگران با قدرت تهاجمي و حركات مفتون ساز جديدي كه از ناحيه اسلام صورت مي پذيرد روبه رو شده است.

روژه گارودي انديشمند و فيلسوف فرانسوي هم بر اين اعتقاد است كه:

  تمدن غرب از بيم حاكم شدن مفاهيم اسلامي اعتماد به نفس خود را از دست داده است.

شواهد موجود نشان دهنده اين واقعيت است كه:

  غرب اكنون در برابر شمار زيادي از روشنفكران و انديشمندان و هنرمندان و بازرگاناني كه اسلام را انتخاب نموده اند سرگردان شده است.

دورنماي تشكيل يك دولت اسلامي در قلب اروپا, غرب را با نگراني فزاينده و جديدي مواجه نمود, به طوري كه به مقابله جدي با اين پديده احتمالي برخاستند, به همين دليل بسياري از تحليل گران وقايع بالكان بر اين اعتقادند كه صرب هاي جنايت كار با چراغ سبز غرب و در سايه حكومت مرگبار آنها, به كشتار گسترده و فجيع مسلمانان بوسني اقدام نمودند.

هفته نامه آمريكايي اسپات لايت طي مقاله اي با عنوان هدف واقعي كشتار در ناحيه بالكان به بررسي وقايع تلخ منطقه بالكان پرداخته و با بررسي   تسامح بدون توجيه كشورهاي غربي در برابر جنايت صرب ها  و در توضيح علل آن مي نويسد:

  قدرت هاي بزرگ غربي از ظهور احتمالي كشور بوسني هرزگوين به عنوان يك كشور اسلامي مي ترسند.

البته برخي از سران اروپا ما نند رئيس جمهور وقت فرانسه (ميتران) با سفر به سارايوو در كوران جنگ بوسني در ديدار با علي عزت بگويچ, رئيس جمهور بوسني, ضمن ابراز نگراني از ملاقات بگويچ با امام خميني(ص) در ايران و تاثيرپذيري وي از انقلاب اسلامي, به صراحت به وي اعلام نمود كه   اروپا از تشكيل يك دولت اسلامي در منطقه بالكان جلوگيري خواهد كرد.