شخصيت والاي حضرت امام حسن مجتبي (ع )از نگاه امام خميني

از نگاه امام خميني

 

           شخصيت والاي دومين امام شيعيان حضرت امام حسن مجتبي (ع ) آنگونه كه شايسته مقام رفيع او و ضرورت شرع و عقل و نياز جوامع انساني و اسلامي مي باشد شناخته نشده است و اين يكي از ضايعات بزرگ تاريخ است كه پس از گذشت قرن ها همچنان مرتفع نشده و براي بشر آفت و زيان توليد مي كند.

مي توان با قاطعيت اذعان داشت كه اين ضايعه تاريخي نه تنها براي جهان اسلام به طور اعم كه براي جهان تشيع نيز به طور اخص موجب خسران و آسيب گرديده است و اين بسيار شگفت انگيز و دردناك مي باشد.

به ديگر سخن حضرت امام حسن مجتبي (ع ) نه تنها در تاريخ اسلام كه در تاريخ تشيع نيز ناشناخته است و شخصيت جامع و ملكوتي آن حضرت به طور كامل و همه جانبه شناسايي و معرفي نشده است . اين واقعيت را مي توان در عينيت جامعه و در محاوره با توده هاي مردم به نظاره نشست و دريافت كه چگونه گروه هاي كثيري از كساني كه خود را « شيعه » مي نامند و بايد به معرفت و بينش كافي درباره ائمه اطهار(ع ) دست يابند فاقد آگاهي هاي لازم درباره حضرت امام حسن مجتبي (ع ) مي باشند!

فقدان شناخت عميق نسبت به اين شخصيت والا از دوره حيات و رهبري امام حسن (ع ) آغاز شد و تا امروز تداوم دارد. در همان عصر حتي در ميان اصحاب امام ـ آنچنان كه مستندات تاريخي شهادت مي دهند ـ شناخت كامل و جامعي نسبت به امام حسن (ع ) وجود نداشت و به همين دليل امام (ع ) سعي مي كرد ابهامات آنان را مرتفع و اذهانشان را نسبت به انديشه و عملكردهاي خويش آگاه و روشن سازد. با اين وصف بايد اعلام كنيم كه حضرت امام حسن مجتبي (ع ) « مظلوم بزرگ تاريخ » است و شگفتا كه اين مظلوميت و غربت استمرار مظلوميت و غربت حضرت علي (ع ) مي باشد كه جلوه هايي از آن در سرتاسر تاريخ متجلي گشته و ياران صديق و پيروان خالص امامان شيعه را فرا گرفته و تلخي آن كام جانشان را مي آزارد.

حضرت امام حسن مجتبي (ع ) داراي شخصيتي والا و ملكوتي با سجاياي اخلاقي و سيره و روش هاي الهي و برگرفته از خط مشي پيامبر اكرم (ص ) و اميرمومنان (ع ) بودند.

           امام حسن (ع ) در علم و دانش سرآمد روزگار خود بودند و معارف جامع الهي و تعاليم ناب قرآني برمبناي عصمت به او منتقل شده بود و همگان از خرمن دانش وسيع و بينش عميق ايشان خوشه چيني مي كردند.

امام (ع ) در عبادت و پرستش خداوند قادر متعال بسيار مراقب و منظم بودند و آنگاه كه زمان نماز فرا مي رسيد رنگ رخسار آن حضرت زرد و اعضاي بدنشان به ارتعاش مي افتاد و اين حالاتي بود كه از عظمت خداوند و احساس حضور در محضر كبريايي اش به حضرت دست مي داد.

تواضع و فروتني امام حسن (ع ) با بندگان خدا از ديگر مكارم اخلاق و جاذبه هاي رفتاري آن حضرت بود كه همه را به محاوره و معاشرت و تعامل با اين پيشواي معصوم مشتاق مي نمود.

صبر و مقاومت نيز از مشخصه هاي بارز و از خصال زيبا و ملكوتي امام (ع ) بود و آن حضرت به اين وسيله در برابر شدايد و سختي ها و ناگواري هاي فراوان كه از همه سو جامعه اسلامي را فرا گرفته بود به تدابير امور مي پرداختند تا اسلام و امت اسلامي را از گزند آفات و مصائب روزگار مصون دارند و دشمنان را از غلبه بر دين و اضمحلال هويت اسلامي مسلمين مانع گردند.

وقار و متانت ورع و پارسايي ادب و سيرت نيكو شيريني كلام و سخن زهد و وارستگي عفو و گذشت سخاوت و بخشندگي از ديگر خصال و صفات نيكو و پسنديده حضرت امام حسن مجتبي (ع ) مي باشد.

در اين ميان سخاوت و انفاق هاي آن حضرت زبانزد است و داراي اشتهار تاريخي مي باشد و نمونه هاي فراواني از آن ضبط و ثبت گرديده است .

اين صفت زيبا به گونه اي در رفتار و سيره روش امام (ع ) تسري يافته و نمايان بود كه بنابر مستندات تاريخي آن حضرت سه مرتبه همه اموال خود را در راه خدا ميان فقرا و بينوايان تقسيم كردند.

نقل است كه امام حسن (ع ) هيچگاه سائلي را رد نكرده و در برابر درخواست او « نه » نگفتند و همواره انفاق و بخشش نمودند. وقتي از حضرت پرسش مي شود : « چگونه است كه هيچ گاه سائلي را رد نمي كنيد »
حضرت پاسخ مي دهند :

« من سائل درگاه خدا هستم و راغب در پيشگاه اويم و من شرم دارم كه خود درخواست كننده باشم و سائلي را رد كنم و خداوند مرا عادت داده كه نعمت هايش را بر من فروريزد و من نيز در برابر او عادت كرده ام كه به مردم توجه كنم و نعمت هاي خدا را به آنان ببخشم . »

          

اذاما اتاني سائل قلت مرحبا

بمن فضله فرض علي معجل

و من فضله فضل علي كل فاضل

وافضل ايام الفتي حين يسئل

           هنگامي كه سائلي نزد من آيد به او گويم : خوش آمدي اي كسي كه برمن فرصتي است عاجل . و كسي كه فضيلت او برتر است بر هر فاضل و بهترين روزهاي جوانمرد روزي است كه مورد درخواست قرار گيرد و كسي از او رفع نيازي بطلبد.

علاوه بر آن كه امام (ع ) سه بار كليه اموال خود را در راه خدا انفاق نمودند در موارد فراوان بخشش هاي مالي نسبت به نيازمندان مي كردند به گونه اي كه در نمونه اي از آنها دو برابر درخواست و نياز كسي به او مال مي بخشند و در موردي ديگر به كسي هزار گوسفند و هزار دينار وجه نقد عطا مي كنند تا او را از تنگناهاي فقر و نداري نجات دهند و نيازهاي گوناگونش را مرتفع نمايند.

امام حسن مجتبي (ع ) در حالي اين انفاق و بخشش ها را در راه خدا انجام مي دادند كه داراي دو خصلت نيكوي ممزوج در صفت انفاق و سخاوت بودند خصلت اول اينگونه تجلي مي يافت كه وقتي امام (ع ) از بركت مالي كه بخشوده اند تحسين مي شدند مي فرمودند : « بركت سائل زيادتر بود كه ما را شايسته اين كار خير و بذل و بخشش در راه خدا قرار داد » .

و خصلت شايسته ديگر اين بود كه امام (ع ) سعي داشتند نياز نيازمندان را كشف كنند و قبل از درخواست آنان مرتفع نمايند. امام (ع ) مي فرمودند : « بخشش و خير واقعي آن است كه بدون سئوال و درخواست باشد.»(1)

اين از شگفتي هاي بزرگ تاريخ است كه انسان كامل و شريف و والايي چون حضرت امام حسن مجتبي (ع) بايد در ميان مردم جامعه خود ناشناخته و مظلوم بماند به گونه اي كه اگر چه در مقام « عصمت » هم قرار دارد و افكار و برنامه ها و عملكردهاي ايشان مطابق با خواست و فرامين الهي مي باشد آن حضرت را پذيرا نشوند و از اين بدتر به او اعتراض شديد كنند و دست به مخالفت و خيانت و شورش عليه پيشوا و رهبر شايسته جامعه و امت اسلامي بزنند!

اين وقايع دردناك و تلخ پس از تحميل صلح از جانب معاويه به امام حسن (ع ) اتفاق افتاد و حال آن كه امام (ع ) در پذيرش صلح ناگزير بودند و جز از اين چيز ديگري نمي توانست اسلام را از نابودي برهاند و مسلمين را از هلاكت نجات دهد.

حضرت امام خميني در رهنمودهاي خويش به رنج ها و مظلوميت هاي مكرر حضرت امام حسن مجتبي (ع ) در واقعه صلح تصريح دارد كه نمونه ذيل يكي از آنهاست : « امام حسن سلام الله عليه آنقدر گرفتاري كه از اين دوستان و اصحابش داشت از ديگران نداشت . اصحابي كه توجه نداشتند كه امام زمانشان روي چه نقشه دارد عمل مي كند. با خيال هاي كوچكشان با افكار ناقصشان در مقابلش مي ايستادند و غارتش كردند اذيتش كردند . » (2 )

امام خميني در اين بيانات به واقعيت تلخي اشاره دارند و آن اينكه حضرت امام حسن (ع ) از جانب گروه هايي از دوستان و اصحابش مورد اعتراض و مخالفت شديد قرار مي گيرد و اين يكي از دردهاي جامعه ديروز و امروز ماست كه همواره در ميان ياران و همراهان كساني بوده و هستند كه در تداوم راه مبارزه با باطل دچار لغزش هاي فكري و تزلزل هاي سياسي مي شوند و از همين جا از جبهه متحد حق كناره مي گيرند و به وحدت و اتحاد مبارزان و انقلابيون ضربه مي زنند و با پاشيدن بذر افتراق و تشتت زمينه ساز پيشروي دشمنان و فتح سنگرهاي سياسي و فرود آوردن ضربات اساسي بر پيكر دين و امت مي شوند.

واقعيت ديگري كه امام خميني به آن اشاره مي نمايد اين است كه فقدان « معرفت و بينش عميق و جامع اسلامي » از مشكلات اساسي اين دسته از اصحاب حضرت امام حسن مجتبي (ع ) بود به گونه اي كه درنمي يافتند كه امام و پيشوايي كه « معصوم » است و از جانب خداوند به « عصمت » رسيده و براين اساس از معصيت و خطا مصونيت يافته است مي داند چه مي كند و در وراي تصميمات او از جمله صلح با معاويه مصالح الهي قرار دارد كه اگر به آنها توجه نشود بنيان دين فرو مي ريزد و موجوديت مسلمين با خطر هدم و نابودي مواجه مي شود.

حضرت امام حسن مجتبي (ع ) در ميان پاسخ هاي مختلفي كه به معترضان عملكرد خويش درباره صلح مي دهند به موضوع عصمت خويش و ضرورت اطاعت از امام معصوم تصريح دارند. امام (ع ) اعلام مي دارند كه من حجت خدا بر بندگانش مي باشم و امام و پيشواي معصوم هستم چه در حال جنگ چه در حال صلح . صلح من از همان مصلحتي برخوردار است كه صلح پيامبر در حديبيه با مردم مكه برخوردار بود و اگر من چنين مصلحتي را روانمي داشتم همه شيعيان نابود مي شدند و حتي يك نفر از آنان باقي نمي ماند . (3 )

سومين واقعيت تلخي كه امام خميني به آن اشاره مي كند غارت و اذيت و آزار امام حسن (ع ) توسط مسلمانان آلوده به جهل و جمود است . امام خميني اشاره به برخي از وقايع تاريخي دارد كه يكي از آنها پس از سخنان امام حسن مجتبي (ع ) براي مردم اتفاق افتاد. امام حسن (ع ) در حالي كه سپاهيان خويش را تجهيز كرد و به نبرد با معاويه گسيل داشت و خود نيز با سپاهي به سوي دشمن حركت مي كردند در منطقه اي به نام ساباط فرود آمدند و مردم را گرد آورده و براي آنان سخن گفتند. ولي مردم در اثر فهم نادرست خود و در حالي كه امام (ع ) به سوي جنگ با معاويه مي شتافتند مفهوم تسليم را از رهنمودهاي آن حضرت دريافت كردند و در حالي كه امام را « كافر » لقب دادند به سراپرده حضرت ريختند و به غارت اموال آن حضرت پرداختند. حتي مردي پيش آمد و رداي آن حضرت را از دوش ايشان كشيد و با خود برد.

جسارت به امام معصوم (ع ) از اين نيز فراتر رفت و در لحظاتي بعد و در حالي كه امام سوار بر اسب از منطقه دور مي شدند فردي به جلو آمد و با « مشرك » ناميدن آن پيشواي الهي با شمشيري كه در دست داشت ضربتي فرود آورد كه ران حضرت را شكافت . (4 )

حضرت امام خميني در يكي ديگر از رهنمودهاي خويش چنين مي فرمايد : « حضرت امام حسن قيام كرد تا آن وقتي كه مي توانست . وقتي ... نگذاشتند كه كار را انجام بدهد با آن شرايط صلح كرد كه مفتضح كرد معاويه را. آنقدر كه حضرت امام حسن معاويه را مفتضح كرد به همانقدر بود كه سيدالشهدا يزيد را مفتضح كرد . » (5 )

امام خميني در اين رهنمود ابتدا به اين نكته اشاره مي كنند كه حضرت امام حسن (ع ) عليه معاويه قيام نمودند و پس از آن كه عواملي باعث شدند كه جنگ و مبارزه با معاويه به نتيجه و ثمر نرسد و شرايط سخت و جديدي به وجود آيد كه امكان نبرد با دشمن را منتفي نمايد به ناچار پذيرش صلح به عنوان يك مصلحت برتر و روش اجتناب ناپذير انتخاب گرديد . (6 )

صلح امام حسن (ع ) بنابه تصريح امام خميني و حقايق نهفته در متن مواد صلحنامه عامل رسوايي معاويه و نماياندن خطاها و مفاسد او بود. در مواد صلحنامه اي كه امام حسن (ع ) با درايت و كياست خاص خويش تنظيم و تحقق آنها را درخواست نمود چنين آمده است :

حكومت با اين شرط به معاويه واگذار مي شود كه او به كتاب خدا و سنت پيامبراكرم (ص ) عمل نمايد.
پس از معاويه حكومت به امام حسن منتقل مي شود و اگر براي او حادثه اي پيش آمد متعلق به امام حسين است و معاويه حق ندارد كسي را به جانشيني خود تعيين كند.

معاويه بايد ناسزا به اميرالمومنين (ع ) و لعن بر او در نمازها را ترك نمايد و علي را جز به نيكي ياد نكند.
بايد مردم در سراسر كشور در امن و امان باشند و بر خطاهاي گذشته مواخذه نشوند و شيعيان علي (ع ) مورد آزار قرار نگيرند و تعقيب نشوند و جان و مال و ناموس و فرزندانشان در امنيت باشد و هيچ توطئه اي به قصد جان امام حسن و امام حسين صورت نگيرد.

معاويه حق ندارد خود را اميرالمومنين بنامد ... (7 )

           به اين ترتيب حضرت امام حسن مجتبي (ع ) با خصال و صفات پسنديده اخلاقي و مكارم و شرافت هاي اجتماعي و مواضع و سياست هاي ناب اسلامي اسوه بزرگ اسلام و تداوم دهنده راه پاك پيامبراكرم (ص ) و امير مومنان (ع ) گرديدند. و همان گونه كه آن شاعر مشتاق شيعي سرود آن حضرت آفتاب درخشان و ماه تاباني بود كه ظلمات و تاريكي ها را تبديل به نور نمود و چشم هاي نوميد را فروغ بخشيد. و او پرتوي از حلم و بردباري رسول حق جلوه اي از مقاومت فاطمه تجسمي از اخلاق علي و كوتاه سخن او آئينه تمام نماي جمال خداوندي بود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :

1 ـ زندگاني امام حسن مجتبي (ع ) به كوشش سيدهاشم رسولي محلاتي دفتر نشر فرهنگ اسلامي ص 342 ـ 334

2 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ج 9 ص 30

3 ـ حقايق پنهان پژوهشي در زندگاني سياسي امام حسن مجتبي (ع ) احمد زماني دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ص 218

4 ـ زندگاني امام حسن مجتبي (ع ) ص 219 و 220

5 ـ صحيفه نور ج 1 ص 173

6 ـ خيانت فرمانده سپاه امام كه تحت تاثير جاذبه هاي ثروت قرار گرفت و رزق و برق پول هاي اهدايي معاويه او را فريفت و با نيروهاي كارآمد لشكر به اردوگاه دشمن شتافت و لشكر اسلام را به تفرقه و پراكندگي نشاند عامل اصلي پديدآمدن شرايط جديدي شد كه صلح امام حسن (ع ) با معاويه را اجتناب ناپذير نمود.

7 ـ زندگاني امام حسن مجتبي (ع ) ص 232

حضرت امام حسن مجتبي (ع ) نه تنها در تاريخ اسلام به طور اعم كه در تاريخ تشيع نيز به طور اخص ناشناخته است و شخصيت جامع و ملكوتي آن حضرت شناسايي و معرفي نشده است . اين واقعيت را مي توان در عينيت جامعه به نظاره نشست و دريافت كه چگونه گروه هاي كثيري از مردم كه خود را « شيعه » مي نامند و بايد به معرفت و بينش كافي درباره ائمه اطهار(ع ) دست يابند فاقد آگاهي هاي لازم درباره حضرت امام حسن مجتبي (ع ) مي باشند .

خيانت فرمانده سپاه حضرت امام حسن (ع ) كه تحت تاثير جاذبه هاي ثروت قرار گرفت و زرق و برق پول هاي اهدايي معاويه او را فريفت و با نيروهاي كارآمد لشكر به اردوگاه دشمن شتافت و لشكر اسلام را به تفرقه و پراكندگي نشاند عامل اصلي پديد آمدن شرايط جديدي شد كه صلح امام حسن (ع ) با معاويه را اجتناب ناپذير نمود.مسلمانان آلوده به جهل و جمود در اثر فقدان معرفت و بينش جامع اسلامي حضرت امام حسن (ع ) را متهم به « كفر » و « شرك » كردند و با تصميم او مبني بر صلح با دشمن كه چنانچه تحقق نمي يافت اساس اسلام و موجوديت مسلمين با خطر اضمحلال مواجه مي گشت مخالفت ورزيدند و از اين بدتر به خيمه امام يورش بردند و اموال آن را غارت نمودند و بر پيكر آن حضرت زخم وارد كردند .