خروش كوبنده امام خميني عليه قرارداد استعماري كاپيتولاسيون

 

يكي از حركت هاي بزرگ و تاريخي حضرت امام خميني خروش عليه قانون استعماري كاپيتولاسيون و افشاي اين سياست استكباري و مخالفت همه جانبه با سيطره آن بر نظام سياسي و قضايي ايران بود.

اين خروش امام خميني به گونه اي حائز اهميت و داراي نقش بنيادي و زير ساختي در ايجاد « استقلال » و صيانت از هويت و موجوديت سرزمين ايران محسوب مي شود كه نسل هاي آينده بايد در اوراق تاريخ به بازخواني و پيام گيري از آن براي حركت در مسير صيانت از استقلال كشور بپردازند و از اين بالاتر مادران بايد در گوش كودكان آرامش يافته در گهواره ها قصه هاي آزاد مردي و دلاوري و تهاجم امام خميني عليه سلطه بيگانگان و عوامل آنان كه استقلال اين سرزمين را به حراج گذاشته بودند زمزمه كنند و به آنها بياموزند كه اگر ايران اسلامي در اوج عزت و شرف و با استقلال كامل و به دور از سيطره قدرتهاي بيگانه سربرآسمان مي سايد و بر بلنداي قله رهايي نشسته و مستقل و آزاد تنفس مي نمايد وامدار امام خميني و نهضت عظيم و پرشور او در رها كردن ايران از زنجيرهاي ثقيل و سنگين اسارت هستيم و آن رجل عظيم القدر الهي بود كه با تكيه بر قدرت لايزال خداوند بر جبهه متحد كفر و شرك و نفاق جهاني شويد و در اوج بهت و شگفتي مردم دنيا رژيم ستمشاهي را با تمام حمايت هاي پيدا و پنهان و گسترده قدرت هاي استعماري سرنگون كرد و نظام حكومتي اسلام را كه آزادي و استقلال وطن از سلطه بيگانگان از اهداف اوليه آن است جايگزين نمود.

« كاپيتولاسيون » در مفهوم اصطلاحي شامل معاهداتي مي شود كه براساس آن دولتي در كشوري ديگر از بعضي حقوق كه مهم ترين آن حق قضاوت و اجراي مجازات است بهره مند مي گردد و به اين ترتيب اتباع آن دولت اعم از كارشناسان سياسي و مستشاران نظامي از قوانين قضايي كشوري كه در آن ماموريت دارند تبعيت نمي كنند و همين آزادي باعث فراهم آمدن زمينه هاي نفوذ در تشكيلات دولت وقت انجام جنايات چپاول و غارت فساد و بي و بند و باري و تجاوز به نواميس مردم مي شود!

حضرت امام خميني در چهارم آبان سال 1343 عليه قانون استعماري كاپيتولاسيون سخنراني كرد و 9 روز پس از اين سخنان و موضعگيري تاريخي آن پيشواي بزرگ الهي دستگير و از ايران تبعيد گرديد.

اگر بخواهيم به عظمت حركت تاريخي امام خميني واقف شويم لازم است اين موضوع را در سه مرحله به واكاوي بگذاريم : سابقه كاپيتولاسيون در ايران تصويب كاپيتولاسيون توسط رژيم پهلوي خروش و تهاجم سنگين امام خميني به اين قانون استعماري .

سابقه تاريخي كاپيتولاسيون

سابقه تاريخي كاپيتولاسيون در ايران به طور ملموس و نمايان به سال 1243 هجري شمسي بر مي گردد يعني يك قرن قبل از انعقاد اين قرار داد توسط رژيم پهلوي .

در اثر شكست ارتش ايران از قواي روسيه تزاري در جنگهاي دوم ايران و روس قرارداد ذلت بار « تركمانچاي» منعقد گرديد كه ضمن آن « كاپيتولاسيون » يا قضاوت كنسولي و حقوق بيرون مرزي بر ايران تحميل گرديد.

با انعقاد قرارداد كاپيتولاسيون اساس و بنيان حاكميت ملي و استقلال قضايي ايران مضمحل و نابود گرديد. مدتي كاپيتولاسيون در انحصار دولت روسيه تزاري بود لكن انگلستان و برخي ديگر از كشورها نيز اين حق را از دولت قاجار گرفتند و به بهره برداري هاي مورد نظر از آن پرداختند.

اين « امتياز » به سفارتخانه ها و كنسول گري هاي كشورها اين حق را واگذار مي كرد كه در محاكمه افراد خاطي تابع كشور خود نظارت انحصاري داشته و از آنان به طور كامل حمايت و جانبداري كنند و طبيعي بود كه با توجه به نفوذ روس و انگليس در ايران چه سو استفاده هايي از اين قانون استعماري صورت مي گرفت .

همچنان كه طبيعت اين قراردادهاي ننگين اقتضا مي كند به مرور زمان دامنه نفوذ و سيطره آن به گونه اي وسعت يافت كه مجرمين و خائنين براي فرار از مجازات خود را در حمايت دولت هاي خارجي قرار داده و با دريافت ورقه اي تحت عنوان حمايت يا تابعيت در پناه كشورهاي روسيه و انگلستان در مي آمدند و به اين ترتيب امتياز كاپيتولاسيون براي اشرار و اخلال گران و مخصوصا جاسوسان و مزدوران استعمار روس و انگليس مامن و پناهگاه گرديد و نيز به اين وسيله استعمارگران دامهايي به وجود آوردند تا از ميان عناصر ناسالم ايراني به صيد « جاسوس » بپردازند و در سرتاسر ايران و در تشكيلات دولت سيطره كامل پيدا كنند . (1 )

اين وضعيت به گونه اي اسف انگيز و ذلت بار و زمينه ساز گسترش خيانت و جنايت و فساد و تباهي گرديد كه حتي منشي سفارتخانه روباه پير استعمار يعني انگلستان را نيز به اظهار شگفتي و اعلام ناصحيح بودن قرارداد كاپيتولاسيون واداشت و بنابر ضرب المثل معروف عزابه گونه اي بود كه حتي مرده شوي را هم به گريه و ماتم در آورد! او مي نويسد :

« هر فرد بي طرفي بايد اعتراف كند كه حق حمايت از اتباع شاه ايران كه وزير مختارهاي خارجي آن را تصدي مي كردند با آنكه تا حدودي دولت ايران آنرا تفويض مي كرده با اصول حقوق بين المللي منافات داشته است»(2 )

او سپس براي اثبات نظر خويش عبارات ذيل را از نوشته هاي « م . واتل » در كتاب « قانون ملل » اين گونه نقل مي نمايد :

« خانه سفير چون تابع حمايت حقوق ملل است بايد از هرگونه تجاوز مصون باشد... ولي آيا سفير مي تواند از اين حق براي تبديل خانه خود به پناهگاهي به منظور جا دادن و حمايت كردن از دشمنان دولت استفاده كند اصولا چنين كاري منافي با وظايف سفير است و مخالف نيت و فكري است كه بايد سفير سرشار از آن باشد... هيچ دولتي هممجبور نيست اينگونه سو استفاده را كه براي كشورش خطرناك و به حال جامعه اش زيان آور است تحمل نمايد.(3 )

تصويب كاپيتولاسيون توسط رژيم پهلوي

دولت استعماري آمريكا پس از قيام امام خميني عليه انقلاب سفيد! ـ و به تعبير اصلي رفرم القا شده توسط حكومت آمريكا به رژيم شاه براي وابسته كردن هرچه بيشتر ايران به بيگانگان ـ حركتي ديگر را آغازيد تا به هر طريق ممكن منافع خود را در ايران تثبيت و تامين نمايد. متعاقب اين تصميم احياي كاپيتولاسيون و تامين امنيت جنايتكاران و مجرمان آمريكايي توسط نظام قضايي ايران در دستور كار قرار گرفت و به صورت ماموريت جديد به دولت وقت ايران ابلاغ گرديد.

« ميرفندرسكي » معاون وزارت خارجه ايران در جلسه مجلس شورا در روز سه شنبه 21 مهر ماه 1343 در اين باره چنين توضيح داد :

« سفارت آمريكا طي يادداشت شماره 423 در اسفند ماه 1340 از ما خواست كه نظاميان آمريكا از امتيازات و مصونيت هاي مامورين سياسي پيش بيني شده در قرار داد « وين » برخوردار باشند. مذاكرات و مكاتبات ما با سفارت آمريكا مدت ها طول كشيد تا جلسه وزيران در تاريخ 13 مهر 1342 آن را تصويب كرد . سپس لايحه مربوطه در تاريخ 25 دي ماه 1342 به مجلس سنا تقديم شد و سوم مرداد 1343 به تصويب رسيد و سپس به مجلس شورا آمد كه آقايان وظيفه خود را انجام دهند . » !(4 )

تاخير در تصويب كاپيتولاسيون را مي توان اين گونه تحليل نمود كه دولت آمريكا با وجود آن كه قبل از به اصطلاح انقلاب سفيد در ايران در صدد تصويب اين لايحه بود لكن اميد داشت تحقق رفرم آمريكايي تحت عنوان انقلاب سفيد مانع شكل گيري نهضت اسلامي شود و با گسترش سيطره كامل و در همه ابعاد بر ايران ضرورتي براي انعقاد قرار داد كاپيتولاسيون باقي نماند . لكن با توجه به بي حاصل ماندن انقلاب سفيد و شكل گيري قيام 15 خرداد مجددا مراحل تصويب اين قرارداد در چرخه فعاليت هاي استعماري عوامل داخلي آمريكا قرار گرفت .

پس از تصويب كاپيتولاسيون در مجلس شورا در تاريخ 21 مهر 1343 نشريه داخلي مجلس كه منعكس كننده متن كامل سخنرانيها و گفتگوهاي نمايندگان و رئيس دولت در اين زمينه بود به دست رهبر كبير انقلاب حضرت امام خميني رسيد. امام با مطالعه گفتگوها دريافت كه رژيم وابسته پهلوي قصد دارد ضربه سنگيني به استقلال ايران وارد كند و مزدوري خود نسبت به آمريكا را به اوج برساند.

امام خميني پس از اطلاع كامل از اين خيانت آشكار به شدت خشمگين و نگران مي شوند و تصميم مي گيرند عليه اين حركت استعماري قيام كنند. ايشان ابتدا پيك هايي به شهرهاي مختلف روانه مي كند و علماي اسلام را از خيانت بزرگي كه نسبت به استقلال ايران روا داشته شده آگاه مي نمايد و به همراهي با خويش براي آغاز حركت طوفاني و سهمگين عليه كاپيتولاسيون دعوت مي كند.

امام خميني در مرحله بعد مصمم مي شود در اقدامي صريح و با مخاطب قرار دادن ملت ايران عليه قرارداد كاپيتولاسيون به آگاه سازي اجتماعي بپردازد و دست هاي پشت پرده استعمار را رسوا نموده و عمق خيانتي را كه به دين و ملت و كشور گرديده است نمايان كرده و مردم را به مخالفت و انقلاب ترغيب نمايد.

شاه از تصميم انقلابي و شجاعانه حضرت امام خميني مطلع مي شود و تصميم مي گيرد از طريق عناصر به ظاهر خيرخواه و متظاهر به عدم وابستگي به رژيم پيشواي مردم را از هرگونه موضعگيري عليه آمريكا و قرار داد كاپيتولاسيون منع نمايد.

پيك شاه تلاش فراوان نمود تا با امام خميني ملاقات كند لكن موفق نمي شود و تصميم مي گيرد با فرزند ارشد امام آيت الله حاج سيد مصطفي ملاقات نموده و به طور غير مستقيم پيام شاه را منتقل نمايد. او اعلام داشت:
« آمريكا به منظور كسب وجهه در ميان مردم ايران با تمام قدرت فعاليت مي كند و پول مي ريزد و از نظر قدرت در موقعيتي است كه هرگونه حمله به آن به مراتب خطرناك تر از حمله به شخص اول مملكت است ! آيت الله خميني اگر اين روزها بنا دارند نطقي ايراد كنند بايد خيلي مواظب باشند كه به دولت آمريكا برخوردي نداشته باشد كه خيلي خطرناك است و با عكس العمل تند و شديد آنان مواجه خواهد شد. ديگر هر چه بگويند ـ حتي حمله به شاه ـ چندان مهم نيست » !(5 )

آن روز طوفاني و حركتي پرخروش عليه كاپيتولاسيون

امروز 27 مهر ماه مصادف با 20 جمادي الثاني سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س ) است وحضرت امام خميني از نسل حضرت بتول (س ) نيز دراين روز متولد شده است .

سيل جمعيت به سوي بيت امام خميني در حركتند تا از سخنان بيداركننده و آگاهي بخش و حركت زاي قائد بزرگ بهره مند شوند.

عقربه ساعت 8 30 صبح را نشان مي دهد . پيشواي ملت با چهره اي اندوهبار كه نشان دهنده تاثير حادثه اي ناگوار در آن مي باشد و با چشماني خسته كه از بي خوابي ناشي از فشار ناراحتي عميقي حكايت مي كند و نيز با قامتي رسا و حالتي كه همچون هميشه با ايمان و اتكال به خدا و صلابت و شجاعت همراه است در برابر مردم ظاهر مي شود.

مردم با مشاهده رهبر بي اختيار اشك مي ريزند و آنگاه كه آيه استرجاع (6 ) بر زبان او جاري مي شود شيون و ناله هاي مردم در فضا طنين مي اندازد.

بسم الله الرحمن الرحيم

انالله و انا اليه راجعون (گريه شديد مردم آغاز مي شود)

من تاثرات قلبي خود را نمي توانم اظهار كنم . اين چند روزي كه مسائل اخير ايران را شنيده ام خوابم كم شده است (گريه مردم ). ناراحت هستم (گريه مردم ). قلبم در فشار است (گريه مردم ). باتاثرات قلبي روز شماري مي كنم كه چه وقت مرگ پيش بيايد (گريه شديد مردم ). ايران ديگر عيد ندارد (گريه مردم ). عيد ايران را عزا كردند (گريه مردم ). عزا كردند و چراغاني كردند(گريه مردم ).عزاكردند و دسته جمعي رقصيدند(گريه مردم ). ما را فروختند استقلال مارا فروختند و باز هم چراغاني كردند پايكوبي كردند . اگر من به جاي اينها بودم اين چراغاني ها رامنع مي كردم (7 ) مي گفتم بيرق سياه بالاي سربازارها بزنند (گريه مردم ) بالاي سر خانه ها بزنند چادر سياه بالا ببرند. عزت ما پايكوب شد عظمت ايران از بين رفت عظمت ارتش ايران را پايكوب كردند.

قانوني در مجلس بردند. در آن قانون اولا ما رامحلق كردند به پيمان وين و ثانيا الحاق كردند به پيمان وين (تا) مستشاران نظامي تمام مستشاران نظامي آمريكا با خانواده هايشان با كارمندهاي فني شان با كارمندان اداري شان با خدمه شان با هركس كه بستگي به آنها دارد اين ها از هر جنايتي كه در ايران بكنند مصون هستند! اگر يك خادم آمريكايي اگر يك آشپز آمريكايي مرجع تقليد شما را در وسط بازار ترور كند زير پا منكوب كند پليس ايران حق ندارد جلوي او را بگيرد! دادگاه هاي ايران حق ندارند محاكمه كنند بازپرسي كنند بايد برود آمريكا! آنجا در آمريكا ارباب ها تكليف را معين كنند!

دولت سابق (8 ) اين تصويب را كرده بود و به كسي نگفت : دولت حاضر(9 ) اين تصويبنامه را در چند روز پيش از اين برد به مجلس و در چند وقت پيش از اين به سنا بردند و با يك قيام و قعود مطلب راتمام كردند و باز نفسشان در نيامد!

دراين چند روز اين تصويبنامه را بردند به مجلس شورا و در آنجا صحبت هايي كردند مخالفت هايي شد بعضي از وكلا آنجا هم مخالفت هايي كردند صحبت هايي كردند لكن مطلب را گذراندند باكمال وقاحت گذراندند! دولت با كمال وقاحت از اين امر ننگين طرفداري كرد! ملت ايران را از سگ هاي آمريكا پست تر كردند. اگر چنانچه كسي سگ آمريكايي را زير بگيرد بازخواست از او مي كنند اگر شاه ايران يك سگ آمريكايي را زير بگيرد بازخواست مي كنند و اگر چنانچه يك آشپز آمريكايي شاه ايران را زير بگيرد مرجع ايران را زير بگيرد بزرگترين مقام را زير بگيرد هيچ كس حق تعرض ندارد!(10 )

حضرت امام خميني در ادامه آگاهي بخشي هاي اجتماعي و سياسي خويش به ارتش ايران اعلام خطر مي كند به سياسيون ايران اعلام خطر مي كند به مراجع اسلام به علما و روحانيون در سراسر كشور اعلام خطر مي كند و محور اصلي سخن خويش را حمله مستقيم به آمريكا و شخص شاه قرار مي دهد و بر خلاف آنچه رژيم با ارسال پيك به قم به صورت نهي از يورش به آمريكا و منافع آن خواسته بود عمل مي نمايد . (11 )

بزرگ ترين دستاورد اين خروش كوبنده عليه استعمار خارجي و استبداد داخلي دفاع و حفاظت از استقلال كشور بود زيرا اگر چه كاپيتولاسيون به طور مستقيم استقلال قضايي ايران را نابود مي ساخت لكن در لايه هاي دروني آن نفي و انهدام استقلال سياسي نظامي اقتصادي و فرهنگي نيز قطعي مي نمود. زيرا نفوذ در دستگاه قضايي ايران و ايجاد مصونيت براي كارشناسان و ماموران آمريكايي مقدمه و تمهيدي بود براي نفوذ آنان در كليت نظام حكومتي ايران و مهره چيني در تمام تشكيلات دولتي و در پي آن مستعمره كردن اين سرزمين در ابعاد فكري فرهنگي اقتصادي نظامي سياسي و حكومتي .

و امروز اگر به ستيغ قله عزت و كرامت نشسته ايم و در اوج صلابت و قدرت استعمارگران را به زانو درآورده و سر بر آسمان آزادگي مي سائيم و نه ما به سوي آنان كه آنها به سوي ما مشتاق و راغب براي مذاكره و مرابطه و زندگي مسالمت آميز شده اند همه ما وامدار امام خميني مي باشيم كه به احياي اسلام ناب پرداخت و با رهبري هاي الهي خود نهضت اسلامي را به پيروزي رساند و نظام حكومتي اسلام را بنيان نهاد و در پرتو اين مجاهدات خالصانه وصادقانه و تداوم آثار انقلاب و نظام اسلامي آرزوي ديرينه همه علماي مبارز و انقلابي اسلام را در طول تاريخ براي استقرار قوانين دين مبين حق و رهايي از سيطره استعمار خارجي و استبداد داخلي برآورده ساخت .

اگر دستاوردهاي مختلف نهضت امام خميني را كه « استقلال » از محوري ترين آنهاست پاس نداريم در حق آن پيشواي بزرگ الهي و آرمان ها و اهداف و آثار حركت پرشور او خيانت ورزيده ايم و نه تنها نمي توانيم مدعي تداوم راه امام باشيم و انديشه ها و سيره و روش هاي آن رجل عظيم القدر را به نسل هاي امروز و فردا منتقل نمائيم كه مانعي خواهيم بود براي بهره وري آيندگان از زلال تفكرات جامع وعملكردهاي تحول زا و حركت آفرين كسي كه دنيا را به شگفتي و اعجاب وا داشت و اميد آن كه چنين جفايي در حق آن پيشواي بزرگ و محبوب روا مداريم .

پاورقي :

1 ـ اميركبير قهرمان مبارزه با استعمار اثر آيت الله هاشمي رفسنجاني انتشارات اميركبير . ص 297

2 ـ همان منبع ص 298

3 ـ همان منبع

4 ـ نهضت امام خميني سيد حميد روحاني انتشارات راه امام ج 1 ص 706

5 ـ همان منبع ص 711

6 ـ « لااله الاالله » آيه استرجاع است و آنگاه كه فتنه اي بزرگ نمايان مي شود و بلايي ويرانگر رخ مي نمايد و يا فاجعه و جنايتي عظيم ظاهر مي گردد بر زبان جاري مي شود.

7 ـ منظور چراغاني هايي است كه رژيم از همان روزها براي بزرگداشت 4 آبان يعني ولادت شاه آغاز كرده بود و خيابان ها را با پرچم ولامپ آذين مي بست .

8 ـ مقصود دولت اسدالله علم است .

9 ـ منظور دولت حسنعلي منصور مي باشد .

10 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ج 1 ص 415 و416

11 ـ همان منبع ص 420

حضرت امام خميني :

من تاثرات قلبي خود را نمي توانم اظهار كنم . اين چند روزي كه مسائل اخير ايران را شنيده ام خوابم كم شده است . ناراحت هستم قلبم در فشار است با تاثرات قلبي روز شماري مي كنم كه چه وقت مرگ پيش بيايد. ايران ديگر عيد ندارد عيد ايران را عزا كردند. عزا كردند و چراغاني كردند عزا كردند و دسته جمعي رقصيدند. مردم ما را فروختند استقلال ما را فروختند و باز هم چراغاني كردند پايكوبي كردند! اگر من جاي اين ها بودم اين چراغاني ها را منع مي كردم مي گفتم بيرق سياه بالاي سر بازارها بزنند بالاي سر خانه ها بزنند .

حضرت امام خميني :

قانوني در مجلس بردند تا مستشاران نظامي تمام مستشاران نظامي آمريكا با خانواده هايشان با كارمندهاي فني شان با كارمندان اداري شان با خدمه شان با هركس كه بستگي به آنها دارد اينها از هر جنايتي كه در ايران بكنند مصون هستند! اگر يك خادم آمريكايي اگر يك آشپز آمريكايي مرجع تقليد شما را در وسط بازار ترور كند زير پا منكوب كند پليس ايران حق ندارد جلوي او را بگيرد! دادگاه هاي ايران حق ندارند محاكمه كنند!

حضرت امام خميني :