تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی جهان به صورت 2 قطبی مطرح بود و بقیه كشورها اقمار این 2 قطب محسوب میشدند. لذا روابط كشورهای اسلامی با یكدیگر بر مبنای روابط اقماری 2 قطب با یكدیگر صورت میگرفت. در این بین گاهی كشورهای اسلامی موفق به ایجاد اتحاد بین یكدیگر در سطح منطقهای میشدند و هدفهای ملی خود را در این سطح دنبال میكردند. از عناصر اصلی مقوم این اتحاد منطقهای تكیه بر ناسیونالیسم عربی برای حل مشكلات جامعه عربی در عرصههای مختلف بود. بنابراین جنبشهای اسلامی در منطقه و حتی داخل كشورهای اسلامی متأثر از ناسیونالیسم بودند چه از حیث تأثیرگذاری در حوزه داخل و چه عرصه خارجی. اتحاد كشورهای عربی نیز حول محور عربیت و تشكیل اتحادیه عرب با محوریت مصر و تأكید بر ناسیونالیسم عربی باعث شد كه موضعگیری كشورهای عرب مسلمان در برابر مشكلات پیشروی جهان عرب در عرصه خارجی جنبه عربی به خود بگیرد. لذا در برابر بحران اصلی جهان عرب یعنی رژیم صهیونیستی با تكیه بر ناسیونالیسم عربی ایستادگی میكردند.
شكست ارتشهای عرب در برابر رژیم صهیونیستی در سال 1967 میلادی و بعد از آن شكست مصر و سوریه از رژیم صهیونیستی در سال 1967 میلادی و بعد از آن شكست مصر و سوریه از رژیم صهیونیستی در سال 1973، ناسیونالیسم عربی را به عنوان تنها ایده ایستادگی در برابر مشكلات جهان عرب به ویژه رژیم صهیونیستی زیر سؤال برد و موجب شكستن هیمنه ناسیونالیسم عربی یگانه راه حل خروج از بحران شد. مشكلات اقتصادی كشورهای عرب به ویژه مصر و كشورهای عرب آفریقایی كه به نوعی از نعمت نفت بیبهره بودند باعث شد نتوانند بر مشكلات اقتصادی در عرصه داخلی فائق آیند. این سرخوردگی داخلی مردم به علاوه شكست اعراب درگیر در جنگ از رژیم صهیونیستی باعث شد بسترهای مناسب سیاسی، مبارزاتی در داخل كشورهای عرب مسلمان به ویژه در كشورهای عرب مسلمان آفریقایی و بالاخص كشورهای درگیر با رژیم صهیونیستی شكل بگیرد. بسترهای شكلگیری جنبشهای اسلامی و شیوههای مبارزاتی آنها در كشورهای مختلف اسلامی در خاورمیانه و آفریقا متناسب با فضای خاص هر كدام از كشورهای اسلامی فرق میكرد. در سوریه اسلامگرایان اخوانالمسلمین اقدام به برگزاری تظاهرات كردند كه منجر به سركوبی آن توسط حزب بعث سوریه شد. در مصر حركتها و جنبشهای سیاسی ـ اجتماعی بویژه اخوانالمسلمین وارد عرصه مبارزات انتخاباتی شدند.
با ایجاد جنبشهای اخوانالمسلمین در 100 كشور اسلامی با تاكتیكهای مبارزاتی مختلف متناسب با فضای خاص هر كشور اسلامی كه در تمام آنها اصول مشتركی دنبال میشد. گروههای اسلامی حكومتگران خود را از حیث پاسخگویی به بحرانهای موجود و الگوی حكومتی آنها به چالش كشیدند تمام گروههای اسلامی برخاسته از اسلام و خواستار اجرای اسلام در عرصه داخلی برای حل مشكلات بودند. این گروهها كمابیش اهداف مشتركی را دنبال میكردند كه از آنها میتوان به موارد ذیل اشاره كرد.
1. ایجاد الگوی بومی حكومت (فراخور حال هر كشور مسلمان) مبتنی بر اسلامیت
2. ایجاد اسلام سیاسی فعال كه پاسخی بود به چالشهای حكومتگران عرب در عدم كارایی بویژه در رویارویی با آمریكا و رژیم صهیونیستی و نیز مشكلات اقتصادی داخلی
3. ایجاد اتحاد اسلامی بین گروههای اسلامی مختلف به عنوان راهكاری برای حل مسائل مسلمانان و رویارویی با رژیم صهیونیستی و استكبار آمریكایی
4. مبارزه با صهیونیسم و رژیم صهیونیستی كه در آن جنبشهای اسلامی ضمن ضعیف و ناكارآمد دانستن حس ناسیونالیستی به قوت بخشیدن حسهای اسلامگرایی در شیوه مبارزه با رژیم صهیونیستی پرداختند.
5. مردم گرایی كه نماد كامل آن را میتوان در اسلام و حكومت اسلامی یافت كه حكومتگران عرب ، در این بخش ناكارآمد بودند.
اما این موارد در بسیاری از جاها به صورت عملی تحقق نیافت و علت آن نیز سركوبهای فراوان حكومتهای عرب به ویژه در مصر و برخی از كشورهای اسلامی بزرگ بود كه در آنجا هزاران نفر از مسلمانان تا پیروزی انقلاب اسلامی قتل عام شدند.
انقلاب اسلامی و تأثیر آن بر جنبشهای اسلامی معاصر
پیروزی انقلاب اسلامی نقطقه عطفی در حركت جنبشهای اسلامی به حساب میآید چرا كه نهضت انقلابی ایران مبتنی بر اندیشههای حضرت امام خمینی (ره) به صورت حركتی اسلامی با ماهیتی الهام بخش بر سایر نهضتهای اسلامی به پیروزی رسید.
الف) اسلامی بودن انقلاب ایران در تأكید بر( اسلامیت انقلاب نه شیعی بودن آن) به عنوان راهكار اصلی پیروزی انقلاب اسلامی
ب) انقلاب اسلامی متأثر از اندیشههای حضرت امام و رهبری ایشان توانست رژیمی را نابود كند كه دست نشانده استكبار و ژاندارم منطقه بود و نشان داد كه استكبار هر قدر هم كه قوی باشد در برابر اراده انسانهای آزاد و مسلمان چیزی نیست، لذا ملتهای مسلمان دیگر نیز میتوانند رژیمهای دست نشانده و ظالم خود را كه به مراتب ضعیفتر از رژیم شاهنشاهی ایران است نابود كنند.
ج) امام به وسیله انقلاب اسلامی و مردم مسلمان ایران توانست در مقابل استكبار جهانی بایستد كه پیش از این جنبشهای اسلامی تحت فشار حكومتهای خود، خویش را قادر به این كار نمیدیدند. لذا حركت انقلاب اسلامی در برابر فشار استكبار و تحمل آنها باعث افزایش ضریب سختی پذیری و تحمل پذیری سایر جنبشهای اسلامی در برابر استكبار شد. تحمل فشارها و تحریمهای استكبار جهانی بویژه آمریكا توسط جمهوری اسلامی در 28 سال گذشته، امید به مقاومت را در بین سایر مسلمانان جهان تشدید كرده است. مواردی كه جمهوری اسلامی مستقیما آمریكا را به چالش طلبیده است، از مواردی میباشد كه تأثیرات ژرفی بر مقاومت جنبشهای اسلامی گذاشته، به ویژه جریان گروگان گیری لانه جاسوسی كه باعث فروپاشی هیمنه آمریكا در جهان اسلام شد. باعث شد كه جنبشهای اسلامی توانایی مقابله با آمریكا و رژیم صهیونیستی را در خود ببینند و شرایط سخت مبارزه را تحمل كنند.
د) تأكید بر نمادهای مشترك كه بین تمام مذاهب اسلامی مشترك است مانند شعار «اللهاكبر».
استفاده از این شعارها و نماد مشترك مسلمانان در پیروزی انقلاب اسلامی و نیز استفاده از این شعار در نبرد حق و باطل انقلاب اسلامی با عراق باعث شد كه جمهوری اسلامی به عنوان كشور مسلمانی كه با اتكا به این شعار و نماد به پیروزی رسید به عنوان الگوی اسلامی سایر مسلمانان قرار گیرد.
2ـ صدور انقلاب و ماهیت و معانی آن و نقش صدور انقلاب در معرفی الگوی حكومتی به سایر جنبشهای اسلامی
دومین عاملی كه باعث استقبال مسلمانان سایر كشورها به خصوص مسلمانان خاورمیانه و آفریقا از انقلاب اسلامی شد، عدم سكوت انقلاب اسلامی در برابر مواضع كشورهای استكباری ، به ویژه آمریكا در استضعاف مسلمانان سایر كشورها میباشد. از آنجا كه این عدم سكوت به صورت حمایت عملی از مستضعفین جهان بالاخص مستضعفین مسلمان در قالب صدور انقلاب اسلامی انجام میشد، لذا ملتهای مسلمان و جنبشهای اسلامی به انقلاب اسلامی با عنوان حامی نگاه میكردند و همیشه موضع مثبت نسبت به انقلاب اسلامی داشتند. این نگاه مثبت كه ریشه در ماهیت صدور انقلاب اسلامی داشت، منبعث از اسلام و اندیشههای امام خمینی (ره) بود. چرا كه صدور انقلاب اسلامی بیشتر از آنكه جنبه سلبی داشته باشد ، جنبه ایجابی داشت. بدین معنی كه انقلاب اسلامی در ذات خود واجب الصدور بود و اگر دست به صدور و تبلیغات اسلام و حمایت از مستضعفین و مسلمانان تحت ستم نمیزد، ماهیت اسلامی خود را از دست میداد. دلایل این مسئله را نیز با آیات ، روایات و احادیث مختلف میتوان بیان كرد. از آن جمله حدیث (من سمع رجل ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس به مسلم) یا (من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس مسلم) و... است كه نشان از جنبه ایجابی صدور انقلاب دارد و نشان میدهد كه انقلاب اسلامی نه به خاطر واكنش به محیط خود و از موضع انفعال بخواهد دست به صدور انقلاب و فعال كردن جنبشهای اسلامی برای برون رفت خود از وضعیت پیش آمده بزند. بلكه به خاطر ماهیت اسلامی آن صدور برای آن واجب مینماید. لذا چنانچه ما در بسته میماندیم و دست به صدور انقلاب اسلامی نمیزدیم، ماهیت اسلامی انقلاب از بین میرفت لذا حضرت امام نیز فرمودند، كه اگر ما در بسته بماینم قطعا با شكست مواجه میشویم. چرا كه این شكست، شكست در اسلامیت است كه هویت و ماهیت انقلاب اسلامی و نظام و جمهوری اسلامی است .
البته صدور انقلاب اسلامی به دو صورت اعمالی و اعلامی محقق كننده بدین معنی كه ما در مواضع خود نسبت به مسلمانان جهان چه موضعی را اتخاذ میكنیم و نیز در عرصه عمل چگونه از آنها حمایت میكنیم.
نكته دیگر اینكه صدور انقلاب دو نوع است:
1- جنبه الهام بخش بودن
2ـ جنبه حمایتی در عمل
دو قسم اول انقلاب اسلامی اگر چه موفق به صدور انقلاب در عرصه حمایتی یا عملی در مقاطع خاص نشده اما چون اصول نه شرقی و نه غربی را اجرا میكرد و قائل به از بین رفتن رژیم صهیونیستی بود به حد كافی در جهان اسلامی الهام بخش بود. منتهی آنچه امروزه از صدور انقلاب به معنی الهام بخش بودن كه در سند چشم انداز نیز به آن اشاره شده است آمده منظور اثبات كار آمدی نظام اسلامی و حكومت اسلامی در عرصه علم و دانش و فنآوری و اقتصاد و اجتماع و سیاست و ... است كه چنانچه انقلاب اسلامی بتواند كارآمدی خود را در این عرصهها به اثبات برساند، خلاء الگوی حكومتی كه از طرف معارضان و مخالفان اسلام مطرح شد بر میشمرد. لذا منبع مهمی برای تغذیه الگوی حكومتی برای جنبشهای اسلامی و ملتهای مسلمان برای كنار زدن حكومتگران دست نشانده و فاسد و برپا كردن حكومت اسلامی بومی هر كشور میشود.
لذا تأكید امام (ره) بر اینكه اگر ما كوتاه بیاییم، دشمنان ما كوتاه نخواهند آمد (و قریب به این مضمون) ناظر به این مطلب است كه انقلاب اسلامی اگر بخواهد، اسلامی به معنای اسلام ناب محمدی باقی بماند، دشمنان دست از سر آن بر نخواهند داشت كه اسلام اصیل بالذات الگو بودن و الهام بخش بودن و صدور خود را داراست . لذا هدف تیر دشمنان واقع خواهد شد حتی اگر به ظاهر در برخی موارد كوتاه بیاید یا نخواهد در ظاهر دست به صدور انقلاب بزند. بنابراین اگر انقلاب اسلامی در انتظار حل مشكلات و مسائل داخلی بنشیند دشمنان خارجی تا ابدالدهر برای ما مشكل خواهند آفرید و ما را مشغول خواهند كرد. از طرفی نیز حل مشكلات داخلی نیز به این است كه به نوعی قدرت دشمن بر روی انقلاب اسلامی متمركز نشود و قدرت بازدارندگی آن در جنبشهای اسلامی و مقاومت مردمی پخش شود تا در عین حالی كه قدرت دشمنان انقلاب اسلامی تحلیل میرود انقلاب اسلامی بتواند در داخل به مشكلات خود رسیدگی كند. ضمن اینكه محیط انقلاب اسلامی نیاز به محیطی همسو در خارج دارد تا بتواند به اهداف عالیه خود برسد. و اگر محیط منطقهای انقلاب اسلامی حالت معارضه داشته باشد، انقلاب اسلامی آرامش لازم را در داخل برای رسیدن به اهداف خود را نخواهد داشت. لذا انقلاب اسلامی بوسیله صدور انقلاب و حمایت معنوی و مادی از جنبشهای اسلامی حركتهای منطقهای را با جریان انقلاب اسلامی همسو می كند تا فشار از خارج را بر روی انقلاب كاهش دهد. به عنوان مثال جنگ ایران و عراق، انقلاب اسلامی را درگیر جنگ منطقهای و جهانی كرد لذا نتوانست در آن مقطع به اهداف تعالی انسانی خود در یك سیستم طراحی شده اسلامی در عرصه سیستم اقتصادی و اجتماعی، حكومتی و به نحو كامل بپردازد. و نسبت به اسلامی كردن آنها اقدام اساسی و برنامهریزی بلند مدت انجام دهد. و نیروهای اصیل انقلاب صرف جنگ شدند و وارد عرصه اقتصادی وكارآمدی اقتصادی به عنوان زیربنای بلند مدت انقلاب و كارآمدی علمی و فنآوری نشدند. گرچه به فرموده حضرت امام (ره) ما هر چه داریم از جنگ است اما صرف نیروهای اصیل انقلاب و شهادت آنها ناشی از همین محیط ناامن خارجی انقلاب اسلامی بود كه آن را تهدید میكرد و لازم بود كه این محیط را بوسیله صدور انقلاب و الهام بخشی در بین جنبشهای اسلامی همسو كرد.
3ـ سومین عاملی كه باعث استقبال گسترده كشورهای اسلامی از انقلاب اسلامی شد حمایت انقلاب اسلامی از فلسطین در برابر رژیم صهیونیستی بود، چرا كه قبلا حمایت از فلسطین توسط اعراب به بهانه عربیت قومی و ناسیونالیسم عربی صورت میگرفت اما حمایت انقلاب اسلامی از فلسطین جنبه اسلامی به این حمایت بخشید، و منجر به اسلامی شدن قضیه فلسطین گشت كه به عنوان نقطه مشترك تمام مسلمانان از عرب گرفته تا عجم بود. لذا انقلاب اسلامی به عنوان الگوی حمایت اسلامی از مردم و سرزمین فلسطین مورد توجه تمام مسلمانان جهان قرار گرفت. از طرفی نیز حمایت انقلاب اسلامی از فلسطین از عوامل كاهش نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در منطقه به شمار میرفت. چرا كه شوروی برای كاهش نفوذ آمریكا كه بوسیله رژیم صهیونیستی در خاورمیانه صورت میگرفت و افزایش نفوذ خود در خاورمیانه به حمایت از كشورهای عربی بویژه مصر، سوریه و نیز جنبشهای رهایی بخش فلسطین میپرداخت. لذا در مقاطع مختلف از سوریه، مصر و جنبشهای رهایی بخش فلسطین حمایت میكرد. بنابراین جنبش آزادی بخش فلسطین (ساف) جنبه سوسیالیستی به خود گرفته بود و با رویكردی ناسیونالیستی و سوسیالسیتی با رژیم صهیونیستی مبارزه میكرد و جایی برای مبارزه اسلامگراها در فلسطین اشغالی وجود نداشت. لذا در مقطع خاصی ما شاهد كمك 50 میلیون دلاری رژیم صهیونیستی به اسلامگراهای میانهرو در فلسطین برای تقویت آنها هستیم تا به نوعی بتوانند به عنوان رقیبی در برابر ناسیونالیستهای مبارز مطرح شوند و اسراییل از چنگال مبارزاتی سوسیالیستها و ناسیونالیستهای (ساف) سازمان آزادی بخش فلسطین رهایی یابد و آنها بدین وسیله تضعیف گردند. (ر ج به: هرایر كمجیان ، انقلاب در جهان عرب بخش فلسطین)
با پیروزی انقلاب اسلامی و شعار نه شرقی و نه غربی كه كمونیسم را طرد كرد و از طرفی از قضیه فلسطین از جنبه اسلامی حمایت كرد و به نوعی رهبری جریان حمایت از فلسطین را به دوش گرفت. (كه قبلا توسط ناسیونالیسم عربی به رهبری جمال عبدالناصر شكست خورده بود و نیز بوسیله كمونیسم شوروی بازیچه اهداف 2 قطب قدرت گردیده بود) بنابراین ما شاهد تغییر رویكرد عظیم مبارزاتی مردم و مسلمانان فلسطین متأثر از انقلاب اسلامی از جنبش ساف (سازمان آزادی بخش فلسطین) كه رویكردی سوسیالیستی داشت به سمت مبارزات مسلحانه اسلامی به سبك جهاد اسلامی و حماس كه گروهها و جنبشهای مبارزاتی اسلامی هستند و شكلگیری انتفاضههای پیاپی هستیم. البته در این میان نباید از موفقیتهای امام موسی صدر در لبنان در شكلدهی متفاوت اسلامی شیعیان در برابر رژیم صهیونیستی و جریانهای معارض مسیحی و تأثیرگذاری مستقیم بر مسلمانان فلسطین در تغییر شیوه مبارزاتی آنها غافل بود.
در نهایت تأثیر اندیشههای امام در قالب انقلاب اسلامی را میتوان به صورت موردی در كشورهای مختلف این گونه بیان كرد:
1ـ انقلاب اسلامی موجب تسریع در روند بیداری اسلامی شد: چرا كه بررسیها نشان میدهد سرخوردگی مسلمانان از حكومتهای خود چه در جهان عرب و چه در آسیای میانه در تأمین نیازهای مادی و معنوی آنها و بالاخص مسئله فلسطین در جهان عرب موجب بیداری اسلامی شده بود.
اما انقلاب اسلامی با پیروزی خود این روند را تسریع كرد به طوری كه از پیروزی انقلاب اسلامی تا فروپاشی شوروی سابق تعداد مساجد در این 10 سال به 2 برابر كل تاریخ شوروی رسید كه تحلیلگران معتقدند كه انقلاب اسلامی باعث رشد بیداری اسلامی در شوروی شد و فروپاشی شوروی را 10 سال به جلو انداخت . یا اینكه مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 ما شاهد فتح مكه توسط گروه اخوان المسلمین عربستان هستیم كه گرچه وهابی بودند اما هنگام فتح مكه، شعارهای آنها هر اعتقاد به اینكه تنها راه مبارزه راه امام حسین (ع) است و نیز اعتقاد به مهدویت آنها (كه هر دو این عناصر، عناصر اصلی تشكیل دهنده انقلاب اسلامی بودند) باعث شد كه علما و حكومتگران سعودی آنها را متهم به خمینیسم بكنند و نیز شورش 400 هزار نفری شیعیان مقارن با انقلاب اسلامی روز عاشورا در شهر حصا و به خاك و خون كشیده شدن آنها توسط عمال سعودی نشان از تأثیر انقلاب اسلامی در عربستان داشت. همچنین كودتای بحرین در سالهای مقارن با انقلاب كه توسط شیعیان بحرین و رهبری سید هادی مدرسی، شاگرد امام در حوزه علمیه نجف كه منجر به شكست شد و قیام مردم عراق در عاشورای 1979 (1357) و سركوب و كشتار خونین مردم عراق و اعدام آیتالله محمدباقر صدر چند ماه پس از انقلاب نشان از تأثیرات عمیق انقلاب اسلامی در روند بیداری اسلامی و فعال شدن جنبشهای اسلامی داشت.
2ـ تشكیل نیروهای جدید مبتنی بر اندیشههای امام (ره) در لبنان و فلسطین : از جمله این جنبشها جنبش توحید الاسلام كه از اهل سنت میباشند به رهبری شیخ سعید شعبان و از حامیان انقلاب اسلامی و امام (ره) به شمار میآید بود. گروه دیگر اهل سنت جنبش عمل اسلامی به رهبری فتحی تكن است كه از نظر شعار هم عقیده با انقلاب اسلامی میباشد. از دیگر گروههای اسلامی نیز كه منتسب به تشیع میباشد جنبش حزبالله لبنان و جنبش امل اسلامی میباشد كه از نیروهای جدید لبنان به شمار میروند كه منبعث از انقلاب اسلامی قائل به ایجاد حكومت اسلامی هستند (اما بنا به دلایلی از جمله تكثر اقوام ، پلورالیسم قدرت را در ساختارهای حكومتی پذیرفتهاند) . در فلسطین نیز جنبش حماس و جهاد اسلامی كه به فكر برقراری حكومت اسلامی هستند و از طرفی ، طرفداران انقلاب اسلامی به شمار میروند.
3ـ ایجاد و تقویت بنیادگرایی دینی در غرب ، اندیشه سیاسی حضرت امام (ره) تنها بر كشورهای اسلامی تأثیر نگذارد بلكه بر روی غرب نیز تأثیر داشت. این تأثیر خود را به صورت تقویت بنیادگرایی دینی و بازگشت سیاست به عرصه دین و بالعكس گذاشت. از آنجا كه غرب با ایجاد و تقویت سكولاریسم، دین را از سیاست جدا كرده بود، لذا سرخوردگی معنوی ناشی از عدم رعایت مسائل دینی كه فطری انسان نیز میباشد در عرصه خانواده و فروپاشی آن در غرب، فسادهای روز افزون اخلاقی و جنسی (به خصوص از لحاظ كودكآزاری، عدم رعایت حقوق زنان و تقلیل نقش زنان تا حد ابزار در دست تبلیغات و سرمایهداری و ...) همچنین خشونتهای فزاینده ناشی از ترویج سكس و بیبند و باری و فیلمهای خشونتآمیز كه از طریق رسانههای عمومی ترویج میشود و ... باعث روی آوردن مردم غرب به سمت معنویت شده است. بنابراین امروزه بسترهای لازم برای معنویت خواهی در اكثر مردم غرب پدیدار شده است. لذا ما شاهد جنبشهای اجتماعی از نوع دینی در اروپا و بویژه در آمریكا و در حمایت از سلامت اخلاقی و جنسی و حمایت از كانون خانواده میباشیم. همچنین شاهد گسترش انواع مذاهب فردی و معنویت گرا مانند بودیسم، حركتهای صوفیانه اسلامی و ... به عنوان پاسخی به معنویت خواهی مردم در غرب هستیم. در این بین آنچه تأثیر قابل ملاحظهای در عرصه دین خواهی مردم در غرب داشته انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی توانست با شعار پیوند دین و سیاست و بازگشت آن به عرصه سیاست تأثیر گذار باشد.
این تأثیر خود را به صورت تشكیل مؤسسات و سازمان های اسلامی در غرب و نیز تأثیر مستقمی بر روی مردم مسیحی بروز داد. به طوری كه مردم خواهان بازگشت مسیحیت به عنوان دین بومی اصلی آنها به عرصه سیاست شدند. از طرفی گرچه تشكیل مؤسسات اسلامی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی چند برابر شده است اما در عمل این مؤسسات یا به صورت سلفی میباشند كه از طریق عربستان و سازمان رابطه العالم الاسلامی حمایت مالی شوند یا بوسیله مصر و جامع الازهر حمایت آموزشی و معنوی میشوند و یا اینكه ضمن پذیرش تعارض میان اسلام و غرب در عرصه اجتماع ـ برای فرار از تأثیرات اجتماعی فرهنگ غرب به سمت حركتهای صوفیانه و فردی كشیده شدهاند، و البته مؤسسات یا سازمانهای بسیاری نیز در غرب بوجود آمده كه تحت تأثیر مستقیم انقلاب اسلامی بوده و از این حیث فارغ از نوع مذهب از طرفداران انقلاب اسلامی به شمار میآیند (برای مطالعه بیشتر رجوع كنید به اسلام و مسلمانان در انگلستان ، اسلام و مسلمانان در آمریكا، اسلام و مسلمانان در فرانسه ، فهمیه وزیری ، مركز پژوهشهای برون مرزی صدا و سیما)
علل رشد اسلامگرایی در غرب:
این مسئله كه درست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی رشد اسلام گرایی در غرب به صورت فزایندهای با انواع مختلفی تحقق پیدا كرد معلول امواج رقیب انقلاب اسلامی یعنی عربستان و به نوعی مصر میباشد، كه از طریق دولت سودان، عربستان و نیز مفتیهای مصر ترویج میشوند. (كه ریشه آن، به تأثیر انقلاب اسلامی بر اسلام در عربستان بر میگردد) كه به نوعی انقلاب اسلامی ایران، اسلام انقلابی را در میان وهابیت سلفی عربستان با صبغه وهابی و نه اسلامی گسترش و روابط عربستان با آمریكا به عنوان عامل اصلی استكبار در جهان را در دال تحت تأثیر قرار داد چنانچه در شورشهای مردمی اخوان المسلمین (جهیمان العتیبه ، رهبر اخوان المسلمین) كه حركتی وهابی و سلفی بود شعار عدم همراهی با استكبار توسط ایادی سعودی ، از شعارهای اصلی نهضت بود واز طرفی دیگر تأثیرات انقلاب اسلامی منجر به شورشهای پیاپی شیعیان در روز عاشورا از ابتدای شروع انقلاب اسلامی تا حدود 10 سال بعد در حصا و شهرهای شمال غربی عربستان كه شیعه نشین هستند شد و همچنین باعث اعتراض و نامه 53 تن از مفتیهای عربستان در دهه 90 در اعتراض به عدم اجرا شدن اسلام (متأثر از انقلاب اسلامی) در عربستان و نیز روابط عربستان با آمریكا به عنوان عنصر استكباری شد، لذا عربستان دست به یكسری اصلاحات در عرصه اسلام وهابیت زد و برای خروج از وضعیت مشكلات داخلی خود اقدام به تشیكل اعراب افغانی و حمایت از آنها كرد تا به نوعی به نیاز انقلابیگری وهابیت كه مستقیما نیازی بود كه از طریق انقلاب اسلامی ایران ترویج میشد، پاسخ داده باشد.
بنابراین آنچه كه امروزه در غرب شاهد هستیم به نوعی پاسخ و سد و مانعی است برای نفوذ انقلاب اسلامی كه به صورت حمایت از نوع خاص از اسلامگرایی از طریق عربستان صورت میپذیرد ضمن اینكه در موارد متعدد دولتمردان در غرب برای كم كردن تأثیر پیام انقلاب اسلامی كه همان اسلام سیاسی و اجتماعی است و پاسخ به نیاز دین خواهی و معنویت گرایی در غرب، سعی در تقویت بنیادگرایی مسیحیت و بازگشت آن به عرصه اجتماع كردهاند تا بدین وسیله انقلاب اسلامی نتواند از خلاء معنوی موجود در غرب استفاده كند و ایدئولوژی خود را گسترش دهد به طوری كه در اواخر دهه 1990 ، 953 نماینده در مجلس سنای آمریكا خواستار بازگشت مجدد دین به عرصه اجتماع و سیاست و برداشتن قید سكولاریسیم در جامعه و حكومت آمریكا شدند.
5ـ تشكیل جنبشهای مبارزاتی مبتنی بر اندیشههای اسلامی حضرت امام (ره) قیامهای مختلف و مبارزات گوناگونی در كشورهای مسلمان با سبكهای متفاوت در چند دهه گذشته منبعث از انقلاب اسلامی به وقوع پیوسته از جمله ؛ قیام شیعیان در سال 1979 در شهر حصا، در روز عاشورا كه تا 10 سال ادامه پیدا كرد. همچنین قیام وهابیت اخوان المسلمین كه به خاطر شعارهای این گروه به آنها اتهام خمینیسم زدند.
در ارتش تونس، چند ده نفر به اتهام انجام كودتا و پیروی از مشی انقلاب اسلامی ایران و حمایت از آن دستگیر شدند. در بحرین حكومت این كشور كودتای سال 1979 را به سید هادی مدرسی ، شاگرد امام (ره) در حوزه نجف منتسب كرد. در عراق ، در سالهای 78 و 79 تظاهرات عاشورای حسینی به رهبری آیتالله محمدباقر صدر كه از انقلاب اسلامی حمایت تام كرد، به خاك و خون كشیده شد.
Ferdinand marcosBeniano Aylino) اشاره داشت. سناتوری از كار بركنار شده كه برای تصدی مقام ریاست جمهوری با «ماركوس» رقابت میكرد.
JaimeCardind) كوشید تا به نحوی انگیزه روحانی انقلابی كه به راه انداخته بود را تأمین نماید. اگر چه پاسخ كاردینال صریح و آشكار بود:
«او نمیتواند نقش آیتالله خمینی را در فیلیپین بازی كند» اما این مطلب بیانگر نكتهای مهم است: الگوی «آیلینو» برای ایجاد انقلاب در فیلیپین برگرفته از انقلاب ایران بود، اما علت ناموفق بودن «آیلینو» جز این نبود كه او ساخت متفاوت ایران و فیلیپین را از حیث سیاسی ـ مذهبی لحاظ نكرده بود. به عبارت سادهتر، ساختار ویژه فیلیپین هرگز نتوانست رهبری مذهبی چون روحالله خمینی (ره) را پرورش دهد و در زیر پرچم این رهبری «ماركوس» را سرنگون كند. (مقاله دكتر فرانسوا توال، ژئوپلیتیك شیعه ترجمه دكتر اصغر افتخاری).
این جنبشها در كشورهایی كه خود داعیه اسلامی بودن را مثل تونس، لیبی، سودان ، مراكش داشتند صورت نگرفت و انقلاب اسلامی در همان اصول مشترك و عمومی (تأكید بر اسلامیت، الگوی حكومت اسلامی از حیث بومی بودن، مبارزه با استكبار ، مبارزه با صهیونیسم و ...) برای آنها الگو بود و موضوعیت داشت و از آنجا كه دولتهای حاكم و مردم در این كشورها همیشه در كش و قوس اسلامی بودن حركت میكردند، لذا جنبشهای مبارزاتی اسلامی در آنجا یا مشاهده نشده و یا كمتر مشاهده شده است.
6ـ تأثیر انقلاب اسلامی و اندیشه امام (ره) بر حوزه اندیشه جنبشهای اسلامی به ویژه در مصر و جهان عرب تأثیر انقلاب اسلامی را میتوان از حیث ضرورت بازگشت علما به عرصه سیاست و لزوم به دست گرفتن سیاست توسط آنها را بعد از یك دوره طولانی فترت كه توسط اندیشههای غرب زدهها از جامعه مصر رخت بر بسته بود، در آرای متفكران معاصر مصری مشاهده كرد. اما وجود سابقه تاریخی خلافت و حكومت فاطمیان در مصر بازتاب انقلاب اسلامی و اندیشه امام (ره) را در عرصه دین و سیاست به سمت خاصی حركت میداد كه تحت تأثیر اندیشههای اهل سنت و خاص جامعه اسلامی مصر بود. لذا منظور از حمایت از علما حمایت از ورود علمای اهل سنت و برخاسته از جامعه اسلامی مصر به عرصه سیاست میباشد.
برای مطالعه دقیقتر و بیشتر رجوع كنید به منابع زیر:
1. انقلاب در جهان عرب: هرایر دكمجیان ، نشر: كیهان، (موضوع مصر و فلسطین)
2. اسلام و مسلمانان در آمریكا: محمود خداقلیپور ـ فهیمه وزیری ، نشر: مركز انتشار دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، 1379 ، چاپ اول
3. تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر كشورهای اسلامی: دكتر محمد باقر حشمتزاده ، نشر: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ، 1385، همكار فنی نشر: مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، نوبت چاپ : اول ، زمستان 1377
4. عزت شیعه ، همكار فنی نشر: مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، نوبت چاپ : اول ، زمستان 1377 ،نویسنده: محسن كمالیان ، علیاكبر رنجبر كرمانی
5. اسلام و مسلمانان در انگلستان: فهیمه وزیری ، معاونت برون مرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ، بوستان كتاب قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، نوبت چاپ اول : 1383
6. كتاب مجموعه مقالات اسلام بر آمریكا به كوشش: دكتر رامین خانبگی ، مركز مطالعات فرهنگی ـ بینالمللی و معاونت پژوهش ، با همكاری اداره كل اروپا ـ امریكا ، انتشارات بینالمللی الهدی ، ترجمه: گروه مترجمان ، نوبت چاپ: چاپ اول، 1385 ش
7. آمریكا و اسلام سیاسی رویارویی فرهنگها یا تضاد منافع ، مؤلف: فوازای ، جرجیس ، مترجم: سید محمد كمال سروریان ، ناشر: پژوهشكده مطالعات راهبردی ـ نوبت چاپ: اول زمستان 1382
8. عصر امام خمینی (ره) میراحمد رضا حاجتی ـ ناشر: بوستان كتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی) ، نوبت چاپ: اول ، 1381
9. سرزمین اسلام شناخت كشورهای اسلامی و نواحی مسلمان نشین جهان غلامرضا گلی زواره ، مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، نوبت چاپ : دوم بهار 1377
10. تأثیرات انقلاب اسلامی ایران در گستره جهانی «دیدگاه نویسندگان و تحلیلگران خارجی» دكتر اصغر افتخاری ، نامه پژوهش 10 و 11
منبع:
www.irdc.ir