|
وصيتنامة
سياسي ـ
الهي بسمالله
الرحمن
الرحيم قالَ
رسولُالله ـ
صلَّيالله
عليه و آله
و سلَّم:
اِنّي
تاركٌ
فيكُمُ
الثّقلَيْنِ
كتابَ اللهِ
و عترتي
اهلَ بيتي؛
فإِنَّهُما
لَنْ
يَفْتَرِقا
حَتّي'
يَرِدَا
عَلَيَّ
الْحَوضَ. الحمدُلله
و
سُبحانَكَ؛
اللّ'هُمَّ
صلِّ علي
محمدٍ و آلهِ
مظاهر
جمالِك و
جلالِك و
خزائنِ
اسرارِ
كتابِكَ
الذي تجلّي
فيه
الاَحديّةُ
بِجميعِ
أسمائكَ
حتّي
المُسْتَأْثَرِ
منها الّذي
لايَعْلَمُهُ
غَيرُك؛ و
اللَّعنُ
علي
ظالِميهم
اصلِ
الشَجَرةِ
الخَبيثةِ.
و بعد،
اينجانب
مناسب ميدانم
كه شمهاي
كوتاه و
قاصر در باب
«ثقلين»
تذكر دهم؛
نه از حيث
مقامات
غيبي و
معنوي و
عرفاني، كه
قلم مثل
مني عاجز
است از
جسارت در
مرتبهاي
كه عرفان
آن بر تمام
دايرة
وجود، از ملك
تا ملكوت
اعلي' و از
آنجا تا
لاهوت و
آنچه در فهم
من و تو
نايد، سنگين
و تحمل آن
فوق طاقت،
اگر نگويم
ممتنع است؛
و نه از آنچه
بر بشريت
گذشته است،
از مهجور
بودن از
حقايق مقام
والاي «ثقل
اكبر» و «ثقل
كبير» كه
از هر چيز
اكبر است جز
ثقل اكبر كه
اكبر مطلق
است؛ و نه
از آنچه
گذشته است
بر اين دو
ثقل از
دشمنان خدا
و طاغوتيان
بازيگر كه
شمارش آن
براي مثل
مني ميسر
نيست با
قصور اطلاع
و وقت
محدود؛ بلكه
مناسب ديدم
اشارهاي
گذرا و بسيار
كوتاه از
آنچه بر اين
دو ثقل
گذشته است
بنمايم.
شايد جملة
لَنْ
يَفْتَرِق'ا
حتّي يَرِد'ا
عَلَيَّ
الْحَوض
اشاره باشد
بر اينكه
بعد از وجود
مقدس رسولالله
ـ صليالله
عليه و آله
و سلم ـ هرچه
بر يكي از
اين دو
گذشته است
بر ديگري
گذشته است
و مهجوريت
هر يك
مهجوريت
ديگري است،
تا آنگاه كه
اين دو
مهجور بر
رسول خدا در
«حوض» وارد
شوند. و آيا
اين «حوض»
مقام اتصال
كثرت به
وحدت است
و اضمحلال
قطرات در
دريا است،
يا چيز ديگر
كه به عقل
و عرفان بشر
راهي ندارد.
و بايد گفت
آن ستمي كه
از طاغوتيان
بر اين دو
وديعة رسول
اكرم ـ صليالله
عليه و آله
و سلم ـ
گذشته، بر
امت مسلمان
بلكه بر
بشريت
گذشته است
كه قلم از
آن عاجز است.
و ذكر اين
نكته لازم
است كه
حديث «ثقلين»
متواتر
بين جميع
مسلمين است
و ] در [ كتب
اهل سنت از
«صحاح
ششگانه»
تا كتب ديگر
آنان، با
الفاظ
مختلفه و
موارد مكرره
از پيغمبر
اكرم ـ صليالله
عليه و آله
و سلم ـ به
طور متواتر
نقل شده
است. و اين
حديث شريف
حجت قاطع
است بر جميع
بشر بويژه
مسلمانان
مذاهب
مختلف؛ و
بايد همة
مسلمانان
كه حجت بر
آنان تمام
است
جوابگوي آن
باشند؛ و اگر
عذري براي
جاهلان
بيخبر باشد
براي علماي
مذاهب نيست.
اكنون
ببينيم چه
گذشته است
بر كتاب
خدا، اين
وديعة الهي
و ماترك
پيامبر
اسلام ـصليالله
عليه و آله
و سلم ـ
مسائل أسفانگيزي
كه بايد
براي آن
خون گريه
كرد، پس از
شهادت حضرت
علي(ع) شروع
شد.
خودخواهان
و طاغوتيان،
قرآن كريم
را وسيلهاي
كردند براي
حكومتهاي
ضد قرآني؛ و
مفسران
حقيقي قرآن
و آشنايان
به حقايق
را كه سراسر
قرآن را از
پيامبر اكرم
ـ صليالله
عليه و آله
و سلم ـ
دريافت
كرده بودند
و نداي
اِنّي
تاركٌ
فيكُمُ
الثقلان
در گوششان
و هرچه اين
بنيان كج
به جلو آمد
كجيها و
انحرافها
افزون شد تا
آنجا كه
قرآن كريم
را كه براي
رشد جهانيان
و نقطة جمع
همة
مسلمانان
بلكه عائلة
بشري، از
مقام شامخ
احديت به
كشف تام
محمدي(ص)
تنزل كرد كه
بشريت را به
آنچه بايد
برسند
برساند و اين
وليدة «علم
الاسما ء »
را از شرّ
شياطين و
طاغوتها رها
سازد و جهان
را به قسط و
عدل رساند و
حكومت را به
دست اوليا ء
الله،
معصومين ـ
عليهم
صلوات
الاولين و
الا´خرين ـ
بسپارد تا
آنان به هر
كه صلاح
بشريت است
بسپارند ـ
چنان از
صحنه خارج
نمودند كه
گويي نقشي
براي هدايت
ندارد و كار
به جايي
رسيد كه نقش
قرآن به
دست
حكومتهاي
جائر و
آخوندهاي
خبيثِ بدتر
از طاغوتيان
وسيلهاي
براي اقامة
جور و فساد و
توجيه
ستمگران و
معاندان حق
تعالي شد. و
معالاسف
به دست
دشمنان
توطئهگر و
دوستان
جاهل، قرآن
اين كتاب
سرنوشتساز،
نقشي جز در
گورستانها و
مجالس
مردگان
نداشت و
ندارد و آنكه
بايد وسيلة
جمع
مسلمانان و
بشريت و
كتاب زندگي
آنان باشد،
وسيلة
تفرقه و
اختلاف
گرديد و يا
بكلي از
صحنه خارج
شد، كه
ديديم اگر
كسي دم از
حكومت
اسلامي
برميآورد و
از سياست،
كه نقش
بزرگ اسلام
و رسول
بزرگوار ـصليالله
عليه و آله
و سلم ـ و
قرآن و سنت
مشحون آن
است، سخن
ميگفت
گويي
بزرگترين
معصيت را
مرتكب شده؛
و كلمة «آخوند
سياسي»
موازن با
آخوند بيدين
شده بود و
اكنون نيز
هست.
و اخيراً
قدرتهاي
شيطاني
بزرگ به
وسيلة
حكومتهاي
منحرفِ خارج
از تعليمات
اسلامي، كه
خود را به
دروغ به
اسلام بستهاند،
براي محو
قرآن و
تثبيت
مقاصد
شيطاني
ابرقدرتها
قرآن را با
خط زيبا طبع
ميكنند و به
اطراف ميفرستند
و با اين
حيلة
شيطاني
قرآن را از
صحنه خارج
ميكنند. ما
همه ديديم
قرآني را كه
محمدرضا خان
پهلوي طبع
كرد و عدهاي
را اغفال
كرد و بعض
آخوندهاي
بيخبر از
مقاصد
اسلامي هم
مداح او
بودند. و ميبينيم
كه ملك فهد
هر سال
مقدار زيادي
از ثروتهاي
بيپايان
مردم را صرف
طبع قرآن
كريم و
محالّ
تبليغاتِ
مذهبِ ضد
قرآني ميكند
و وهابيت،
اين مذهب
سراپا بياساس
و خرافاتي
را ترويج ميكند؛
و مردم و
ملتهاي
غافل را سوق
به سوي
ابرقدرتها
ميدهد و از
اسلام عزيز
و قرآن كريم
براي هدم
اسلام و
قرآن بهرهبرداري
ميكند.
ما مفتخريم
و ملت عزيز
سرتاپا
متعهد به
اسلام و
قرآن مفتخر
است كه
پيرو مذهبي
است كه ميخواهد
حقايق
قرآني، كه
سراسر آن از
وحدت بين
مسلمين
بلكه بشريت
دم ميزند،
از مقبرهها
و گورستانها
نجات داده
و به عنوان
بزرگترين
نسخة نجات
دهندة بشر
از جميع
قيودي كه
بر پاي و دست
و قلب و عقل
او پيچيده
است و او را
به سوي فنا
و نيستي و
بردگي و
بندگي
طاغوتيان
ميكشاند
نجات دهد.
و ما
مفتخريم كه
پيرو مذهبي
هستيم كه
رسول خدا
مؤسس آن به
امر خداوند
تعالي بوده،
و
اميرالمؤمنين
علي بن
ابيطالب،
اين بندة
رها شده از
تمام قيود،
مأمور رها
كردن بشر از
تمام اغلال
و بردگيها
است.
ما مفتخريم
كه كتاب
نهجالبلاغه
كه بعد از
قرآن
بزرگترين
دستور زندگي
مادي و
معنوي و
بالاترين
كتاب رهاييبخش
بشر است و
دستورات
معنوي و
حكومتي آن
بالاترين
راه نجات
است، از
امام معصوم
ما است.
ما مفتخريم
كه ائمة
معصومين،
از علي بن
ابيطالب
گرفته تا
منجي بشر
حضرت مهدي
صاحب زمان
ـ عليهم
آلاف
التحيات
والسلام ـ
كه به قدرت
خداوند
قادر، زنده
و ناظر امور
است ائمة
ما هستند.
ما مفتخريم
كه ادعية
حياتبخش كه
او را «قرآن
صاعد» ميخوانند
از ائمة
معصومين ما
است. ما به «مناجات
شعبانية»
امامان و «دعاي
عرفات»
ما مفتخريم
كه «باقرالعلوم»
بالاترين
شخصيت
تاريخ است
و كسي جز
خداي تعالي
و رسول ـ صليالله
عليه و آله
ـ و ائمة
معصومين ـعليهمالسلام
ـ مقام او را
درك نكرده
و نتوانند
درك كرد، از
ما است.
و ما
مفتخريم كه
مذهب ما «جعفري»
است كه فقه
ما كه درياي
بيپايان
است، يكي
از آثار اوست.
و ما مفتخريم
به همة
ائمة
معصومين ـ
عليهم
صلواتالله
ـ و متعهد به
پيروي
آنانيم.
ما مفتخريم
كه ائمة
معصومين ما
ـ صلوات
الله و سلامه
عليهم ـ در
راه تعالي
دين اسلام
و در راه
پياده كردن
قرآن كريم
كه تشكيل
حكومت عدل
يكي از
ابعاد آن
است، در حبس
و تبعيد به
سر برده و
عاقبت در
راه
براندازي
حكومتهاي
جائرانه و
طاغوتيان
زمان خود
شهيد شدند. و
ما امروز
مفتخريم كه
ميخواهيم
مقاصد قرآن
و سنت را
پياده كنيم
و اقشار
مختلفة ملت
ما در اين
راه بزرگِ
سرنوشتساز
سر از پا
نشناخته،
جان و مال و
عزيزان خود
را نثار راه
خدا ميكنند.
ما مفتخريم
كه بانوان
و زنان پير و
جوان و خرد و
كلان در
صحنههاي
فرهنگي و
اقتصادي و
نظامي
حاضر، و
همدوش
مردان يا
بهتر از آنان
در راه
تعالي
اسلام و
مقاصد قرآن
كريم
فعاليت
دارند؛ و
آنان كه
توان جنگ
دارند، در
آموزش
نظامي كه
براي دفاع
از اسلام و
كشور اسلامي
از واجبات
مهم است
شركت، و از
محروميتهايي
كه توطئة
دشمنان و
ناآشنايي
دوستان از
احكام
اسلام و
قرآن بر
آنها بلكه
بر اسلام و
مسلمانان
تحميل
نمودند،
شجاعانه و
متعهدانه
خود را
رهانده و از
قيد خرافاتي
كه دشمنان
براي منافع
خود به دست
نادانان و
بعضي
آخوندهاي
بياطلاع
از مصالح
مسلمين به
وجود آورده
بودند، خارج
نمودهاند؛
و آنان كه
توان جنگ
ندارند، در
خدمت پشت
جبهه به
نحو
ارزشمندي
كه دل ملت
را از شوق و
شعف به
لرزه درميآورد
و دل دشمنان
و جاهلان
بدتر از
دشمنان را
از خشم و غضب
ميلرزاند،
اشتغال
دارند. و ما
مكرر ديديم
كه زنان
بزرگواري
زينبگونه
ـ عليها سلامالله
ـ فرياد ميزنند
كه فرزندان
خود را از دست
داده و در
راه خداي
تعالي و
اسلام عزيز
از همه چيز
خود گذشته و
مفتخرند به
اين امر؛ و
ميدانند
آنچه به
دست آوردهاند
بالاتر از
جنات نعيم
است، چه
رسد به متاع
ناچيز دنيا.
و ملت ما
بلكه
ملتهاي
اسلامي و
مستضعفان
جهان
مفتخرند به
اينكه
دشمنان
آنان كه
دشمنان
خداي بزرگ
و قرآن كريم
و اسلام
عزيزند،
درندگاني
هستند كه از
هيچ جنايت
و خيانتي
براي مقاصد
شوم
جنايتكارانة
خود دست نميكشند
و براي
رسيدن به
رياست و
مطامع پست
خود دوست و
دشمن را نميشناسند.
و در رأس
آنان
امريكا اين
تروريست
بالذات
دولتي است
كه سرتاسر
جهان را به
آتش كشيده
و هم پيمان
او صهيونيست
جهاني
است كه
براي رسيدن
به مطامع
خود جناياتي
مرتكب ميشود
كه قلمها از
نوشتن و
زبانها از
گفتن آن
شرم دارند؛
و خيال
ابلهانة «اسرائيل
بزرگ»!
آنان را به
هر جنايتي
ميكشاند. و
ملتهاي
اسلامي و
مستضعفان
جهان
مفتخرند كه
دشمنان
آنها حسين
اردني اين
جنايت پيشة
دورهگرد، و
حسن و
حسني مبارك
هم آخور با
اسرائيل
جنايتكارند
و در راه
خدمت به
امريكا و
اسرائيل از
هيچ خيانتي
به ملتهاي
خود
رويگردان
نيستند. و ما
مفتخريم كه
دشمن ما
صدام عفلقي
است كه
دوست و
دشمنْ او را
به
جنايتكاري
و نقض حقوق
بينالمللي
و حقوق بشر
ميشناسند و
همه ميدانند
كه
خيانتكاريِ
او به ملت
مظلوم عراق
و شيخنشينان
خليج، كمتر
از خيانت به
ملت ايران
نباشد.
و ما و
ملتهاي
مظلوم دنيا
مفتخريم كه
رسانههاي
گروهي و
دستگاههاي
تبليغات
جهاني، ما و
همة
مظلومان
جهان را به
هر جنايت و
خيانتي كه
ابرقدرتهاي
جنايتكار
دستور ميدهند
متهم ميكنند.
كدام
افتخار
بالاتر و
والاتر از
اينكه
امريكا با
همة
ادعاهايش و
همة ساز و
برگهاي
جنگياش و
آنهمه
دولتهاي
سرسپردهاش
و به دست
داشتن
ثروتهاي بيپايانِ
ملتهاي
مظلوم عقبافتاده
و در دست
داشتن تمام
رسانههاي
گروهي، در
مقابل ملت
غيور ايران
و كشور حضرت
بقيةالله ـ
ارواحنا
لمقدمه
الفدا ء ـ
آنچنان
وامانده و
رسوا شده
است كه نميداند
به كه
متوسل شود! و
رو به هر كس
ميكند جواب
رد ميشنود! و
اين نيست
جز به
مددهاي
غيبي حضرت
باري تعالي
ـ جلَّت
عظمتُهـ كه
ملتها را
بويژه ملت
ايران
اسلامي را
بيدار نموده
و از ظلمات
ستمشاهي به
نور اسلام
هدايت
نموده.
من اكنون
به ملتهاي
شريف
ستمديده و
به ملت
عزيز ايران
توصيه ميكنم
كه از اين
راه مستقيم
الهي كه نه
به شرقِ
ملحد و نه به
غربِ ستمگرِ
كافر وابسته
است، بلكه
به صراطي
كه خداوند
به آنها
نصيب
فرموده است
محكم و
استوار و
متعهد و
پايدارْ
پايبند بوده،
و لحظه ] اي [
از شكر اين
نعمت غفلت
نكرده و
دستهاي
ناپاك عمال
ابرقدرتها،
چه عمال
خارجي و چه
عمال داخلي
بدتر از
خارجي،
تزلزلي در
نيت پاك و
ارادة
آهنين آنان
رخنه نكند؛
و بدانند كه
هرچه رسانههاي
گروهي عالم
و قدرتهاي
شيطاني غرب
و شرق اشتلم
ميزنند
دليل بر
قدرت الهي
آنان است و
خداوند بزرگ
سزاي آنان
را هم در اين
عالم و هم
در عوالم
ديگر خواهد
داد. «إنَّه
وليُّ
النِّعَم و
بِيَدِه
ملكوتُ كلِّ
شي ء ٍ».
و با كمال
جِد و عجز از
ملتهاي
مسلمان ميخواهم
كه از ائمة
اطهار و
فرهنگ
سياسي،
اجتماعي،
اقتصادي،
نظامي اين
بزرگ
راهنمايان
عالم بشريت
به طور
شايسته و به
جان و دل و
جانفشاني و
نثار عزيزان
پيروي كنند.
از آن جمله
دست از فقه
سنتي كه
بيانگر مكتب
رسالت و
امامت است
و ضامن رشد و
عظمت ملتها
است، چه
احكام
اوليه و چه
ثانويه
كه هر دو
مكتب فقه
اسلامي است،
ذرهاي
منحرف
نشوند و به
وسواس
خناسان
معاند با حق
و مذهب گوش
فرا ندهند و
بدانند قدمي
انحرافي،
مقدمة سقوط
مذهب و
احكام
اسلامي و
حكومت عدل
الهي است. و
از آن جمله
از نماز جمعه
و جماعت كه
بيانگر
سياسي نماز
است هرگز
غفلت
نكنند، كه
اين نماز
جمعه از
بزرگترين
عنايات حق
تعالي بر
جمهوري
اسلامي
ايران است.
و از آن جمله
مراسم
عزاداري
ائمة اطهار
و بويژه سيد
مظلومان و
سرور شهيدان،
حضرت ابيعبدالله
الحسين ـ
صلوات وافر
الهي و
انبيا و
ملائكةالله
و صلحا بر روح
بزرگ حماسي
او باد ـ هيچگاه
غفلت نكنند.
و بدانند
آنچه دستور
ائمه ـ
عليهمالسلام
ـ براي
بزرگداشت
اين حماسة
تاريخي
اسلام است
و آنچه لعن
و نفرين بر
ستمگران آل
بيت است،
تمام فرياد
قهرمانانة
ملتها است
بر
سردمداران
ستمپيشه
در طول
تاريخ الي
الابد. و ميدانيد
كه لعن و
نفرين و
فرياد از
بيداد بنياميه
ـلعنةالله
عليهمـ با
آنكه آنان
منقرض و به
جهنم
رهسپار شدهاند،
فرياد بر سر
ستمگران
جهان و زنده
نگهداشتن
اين فرياد
ستمشكن
است.
و لازم است
در نوحهها و
اشعار مرثيه
و اشعار ثناي
از ائمة حق
ـ عليهم
سلامالله ـ
بهطور
كوبنده
فجايع و
ستمگريهاي
ستمگران هر
عصر و مصر
يادآوري
شود؛ و در اين
عصر كه عصر
مظلوميت
جهان اسلام
به دست
امريكا و
شوروي و
ساير
وابستگان
به آنان و
از آن جمله
آل سعود،
اين خائنين
به حرم
بزرگ الهي
ـ لعنةالله
و ملائكته و
رسله عليهم
ـ است به
طور كوبنده
يادآوري و
لعن و نفرين
شود. و همه
بايد بدانيم
كه آنچه
موجب وحدت
بين مسلمين
است اين
مراسم
سياسي است
كه حافظ
ملّيت
مسلمين،
بويژه
شيعيان
ائمة اثني
عشر
و آنچه
لازم است
تذكر دهم آن
است كه
وصيت سياسي
ـ الهي
اينجانب
اختصاص به
ملت عظيمالشأن
ايران
ندارد، بلكه
توصيه به
جميع ملل
اسلامي و
مظلومان
جهان از هر
ملت و مذهب
ميباشد.
از خداوند ـ
عزوجل ـ
عاجزانه
خواهانم كه
لحظهاي ما
و ملت ما را
به خود
واگذار نكند
و از عنايات
غيبي خود به
اين
فرزندان
اسلام و
رزمندگان
عزيز لحظه ]
اي [ دريغ
نفرمايد. روح
الله
الموسوي
الخميني بسمالله
الرحمن
الرحيم
اهميت
انقلاب
شكوهمند
اسلامي كه
دستاورد
ميليونها
انسان
ارزشمند و
هزاران
شهيد جاويد
آن و آسيب
ديدگان
عزيز، اين
شهيدان
زنده است و
مورد اميد
ميليونها
مسلمانان و
مستضعفان
جهان است،
به قدري
است كه
ارزيابي آن
از عهدة قلم
و بيان
والاتر و
برتر است.
اينجانب،
روحالله
موسوي
خميني كه
از كرم عظيم
خداوند
متعال با
همة خطايا
مأيوس
نيستم و زاد
راه پرخطرم
همان
دلبستگي به
كرم كريم
مطلق است،
به عنوان
يك نفر طلبة
حقير كه
همچون ديگر
برادران
ايماني
اميد به اين
انقلاب و
بقاي
دستاوردهاي
آن و به ثمر
رسيدن هرچه
بيشتر آن
دارم، به
عنوان وصيت
به نسل
حاضر و
نسلهاي
عزيز آينده
مطالبي هر
چند تكراري
عرض مينمايم.
و از خداوند
بخشاينده
ميخواهم
كه خلوص
نيت در اين
تذكرات
عنايت
فرمايد.
1) ما ميدانيم
كه اين
انقلاب
بزرگ كه
دست
جهانخواران
و ستمگران
را از ايران
بزرگ كوتاه
كرد، با
تأييدات
غيبي الهي
پيروز گرديد.
اگر نبود دست
تواناي
خداوند
امكان
نداشت يك
جمعيت 36
ميليوني با
آن تبليغات
ضداسلامي و
ضد روحاني
خصوص در اين
صد سال اخير
و با آن
تفرقهافكنيهاي
بيحساب
قلمداران و
زبان
مُزدان در
مطبوعات و
سخنرانيها و
مجالس و
محافل
ضداسلامي و
ضدملي به
صورت مليّت،
و آنهمه
شعرها و بذلهگوييها،
و آنهمه
مراكز عياشي
و فحشا و قمار
و مسكرات و
مواد مخدره
كه همه و
همه براي
كشيدن نسل
جوان فعال
كه بايد در
راه پيشرفت
و تعالي و
ترقي ميهن
عزيز خود
فعاليت
نمايند، به
فساد و بيتفاوتي
در
پيشامدهاي
خائنانه،
كه به دست
شاه فاسد و
پدر بيفرهنگش
و دولتها و
مجالس
فرمايشي كه
از طرف
سفارتخانههاي
قدرتمندان
بر ملت
تحميل ميشد،
و از همه
بدتر وضع
دانشگاهها و
دبيرستانها
و مراكز
آموزشي كه
مقدرات
كشور به دست
آنان سپرده
ميشد، با به
كار گرفتن
معلمان و
استادان
غربزده يا
شرقزدة
صددرصد
مخالف
اسلام و
فرهنگ
اسلامي
بلكه ملي
صحيح، با
نام «مليت»
و «مليگرايي»،
گرچه در بين
آنان
مرداني
متعهد و
دلسوز
بودند، لكن
با اقليت
فاحش آنان
و در تنگنا
قرار
دادنشان
كار مثبتي
نميتوانستند
انجام دهند
و با اينهمه
و دهها مسائل
ديگر، از آن
جمله به
انزوا و عزلت
كشيدن
روحانيان و
با قدرت
تبليغاتْ به
انحراف
فكري كشيدن
بسياري از
آنان، ممكن
نبود اين
ملت با اين
وضعيت
يكپارچه
قيام كنند و
در سرتاسر
كشور با ايدة
واحد و فرياد
«الله اكبر» و
فداكاريهاي
حيرتآور و
معجزهآسا
تمام
قدرتهاي
داخل و خارج
را كنار زده
و خودْ
مقدرات
كشور را به
دست گيرد.
بنابراين
شك نبايد
كرد كه
انقلاب
اسلامي
ايران از
همة
انقلابها
جدا است: هم
در پيدايش و
هم در كيفيت
مبارزه و هم
در انگيزة
انقلاب و
قيام. و
ترديد نيست
كه اين يك
تحفة الهي
و هدية غيبي
بوده كه از
جانب
خداوند منان
بر اين ملت
مظلوم
غارتزده
عنايت شده
است.
2) اسلام و
حكومت
اسلامي
پديدة الهي
است كه با
به كار بستن
آن سعادت
فرزندان
خود را در
دنيا و آخرت
به
بالاترين
وجه تأمين
ميكند و
قدرت آن
دارد كه قلم
سرخ بر
ستمگريها و
چپاولگريها
و فسادها و
تجاوزها
بكشد و
انسانها را
به كمال
مطلوب خود
برساند. و
مكتبي است
كه برخلاف
مكتبهاي
غيرتوحيدي،
در تمام
شئون فردي
و اجتماعي و
مادي و
معنوي و
فرهنگي و
سياسي و
نظامي و
اقتصادي
دخالت و
نظارت دارد
و از هيچ
نكته، ولو
بسيار ناچيز
كه در تربيت
انسان و
جامعه و
پيشرفت
مادي و
معنوي نقش
دارد
فروگذار
ننموده است؛
و موانع و
مشكلات سر
راه تكامل
را در اجتماع
و فرد گوشزد
نموده و به
رفع آنها
كوشيده است.
اينك كه به
توفيق و
تأييد
خداوند،
جمهوري
اسلامي با
دست تواناي
ملت متعهد
پايهريزي
شده، و آنچه
در اين
حكومت
اسلامي
مطرح است
اسلام و
احكام
مترقي آن
است، بر ملت
عظيمالشأن
ايران است
كه در تحقق
محتواي آن
به جميع
ابعاد و حفظ
و حراست آن
بكوشند كه
حفظ اسلام
در رأس تمام
واجبات است،
كه انبياي
عظام از آدم
ـ عليه
السلام ـ تا
خاتمالنبيين
ـ صليالله
عليه و آله
و سلم ـ در
راه آن
كوشش و
فداكاري
جانفرسا
نمودهاند و
هيچ مانعي
آنان را از
اين فريضة
بزرگ
بازنداشته؛
و همچنين پس
از آنان
اصحاب
متعهد و ائمة
اسلام ـ
عليهم
صلوات الله
ـ با كوششهاي
توانفرسا تا
حد نثار خون
خود در حفظ
آن كوشيدهاند.
و امروز بر
ملت ايران،
خصوصاً، و بر
جميع
مسلمانان،
عموماً،
واجب است
اين امانت
الهي را كه
در ايران به
طور رسمي
اعلام شده
و در مدتي
كوتاه
نتايج
عظيمي به
بار آورده،
با تمام
توان حفظ
نموده و در
راه ايجاد
مقتضيات
بقاي آن
و رفع موانع
و مشكلات آن
كوشش
نمايند. و
اميد است كه
پرتو نور آن
بر تمام
كشورهاي
اسلامي
تابيدن
گرفته و
تمام
دولتها و
ملتها با
يكديگر
تفاهم در
اين امر
حياتي
نمايند، و
دست
ابرقدرتهاي
عالمخوار و
جنايتكاران
تاريخ را تا
ابد از سر
مظلومان و
ستمديدگان
جهان كوتاه
نمايند. |