پرتوى از بيانات حضرت امام پيرامون تسخير لانه جاسوسى توسط دانشجويان                 


پرتوى از بيانات حضرت امام پيرامون تسخير لانه جاسوسى

توسط دانشجويان

تسخير لانه جاسوسى

            سفارتخانه‏ها حق ندارند كه جاسوسى كنند، توطئه بكنند و اينها جاسوسى مى‏كردند. ملتى كه براى خدا قيام كرده و شهادت طلب مى‏كند از هيچ نمى‏ترسد.

            ما مدعى هستيم كه اينجا سفارتخانه نيست، اصلش قضيه سفارت در كار نبوده و ما مدعى هستيم كه اين آدمهايى كه در اينجا بودند، اينها اجزاء سفارتخانه نبودند، به اسم سفارتخانه شما يك چيزى درست كرديد كه لانه جاسوسى است و بيايند ببينند كه آيا اين چيزهايى كه در اين سفارتخانه هست، اينها اسباب دست جاسوسهاست‏يا وسايلى است كه سفارتخانه لازم دارد؟

            ما كه مركز جاسوسى را گرفتيم نه سفارتخانه را اينها اگر هم يك وقت‏بى عقلى كنند و فرض كنيد بريزند به ايران، اين جوانهاى ما آنها را با چنگ و دندان از بين مى‏برند، نمى‏گذارند اينها يكيشان هم بروند. اگر هم اين كارى كه كرده بود رسيده بود به آنجايى كه بيايند در تهران و بيايند در اين لانه جاسوسى آن وقت مى‏فهميدند كه با چه اشخاصى طرف هستند. در هر صورت من از شماها تشكر مى‏كنم كه خودتان بدون اينكه غير از خدا يك كسى وادارتان بكند (اين چيزى است كه از مبدا الهى جوشش پيدا كرده) خودتان وارد اين ميدان شديد.

            اين دفعه دومى است كه آقاى پاپ براى من كاغذ مى‏دهند و اشخاص را مى‏فرستند. دفعه اول براى آن لانه جاسوسى بود كه جوانهاى عزيز ما اطلاع پيدا كردند كه اين مركزى كه در ايران به اسم سفارت امريكا هست‏سفارتخانه نيست و اشخاصى كه در آنجا هستند اشخاص ديپلمات نيستند بلكه جاسوسانى هستند كه در مركز جاسوسى متمركز هستند و براى ضرر ملت ما، و كشور ما در آنجا مجتمع هستند و آقاى پاپ شايد ندانسته توصيه كردند براى آنها و من در آن وقت مفصل تنبهاتى به ايشان دادم.

            ما بايد هر چه فرياد داريم به سر اينها بزنيم و امروز كه سالروز لانه جاسوسى است، من به ملتمان تبريك عرض مى‏كنم و اين عملى كه دوستان اسلام، مجاهدين اسلام انجام دادند، اگر اين لانه جاسوسى در اينجا بود، شايد ايران را به تباهى مى‏كشيد.

            دانشجويان مسلمان و مبارزى كه لانه جاسوسى را اشغال كرده‏اند با عمل انقلابى خودشان ضربه‏اى بزرگ بر پيكر امريكاى جهانخوار وارد نمودند و ملت را سرافراز كردند.

 

پيام امام خمينى به مناسبت‏سيزده آبان (روز دانش‏آموزان)

بسم الله الرحن الرحيم

            روز سيزده آبان، روز هجوم وحشيانه رژيم منحوس به دانشگاه و كشتار دسته جمعى دانشجويان عزيز ماست.

            رژيم مخالف با تمام مظاهر تمدن و پيشرفت كشور، يك روز به مدرسه فيضيه و مدارس علوم اسلامى در سراسر ايران حمله ور مى‏شد و يك روز به دانشگاه تهران و مدارس و دانشگاههاى سراسر ايران، اين مراكز دانش و دانشمندان. اكنون كه سالروز حمله به دانشگاه است، براى پيوستگى بيشتر لازم است روحانيون عزيز قم و تهران و ساير شهرستانهاى نزديك به تهران در مراسمى كه در دانشگاه تهران است، شركت نمايند و همچنين روحانيون تمام شهرهاى ايران در دانشگاه هر نقطه از ايران كه بدين مناسبت مجلس بزرگداشتى برقرار كرده‏اند، شركت نمايند و با حضور در دانشگاههاى سراسر ايران و پيوستن به دانش آموزان و دانشجويان و استادان عزيز، توطئه هاى جدايى افكنانه بين اين دو نيروى مترقى را خنثى كنند.

            دشمنان ما در هر فرصت‏خصوصا در اين روز از هيچ توطئه‏اى دست‏بردار نيستند و با هر وسيله ممكن مى‏خواهند آرامش را از ملت عزيز سلب كنند.

            بر دانش آموزان دانشگاهيان و محصلين علوم دينيه است كه با قدرت تمام حملات خود را عليه امريكا و اسرائيل گسترش داده و امريكا را وادار به استرداد اين شاه مخلوع جنايتكار نمايند و اين توطئه بزرگ را بار ديگر شديدا محكوم كنند. بر دانش آموزان، دانشگاهيان و محصلين علوم دينيه است كه با تمام نيرو وحدت خويش را حفظ و از انقلاب اسلامى خود طرفدارى نمايند و بر ملت است كه از اين دو جناح عزيز با تمام قدرت پشتيبانى كنند. دست‏خدا به همراه همگى باد.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

روح الله الموسوى الخمينى

10/8/58

            بر دانش آموزان و دانشجويان عزيز و اساتيد و معلمان متعهد است كه با تمام توان و قدرت در شناسايى عوامل فساد كوشش كنند و محيط آموزش و پرورش را از لوث وجود آنان پاك نمايند.

            از خداوند متعال بيدارى و هشيارى هر چه بيشتر نسل جوان را خواستار و رشد و تعالى علمى و اخلاقى آنان را خواهانم.

            دانش آموزان عزيز با كمال دقت و بيطرفى اعمال و كردار دبيران و معلمين را زير نظر بگيرند كه اگر خداى نكرده در يكى از آنان انحرافى ببينند بلافاصله به مقامات مسئول گزارش نمايند و خود دبيران و معلمين با هشيارى مواظب همكاران خود باشند تا اگر بعضى از آنان خواستند افكار انحرافى خود را در خلال تدريس به فرزندان ميهن اسلاميمان القا كنند، از آنان جلوگيرى نمايند و در صورتى كه فايده‏اى نبخشيد، با قاطعيت مطلب را با مسئولان در ميان بگذارند.

            بايد توجه داشته باشيد كه نفوذ منافقين و ديگر خرابكاران و افراد منحرف در دبيرستانها و ديگر مراكز تعليم و تربيت موجب تباهى اسلام است و مسئول آن، همه دست‏اندركاران امور تربيتى مخصوصا دبيران و معلمان و دانش‏آموزان حزب اللهى مى‏باشند.

            دانش آموزان بايد سعى كنند تاريخ انقلاب اسلاميمان را و نقش وحدت بين خودشان و دانشگاهيان را با روحانيون بياموزند، زيرا اگر روحانيون شما را و شما روحانيون را بشناسيد و با هم تفاهم كنيد، مطمئن باشيد كه جناحهاى غربزده و شرقزده از منافقان و چپگرايان و ديگر خرابكاران و منحرفان بر شما و كشور اسلاميتان طمع نخواهند كرد، و اگر هم طمع كنند، با شكست قطعى مواجه خواهند شد.

دانشجو

            اى قشرهاى روشنفكر و اى قشرهاى نويسنده، قلمها و گفتار خودتان را در راه اين مستضعفين صرف كنيد، اى دانشمندان ما، اى دانشجويان ما، اى فرهنگيان ما، اى دانشگاهيان ما، اجتماعات خودتان را براى راه اين مستضعفين تقويت كنيد، شما بوديد كه اينهمه خدمت كرديد و اينهمه خون داديد و اينهمه حبس رفتيد و اينهمه زجر كشيديد براى خلاصى از يوغ دشمنان، خلاصه از چپاولگرى چپاولگران، نگذاريد زحمات خودتان هدر برود، قلمها را در راه خدمت‏به اين خلق به كار بيندازيد، گفتار را در راه خدمت‏به مستضعفين و اعمال را در خدمت‏به مستضعفين.

            دانشجويان عزيز كه پيشروان انقلاب وان‏شاء الله كسانى هستند كه مقدرات كشور ما بعد ازاين در دست آنهاست دانشجويان عزيزى كه در اين انقلاب همدوش همه برادران در راه اسلام قدم برداشته‏اند خوش آمدند. عزيزان من پيش من رهبرى مطرح نيست، برادرى مطرح است، خداى تبارك و تعالى در قرآن كريم ما را برادر خوانده است. " انما المومنون اخوه" در اسلام رهبرى مطرح نيست، اصلا بزرگان اسلام ما هم در عين حالى‏كه رهبرهاى معنوى بودند مع ذالك پيششان مطرح نبوده است اين معانى، من خدمتگزار شما باشم بهتر است تا اسم رهبرى،

            شما دانشجوهاى عزيز، خودتان درصدد اين باشيد كه از غربزدگى بيرون بياييد. اين گمشده خودتان را پيدا كنيد، گمشده شما خودتان هستيد، شرق خودش را گم كرده و شرق بايد خودش را پيدا بكند. آنها در صددند كه به هر ترتيب شده است‏خودشان را به ما تحميل كنند و شما بايد مقاومت كنيد.

            مقام معلم و مقام دانشجو كه بايد مغز متفكر يك ملت را تشكيل بدهد، از امورى است كه بايد به آن توجه زياد بشود و وظيفه معلم و دانشجو مشخص باشد تا ان‏شا الله بر آن طريقى كه اسلام مى‏خواهد و مقام انسانيت اقتضا مى‏كند، از همان طريق راه بروند و طى مقامات را بكنند و به آنجايى برسند كه انسان شوند.

            دانشجويان ما بايد خودشان اول توجه بكنند كه رفتار خودشان، كردار خودشان، گفتار خودشان همه اينها منطبق با موازين اسلامى و اخلاقى باشد تا اينكه اگر مردم را دعوت كرديد. به اسلام و بايد هم دعوت بكنيد، حرف شما مخالف با عمل شما نباشد. خودتان يك وضعى نداشته باشيد كه وقتى بگوييد، مسخره كنند كه آقا خودش فلان است و ما را دعوت به چه مى‏كند.

            از شما دانشجوهاى عزيز كه اميد آينده كشور اسلامى هستيد تشكر مى‏كنم كه تشريف آورديد در اين روز سرد و با شما ملاقات مى‏كنم. شما مى‏دانيد كه هر چه از خوبيها و بديها براى يك ملتى تحقق پيدا مى‏كند، وابستگى يا استقلال، در قيد و بند بودن و اختناق يا آزادى، تابع تربيتهاى دانشگاهى است. آنچه كه دانشگاه در يك كشورى نقش دارد از امور مهمه‏اى است و نقش بزرگى دارد كه اين نقش بزرگ را اگر ايفا كند و به طور صحيح ايفا كند، كشور را به مقصد اعلاى خودش مى‏رساند.

            اين كارى كه شما دانشجوهاى عزيز داريد و آن كار توجه به مسائل اسلامى دانشگاه، از امور بسيار با اهميت و ارزشمند است و از آن طرف بسيار با مسئوليت.

            جوانان متعهد در طول تاريخ به خصوص دانشجويان مسلمان در نسل حاضر و در نسلهاى آينده سرمايه‏هاى اميدبخش اسلام و كشورهاى اسلامى هستند. اينان‏اند كه با تعهد و سلاح و استقامت و پايدارى مى‏تواند كشتى نجات امت اسلامى و كشورهاى خود باشند و اين عزيزان‏اند كه استقلال و آزادى و ترقى و تعالى ملتها مرهون زحمات آنان است و اينان‏اند كه هدف اصلى استعمار و استثمارگران جهان‏اند و هر قطبى درصدد صيد آنان است و با صيد آنان است كه ملتها و كشورها به تباهى و استضعاف كشيده مى‏شوند.

            و اكنون اى جوانان عزيز! و اى دانشجويان و دانشمندان! و اى اميد امروز و فرداهاى امت و اسلام! امانت‏بزرگ استقلال و آزادى كه از دام دو قطب شرق و غرب با مجاهدت و فداكارى ملت عظيم‏الشان ايران به دست آمده است، به شما عزيزان سپرده شده و مسئوليت‏بزرگى به عهده همه گذاشته است، همه ملت‏به خصوص دانشجويان مسلمان كه رهبران آينده هستند، مسئول نگهبانى از اين امانت‏بزرگ الهى مى‏باشند.

دانشگاه

            دانشگاه بايد عالم درست كند، دانشگاه بايد اشخاصى را درست كند كه مملكت‏خودش را اداره كند از حيث علميت، اداره كند از حيث فرهنگ، نه اينكه غايت آمال اين باشد، يك چيزى دستش بيايد برود تو يك اداره‏اى بنشيند مهمل.

            بايد شماهايى كه اهل دانشگاه و تربيت و اهل تعليم هستيد، جوانها را تربيت كنيد و تعليم، همراه تعليم، تربيت‏باشد. خداوند ان‏شاءالله همه‏تان را حفظ كند، همه موفق باشيد مويد باشيد. من تا آنقدر كه هستم خدمت مى‏كنم به شما، آنقدر كه مى‏توانم، البته من كه نمى‏توانم خدمت صحيح بكنم آنقدر كه مى‏توانم مى‏كنم.

            بايد دانشگاه اسلامى بشود تا علومى كه در دانشگاه تحصيل مى‏شود در راه ملت و در راه تقويت ملت و با احتياج ملت همراه باشد.

معنى اسلامى شدن دانشگاه اين است كه استقلال پيدا كند و خودش را از غرب جدا كند.

            عزيزان من! ما از حصر اقتصادى نمى‏ترسيم، ما از دخالت نظامى نمى‏ترسيم، آن چيزيى كه ما را مى‏ترساند وابستگى فرهنگى است (تكثير حصار) ، ما از دانشگاه استعمارى مى‏ترسيم.

            از خداوند تعالى سعادت ملت اسلام را و سعادت جوانها را خواستارم و اميدوارم كه همانطورى كه پيشنهاد شده است. دانشگاهها را از همه عناصر تخليه كنند و از همه وابستگيها تخليه كنند تا اينكه ان‏شاءالله يك دانشگاه صحيح، اخلاقى اسلامى، فرهنگ اسلامى تحقق پيدا بكند.

            ما انقلاب دانشگاه را از محصولش بايد بفهميم، اگر ان‏شاءالله بعد از چند سالى ديگر محصول، محصولى شد انسانى، محصولى شد اسلامى، محصولى شد كه براى كشور خودشان زحمت مى‏كشند و كار مى‏كنند، مى‏فهميم تحول پيدا شده.

دنيا را دانشگاه به فساد كشانده است و دنيا را دانشگاه مى‏تواند به صلاح بكشد.

منشا همه سعادتها، مادى و معنوى، از دانشگاه است.

همه چيز ما در دانشگاه است. همت كنيد با هم دانشگاه را اصلاح كنيد.

            بايد همه اشخاصى كه علاقه دارند به اين كشور، علاقه دارند به اسلام، علاقه دارند به اين ملت توانشان را روى هم بگذارند براى اصلاح دانشگاه، خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه‏اى بالاتر است.

            دانشگاه دو راه دارد: راه جهنم و راه سعادت، راه ذلت و مسكنت و نو كرمابى و امثال اينها و راه عظمت و عزت و بزرگ منشى.

            شما بايد كوشش كنيد و دانشگاه را اصلاح كنيد و احساس كنيد كه اسلام است كه مى‏تواند دانشگاه را اصلاح كند.

اگر دانشگاه اصلاح شد، كشور اصلاح مى‏شود.

دانشگاه را ببريد طرف اسلام، الهى‏اش كنيد.

            دانشگاه را بايد شما رو به خدا ببريد، رو به معنويت‏ببريد و همه درسها هم خوانده بشود، همه درسها هم براى خدا خوانده بشود. اگر اين را توانستيد كه شما براى اين كار برويد و اين كار را بكنيد در كارتان موفقيد، چه برسيد به مقصدتان، چه نرسيد به مقصدتان.

پيام امام خمينى در مورد گروگانها و تصرف لانه جاسوسى امريكا

            ملت ايران در مقابل اين خاندان كثيف و امريكا و عمال آنان دست از مبارزات بر حق خويش برنمى‏دارد و نخواهد برداشت.

            دولت ايران و جناب آقاى رئيس جمهور تمام كوشش و سعيشان را در استرداد شاه خائن و اخذ اموال ملت ايران از او بنمايند كه ملت دلير دست ازاين خواست‏بر حقشان برنمى‏دارند و قدمى به عقب نمى‏گذارند.

            يكى از آثار اين خواست تصرف لانه جاسوسى بود كه مورد تاييد ملت قرار گرفت و چيزى جز عكس‏العمل جنايات دولت امريكا نمى‏تواند باشد اكنون كه كميسيون بررسى و تحقيق در مداخلات گذشته امريكا در امور داخلى ايران از طريق رژيم شاه سفاك، توسط جناب آقاى رئيس جمهورى و شوراى انقلاب اسلامى ايران تحقق مى‏پذيرد. جنايات آنان به اثبات خواهد رسيد.

            لازم است در آن روز ، معلولين عزيز و قهرمانان انقلاب ما در اين مجمع حضور يابند و خانواده شهدا، طومارهاى جنايات شاه و امريكا را به محكمه بفرستند.

            همانطور كه بارها گفته‏ام ما خواستار استرداد شاه و اموال ملت از او مى‏باشيم. دانشجويان مسلمان و مبارزى كه لانه جاسوسى را اشغال كرده‏اند با عمل انقلابى خودشان ضربه‏اى بزرگ بر پيكر امريكاى جهانخوار وارد نمودند و ملت را سرافراز كردند ولى از آنجا كه درآينده نزديك نمايندگان مردم در مجلس شوراى اسلام اجتماع مى‏نمايند. با نمايندگان مردم است تا نسبت‏به آزادى گروگانها و امتيازاتى كه در قبال آن بايد بگيرند تصميم گيرند زيرا اين مردم‏اند كه بايد در جريانات سياسى دخالت داشته باشند; البته تا تشكيل مجلس شوراى اسلامى، شوراى انقلاب و جناب رئيس جمهور كوشش خودشان را درباره برگرداندن شاه و اموال ملت و جريانات سياسى كه زمينه اينگونه خواستها را فراهم مى‏كند، مبذول دارند از خداوند متعال نصرت اسلام و شكست دشمنان اسلام را خواستارم.

( چهارم اسفند 1358)

 

سخنرانى مهم حضرت امام درباره اشغال لانه جاسوسى آمريكا در جمع

دانشجويان دانشكده اقتصاد دانشگاه اصفهان و گروه فنى اعزامى به پاكستان

           

            شما مى‏بينيد كه الان مركز فساد امريكا را جوانها رفته‏اند گرفته‏اند و امريكاييهايى هم كه در آنجا بودند گرفتند و آن لانه فساد را به دست آوردند و امريكا هم هيچ غلطى نمى‏تواند بكند و جوانها مطمئن باشند كه آمريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند، بيخود صحبت اينكه اگر دخالت نظامى، مگر امريكا مى‏تواند دخالت نظامى در اين مملكت‏بكند؟ امكان برايش ندارد، تمام دنيا توجهشان الان به اينجاست. مگر امريكا مى‏تواند مقابل همه دنيا بايستد و دخالت نظامى بكند؟ غلط مى‏كند دخالت نظامى بكند. نترسيد، نترسانيد. همين تعبيرى كه جوانهاى ما از روى باز احساسات جوانى كردند كه اگر چنانچه امريكا بخواهد دخالت نظامى بكند ما چه خواهيم كرد. اصلا اين اگرش را هم نبايد بگويند. امريكا عاجز از اين است كه دخالت نظامى در اينجا بكند، اينها يك مسائلى در پيششان است، يك مطالبى در پيششان است كه روى آن مطالب گرفتاريهايى دارند، نمى‏توانند اين كارها را بكنند. اگر آنها مى‏توانستند دخالت نظامى بكنند، شاه را نگه مى‏داشتند. با تمام قدرتشان، قدرتهاى تبليغى چيز كردند كه نگش دارند و ملت ما اعتنا نكرد به آن و نه تنها او، همه قدرتها پشت‏سر هم ايستاده بودند كه نگه دارند شاه را و نتوانستند نگه دارند براى اينكه ملت ما يك چيزى را كه خواست نمى‏شود مقابل ملت‏بايستد كسى و چه بكند. هيچ ابدا. اين مطلب را اصلا جوانهاى ما پيش نياورند اين مطلب را كه دخالت نظامى، آنها هميشه دخالتهايشان دخالتهاى شيطنتى است، توطئه است. آنها اگر بخواهند يك كارى هم بكنند، وادار مى‏كنند جوانهاى ما را كه آنها تظاهر بكنند و در تظاهر اعمال آنها بيايند درگيرى بكنند يا اينها و يك غائله راه بيندازند كه ما نتوانيم يك محيط آزاد پيدا بكنيم، يك محيط آرام پيدا كنيم و مسائلى را كه مى‏خواهيم طرح بكنيم و مى‏خواهيم ايجاد بكنيم، بتوانيم. آنها از اين راه شيطنتها پيش مى‏آيند. آنها شيطانهايشان را پيش همين جوانهاى صافدل عزيز مى‏فرستند تبليغات مى‏كنند. مى‏نويسند به ديوار چه مى‏كنند، عده. عده. يك وقت مى‏بينيد كه يك عده جوان را راه انداختند توى خيابانها به يك تظاهراتى. تظاهرات بحق لكن آنها از همين تظاهرات بحق مى‏خواهند استفاده ناحق بكنند.

            همين قضيه‏اى كه الان قضيه روز است در دنيا. قضيه قضيه سفارت امريكا يعنى نه سفارت، محل توطئه آمريكا جوانها كشف كردند خيلى از چيزهايش را در همين قضيه ديشب به ما اطلاع دادند كه زمزمه است در تبريز و در تهران و در بعضى جاهاى ديگر كه يك تظاهراتى بكنند براى پشتيبانى از آقاى مهندس بازرگان. خوب همين قضيه را آنها خواستند (حالا نمى‏دانم موفق بشوند يا نه) خواستند كه يك همچو چيزى درست‏بكنند بعد كم كم اين را بكشانند به يك جايى كه مثلا سفارت عراق هست‏بريزند بشكنند، سفارت - فرض كنيد كه - افغانستان هست‏بريزند بشكنند كه مملكت ايران را موجه كنند با همه ممالك. آن شياطين يك همچو نقشه‏هايى دارند. جوانهاى ما بايد بيدار بشوند كه تحت تاثير اينها واقع نشوند، اينها كه مى‏گويند تظاهر بكنيد. مگر آقاى بازرگان با شوراى انقلاب مخالفتى دارند؟ اينها همه و همه يك باب است منتها آقاى بازرگان يك قدرى خسته شده بودند، يك قدرى - عرض كنم - عذرهايى داشتند و گفتند كه حالا من كنار باشم، لكن نه اين است كه حالا ايشان كه كنار هست ديگر آقاى بازرگان دخالتى در امور ندارد، ايشان يكى از آن اشخاصى است كه مورد احترام همه است. خيال نكنند كه يك بى‏احترامى به ايشان شده است، نخير مورد احترام است و براى خاطر يك امرى كه ملت هم قبول دارند، نيفتند توى خيابانها راه بيندازند يك چيزى كه آنها كه مى‏خواهند يك بازى درست كنند، يك وقتى يكى را بزنند بكشند. يك دو تا شعار از (شما اگر يادتان باشد من نبودم در اينجا لكن براى من نقل مى‏كردند. اين دسته‏جاتى كه در قم آن وقت‏بر ضد رژيم سابق شعار مى‏دادند، اينها شعار آرام مى‏دادند، يكدفعه مى‏ديدند كه از اينجا يك كسى يك چيزى انداخت‏يك شيشه‏اى را شكست، يك بانكى را شكست، يك جايى را خراب كرد، گاهى يكى آدمى راكشت، مى‏ريختند به جان هم، يك كشتار پيدا مى‏شد زياد. آنها روى حساب، هميشه روى نقشه حساب مى‏كنند و اينطور كارها را مى‏كنند، قضيه دخالت نظامى ابدا مطرح نيست، دخالت‏هاى توطئه‏گرى اينطورى يعنى از قواى خود ما استفاده مى‏كنند، قوه خودشان را از آن استفاده نمى‏كنند، در اين ممالك از قواى خود ما استفاده مى‏كنند. خوب شما كردستان را ببينيد كه اينها از چه استفاده مى‏كنند، يك نفر سرباز امريكايى نمى‏آيد آنجا يك كارى بكند، آنها با شيطنت استفاده مى‏كنند از خود اين افرادى كه يا وابسته هستند به آنها يا اعوجاج دارند، آن وقت اين دست دومى‏ها كه اعوجاج دارند، از ساده‏دلى بعضى از كردها استفاده مى‏كنند، با آنها يك - چيز - صحبت مى‏كنند منتشر مى‏كنند كه بنا دارند كه تمام كردستان را بكوبند. اين ارتش ايران كه رفته آنجا براى اينكه جلوگيرى كند از اينكه آنها دارند مى‏كشند و سر مى‏برند و اذيت مى‏كنند، فورا آنها دنبالش برمى‏دارند مى‏نويسند كه ما مى‏خواهيم; يعنى دولت ايران مى‏خواهد كه كردها را بكوبد. آن رفته كه كردها را حفظ بكند اينها مى‏گويند رفته كردها را بكوبد.

            اين اشخاصى كه هى فدايى خلق خودشان را معرفى مى‏كنند، من كه در اين چيزهائى كه براى پشتيبانى از اين جوانها بود كه آنجا را گرفتند، به گوش من نخورد كه اينها پشتيبانى كرده باشند. اگر اينها امريكايى نيستند، چطور پشتيبانى نكردند از اينها؟ اگر اينها مال شوروى هستند خودشان يا خير ملى هستند. آدمى كه ملى است، با امريكا خوب دشمن است همانطورى كه همه ملت ما دشمن شماره اول خودش را امروز امريكا مى‏داند. براى اينكه دشمن شماره اول ما را برده است امريكا نگه داشته است. آن وقت هم كه آن بود، دشمن شماره يك ما آنها بودند اينها اذناب آنها بودند، اينها كسانى بودند كه ماموريت داشتند براى وطنشان، يعنى ماموريت داشتند كه اين وطن را نگذارند كه يك قدم جلو برود. مايى كه و شمايى كه و ملت ما كه دشمن شماره يكش را امريكا مى‏داند و حالا هم كه جوانها رفتند آنها را گرفتند ديدند كه مركز توطئه بوده آنجا، به گوش من نخورد كه از اين فداييان خلق يك پشتيبانى از اينها شده باشد.

(تاريخ سخنرانى 16 آبان 1358)

دلايل تبعيد از كلام امام

سئوال: آيا دلايل تبعيد خودتان را مى‏توانيد تشريح كنيد؟

            جواب: پانزده سال قبل كه شاه قصد داشت‏به دستور امريكا لايحه مصونيت مستشاران امريكايى را به تصويب مجلسين برساند، من اين خيانت‏شاه را نسبت‏به ملت ايران، در طى يك سخنرانى و صدور يك اعلاميه محكوم نمودم و ملت ايران را از اين سياست استعمارى امريكا مطلع ساختم كه پس از چند روز مرا از ايران پس از آنكه شبانه به منزلم در قم حمله كردند، دستگير و سپس به تركيه تبعيد نمودند و در آنجا هم دولت تركيه تحت فشار افكار عمومى از دولت ايران خواست كه محل تبعيد مرا كشورى غير از تركيه قرار دهد كه سر انجام به عراق تبعيد شدم و در آنجا پس از حدود پانزده سال، دولت عراق تحت فشار شاه مخالفت‏خود را با فعاليتهاى اسلامى من عليه رژيم سلطنتى و شاهنشاهى ابراز كرد و از اين جهت تصميم گرفتم كه به كويت كه يك كشور اسلامى است‏بروم تا در آنجا در مورد محل اقامتم تصميم بگيرم و با داشتن ويزاى آن كشور، دولت كويت از ورود من به آن كشور جلوگيرى نمود و به ناچار به فرانسه آمدم، اقامت من در اينجا نيز موقتى است.

(تاريخ مصاحبه: 14 آذر 1357)

مصاحبه خبرنگار روزنامه فرانسوى لوموند (اريك رولو) با امام خميني (ره)

            سئوال: شما موضع دانشجويان ايرانى را تاييد كرديد، آيا نگهدارى گروگانها با قوانين اسلامى مطابقت دارد، حتى در موقع جنگ؟

            جواب: آنجا من به شما گفتم مثل اينكه اشتباه به شما رسيد و شايد باز اين اشتباه را دستگاههاى تبليغات صهيونيستى كرده باشند. آنچه من گفتم اين بود كه ما نمى‏توانيم ملتى را كه اينقدر از امريكا ضربه ديده، اگر چنانچه امريكا شاه را نگه دارد و اين امر طولانى شود يا بخواهد مملكت ما را بمباران كند، ما نمى‏توانيم جوانان را كنترل كنيم. مردم ما پنجاه سال است كه از امريكا ضربه خورده‏اند. ممكن است كه جوانهاى ما اينجاها را خودشان به هم بزنند. من اينطور گفتم، نه اينكه ما ابتدائا اين كار را مى‏كنيم. الان هم آنها در كمال خوشى و آسايش هستند و تبليغات آقاى كارتر بر خلاف اين است لكن واقع اين است. من فرستادم تحقيق كردم، به گروگانها هيچ صدمه‏اى نرسيده است و اسلام با همه مردم دنيا مى‏خواهد با خوبى رفتار كند. بله، اسلام با كسانى كه توطئه گر هستند و بخواهند برخلاف مصالح مسلمين و مصالح بشر عملى بكنند با آنها هم سختگرى مى‏كند.

( تاريخ مصاحبه: 9 آذر 1358)

مصاحبه با خبر نگاران در 27 آبان ماه 1358

            سئوال: آيا حضرتعالى هنوز مى‏فرماييد كه اگر شاه به ايران بازنگردد گروگان‏هاى امريكايى آزاد نخواهند شد؟

            جواب: بسم الله الرحمن الرحيم. اين مسئله مربوط به ملت است. سى و پنج ميليون ملت ما خواستشان اين است و بايد ما بررسى كنيم راجع به اينكه چرا ملت ما مى‏خواهد كه شاه بيايد و تا نيايد دست از اين گروگانها برداشته نخواهد شد و چرا كارتر اينقدر اصرار دارد، قضيه اين نيست كه شاه بيايد ايران، ملت ما شاه را كه دشمن خودش مى‏داند مى‏خواهد چه بكند. يك تحفه‏اى نيست‏براى ملت ما كه بخواهد او را در موزه نگه دارد، بلكه مطلب اين است كه دو جهت هست كه ملت ما مى‏خواهند شاه بيايد و ما اصرار داريم، كه اين دو جهت‏يكيش اهميتش بيشتر از ديگرى است. يك جهت راجع به اينكه ما ملتى هستيم كه الان اقتصادمان خيلى قوى نيست و داراييهاى ايران، بسيار در دست‏شاه مخلوع و بستگان اوست و اين در بانكهاى امريكا و ساير كشورها متمركز است. و اينها همه مال ملت است و اينكه ما اصرار داريم شاه را بياوريم براى اين است كه معلوم بشود كه اين اموال فقرا كه در دست اينها و عمال اينها هست در كجاها هست و بايد برگردد به ملت و مطلبى كه اهميتش بيشتر از اين است. اين است كه ما مى‏خواهيم او بيايد و ما ريشه اين جناياتى كه اين شخص در طول سى‏و هفت‏سال تقريبا به ايران كرده است و اين خيانتهايى كه به ايران كرده است و اين آدمكشيهاى دستجمعى كه كرده است ما به دست‏بياوريم كه اين با امر كى بوده. يك انسان، يك آدم كه مى‏خواهد در يك مملكتى حكومت كند بى‏جهت اينقدر جنايت نمى‏كند. اين عامل اشخاصى بوده است. خود ايشان هم مى‏گويد من مامور بودم براى وطنم. ما مى‏خواهيم آن امر را پيدا بكنيم كه آنكه امر كرده است كه ايشان در وطنش اينهمه جنايت‏بكند كيست و چه اشخاصى هستند؟ از اين جهت ملت ما اصرار دارد به اينكه اين آدم بيايد و اين دو مطلب ثابت‏بشود در محاكمه. محكمه هر جور حكم كرد عمل بشود. و اما اينكه كارتر اصرار دارد به اينكه ايشان نيايد، بايد ما ببينيم كه اين از باب اين است كه آقاى كارتر بشر دوست است و حس انساندوستى اين آقا، اين آقاى كارتر او را وادار كرده است كه اينقدر اصرار بكند و در مقابل ملتهاى اسلامى بايستد و ارعاب بكند و آنهمه مطالب پيش بيايد و منطقه را به خطر بيندازد، اين براى اين است كه يك آدمى است انساندوست و براى انساندوستى - كه - اين نحو مى‏كند؟ ما در آقاى كارتر اين انساندوستى را سراغ نداريم براى اينكه از اعمال ايشان معلوم است كه ايشان اين حس را ندارند. كسى كه يك جانى را در حفظ خودش و حمايت‏خودش به عنوان انساندوستى نگه مى‏دارد نبايد در ممالك بسيار، اينقدر جنايتها را و اينقدر آدمكشيها را علت‏باشد. اين آدم انساندوست نيست و حس انساندوستى اين چيز را نكرده است. اگر در ايشان حس انساندوستى بود. سى و پنج ميليون انسانهايى كه در ايران بودند كه يكيشان هم محمدرضا بود و همه از يك ملت و از يك كشور هستند، چه شد كه در ظرف سى‏و هفت‏سال آنهمه جنايات بر ما شد و اخيرا با دست اين شخص آنهمه كشتار مى‏شد و در حكومت آقاى كارتر بود و ايشان ابدا حس انساندوستى‏شان اسباب اين نشد كه يك تقاضايى لااقل از اين شخص بكند كه نكن اين كار را، بلكه آنطور كه ما مى‏دانيم ايشان علاوه بر اينكه تقاضا نكرده‏اند تهييج هم كرده‏اند. ، و اما اينكه اصرار دارند و از جهت انساندوستى معلوم شد نيست، معلوم مى‏شود براى اين است كه اسرار او فاش نشود، اسرار روساى امريكا فاش نشود. ما با بودن شاه در اينجا اسرار شخص كارتر و اسرار اسلاف او را فاش خواهيم كرد و به ملت امريكا ارائه خواهيم كرد و ملت امريكا مى‏فهمد كه گرفتار چه روساى جمهورى هستند كه ملتشان را به تباهى كشيده است و آبروى ملتشان را در بين مسلمين از بين برده است. ما براى اين مى‏خواهيم كه بيايد و ايشان براى اين جهت مى‏خواهد كه نيايد. اين اصرار او به نيامدن براى اينكه خوف اين را دارد كه اسرار فاش بشود و ايشان ديگر نتوانند در مملكت‏خودشان يك زندگى صحيح داشته باشند و ديگر رياست جمهورى ايشان هم فاتحه‏اش خوانده بشود و مملكت امريكا هم اگر مطلع بشود از مسائل و مطلع بشود از مصايب ما و مطلع بشود و رسانه‏هاى گروهى به آنها بفهمانند كه در اين مملكت چه گذشته است و اينها از دست روساى جمهور امريكا و ديگر روساى ابرقدرت، بر ما گذشته است اگر يك همچو احساسى را بكنند اين طرفدارى از كارتر را نمى‏كنند و من هم احتمال اين را مى‏دهم كه طرفدارى از كارتر يك قشر از اشخاصى است كه تحت نظر خود آنها هستند نظير آن طرفداريهايى كه در اينجا از شاه مى‏شد. از شاه مخلوع مى‏شد كه وقتى كه مثلا رئيس جمهور امريكا مى‏آمد به ايران عده كثيرى را مى‏بردند به استقبال به اسم ملت. در صورتى كه ملت هرگز از اين امور اطلاع صحيح نداشت و هرگز حاضر نبود كه استقبال بكند از شاه يا از مهمانهاى شاه لكن آنها عده زيادى داشتند كه اين كارها را انجام مى‏دادند. من احتمال مى‏دهم كه آقاى كارتر هم عده زيادى از قبيل سازمان امنيت و اشخاصى كه مربوط به خودش است داشته باشد و آنها به دانشجوهاى ما در خارج اين اهانتها را مى‏كنند و اين سختى‏ها را مى‏گيرند و خود آقاى كارتر هم كه آقاى انساندوستى است دانشجوهاى ما كه براى تحصيل علم آنجا رفتند، در آنجا آنطور با آنها رفتار مى‏كند و وادار مى‏كند كه آنها را اذيت كنند، وادار مى‏كند كه سگ به جان آنها بيندازند و آنطور جنايات را بكنند. اين آقاى انساندوست وضعش اين است و ما كه يك ملت مظلومى هستيم ما مى‏خواهيم كه آن كسى كه به ما خيانت كرده است‏خودش و اساس كارهايش معلوم بشود.

            سئوال: ولى اين جواب اين نيست كه آيا به اصطلاح اسرا آزاد خواهند شد يا نه؟ و ايشان آن جواب را مى‏خواهند.

            جواب: جواب شد. براى اينكه - اسرا يعنى - ملت نمى‏گذارد. ملت ما مى‏خواهد و نمى‏شود غير از اين، ما بر خلاف ملت نمى‏توانيم عمل بكنيم.

            سئوال: آيا اين اسرا بنابراين همين جا خواهند ماند براى هميشه ؟

            جواب: خواهند بود تا شاه بيايد. اختيار اين اسرا در دست كارتر است. اين اسرا را مى‏تواند كارتر اينجا آزاد كند مادامى كه بفرستد مجرم ما را به ما تحويل بدهد و ما هم اسرا را.

            سئوال: و تنها در آن صورت است كه شاه برگردانده بشود. در غير اين صورت و لاغير؟

            جواب: نه خير اينقدر بخواهد سئوال كند بيشتر از يك سئوال را جواب نمى‏دهم. نه خير بگوييد من وقت ندارم. ما بايد، بيشتر از اين وقت ندارم سئوال كنيد جوابتان را بدهم.

مصاحبه خبرنگار سى. بى. اس (S .B .C) امريكا با امام خمينى (س)

            سئوال: حضرت آيت‏الله، آقاى كارتر دولت ايران را متهم به عمليات تروريستى مى‏كند و مصرا مى‏گويد كه اگر خداى ناخواسته چنانچه صدمه‏اى در ايران به اسرا وارد بشود رژيم شما مسئول اين مسئله خواهد بود.

            جواب: ملت‏سى‏و پنج ميليونى تروريست هستند؟ ! از آقاى كارتر بايد پرسيد كه تشخيص شما در مسائل سياسى هم همين طور است كه يك ملت‏سى‏و پنج ميليونى كه همه پشتيبانى از اينها كردند باز شما مى‏گوييد تروريست هستند! من ديدم كلامى كه از اييشان صادر شده است، مع‏الاسف كلام عاقلانه‏اى نبود كه: اينها دانشجو نيستند اينها لات هستند. اينها تروريست‏اند.

            - دانشجوها، با لات در منطق شما يكى هستند؟ ! لات‏ها و اراذل با دانشجوها را شما در منطقتان يكى مى‏دانيد؟ ! توهين به دانشجوها در سراسر كشورهاى عالم نيست اين مطلب؟ ملت ما را شما تروريست مى‏دانيد؟ تشخيص شما در مسائل سياسى هم همين طور است كه ملت ما را تروريست‏بدانيد؟ ! شما مطمئن باشيد كه ملت ما مسلم است و مسلم تروريست نيست و با اينها با كمال رافت عمل مى‏كند. بهتر است از معامله شما با دانشجوهاى ما در خارج كشور كه آنطور شما داريد عمل مى‏كنيد آيا عمل شما تروريستى است كه دانشجوهاى ما را آنطور اذيت مى‏كنند و سگها را به جان آنها مى‏ريزند. يا نگهدارى اينها در يك محفظه‏اى كه محل خودشان بوده است و همه جور آسايش برايشان فراهم است و آمدند ديدند و ما اجازه داديم كه هر روز بروند آنها را ببينند؟ اين عمل تروريستى است‏يا اين عمل انسانى است؟ و اعمالى كه امثال شماها انجام مى‏دهيد يك اعمالى است كه شبيه به اعمال تروريستى است.

            سئوال: حضرت امام اجازه مى‏فرماييد كه ايشان بروند به سفارت سابق امريكا و با گروگانها صحبت‏بكنند و از سلامتيشان به اصطلاح و رفتار خوبى كه با آنها مى‏شود به دنيا بگويند.

            جواب: مانعى ندارد خوب بروند آنجا جوانها آنجا هستند و آنها هم مانعى پيششان نيست كه كسى برود ببيند - آنها - ببينند آنها سالم‏اند و حالشان خوب است و در رفاه هستند. ابدا چيزى كه موجب گرفتارى آنها باشد نيست. فقط در يك محلى هستند كه حفاظت مى‏شوند و ابدا آسيبى به آنها نخواهد وارد شد، اصلا، اصلش با اين امور با اسير اسلام بسيار رفتار انسانى مى‏كند و او را از همه جهات حفظ مى‏كند و ما هم تابع اسلام هستيم و جوانهاى ما هم دانشجوهاى اسلامى هستند و با آنها حتما بدانيد كه رفتار خوب مى‏كنند - حتى من پسرم را گفتم كه بايد آن جهت را شما گوشزد كنيد و خودتان مشاهده كنيد و ايشان گفتند كه نه آنها حالشان خوب است و من اميدوارم كه تا آخر هم حال اينها خوب باشد و ابدا آسيبى به آنها وارد نشود و آنها از امريكا بخواند و از كارتر بخواهند كه وسايل آزادى آنها را او فراهم كند. ملت ما يك امر مشروعى دارد. يك حرف مشروعى دارد اين حرف را قبول كنند. اينها هم آزاد خواهند شد.

            سئوال: اجازه مى‏فرماييد بگويم فقط خودشان بروند. مى‏فرماييد كه خودشان تنها بروند.

            سئوال: حضرت آيت الله، در ازاء آزادى اسراى زن و سياهانى كه دستور فرموديد، شما چه انتظارى از دولت امريكا داريد؟

            جواب: ما آزادى زنها را و آزادى سياهها را براى اين قايل شديم كه زنها در اسلام يك احترام ويژه دارند و سياهپوستان هم تحت فشار امريكا بودند و ظلم بر آنها شده است و آنها را ما آنطور مقصر نمى‏دانيم بلكه آنها شايد تحت فشار بودند كه اينجا آمدند و لهذا ما براى امتثال امر اسلام و خدا اين عمل را كرديم و انتظارى از آقاى كارتر نداريم و پاداشى نمى‏خواهيم. تمام مطلب ما اين است كه كارتر، اين خيانتكار را به ما پس بدهد و شخص مجرمى كه در يك مملكتى به يك ملتى جرم كرده است، در تمام قوانين دنيا اين است كه بايد پس داده بشود به خود آن مملكت و ايشان - بر تمام - بر خلاف تمام موازين عقلى و عقلايى عمل مى‏كند.

            خبرنگار: حضرت آيت الله، به نظر ما يك مرد بسيار بسيار مهربان مى‏آييد. يك مرد مقدسى، چهره مقدسى داريد. خيلى قيافه حضرت آيت الله مردمى هست و من هم به عنوان يك انسان فقط آرزو مى‏كنم، دعا مى‏كنم كه خداى ناخواسته هيچگونه آسيبى به اصطلاح وارد نشود به روابط بين دو تا مملكت، چيز خارق‏العاده‏اى پيش نيايد.

 



تعداد بازدید:  2186




Skip Navigation Links
زندگینامهزندگینامهExpand زندگینامه
کتابشناسیکتابشناسی
مقالاتمقالات
آثار امام خمینیآثار امام خمینیExpand آثار امام خمینی
اشعار اماماشعار امامExpand اشعار امام
مستنداتمستنداتExpand مستندات
اشعار درباره اماماشعار درباره امامExpand اشعار درباره امام
خاطراتخاطراتExpand خاطرات
بیاناتبیاناتExpand بیانات
امام از نگاه جهانامام از نگاه جهانExpand امام از نگاه جهان
آثار درباره امام آثار درباره امام Expand آثار درباره امام

 

 

سایر پایگاه ها